شهرستان نيکشهر
نیکشهر

تاريخچه نيک شهر
شهرستان نيكشهر كه در سالهاي اخير به شهرستان مستقلي تبديل شده، قبلاً در محدوده شهرستان ايرانشهر قرار داشت. نيكشهر موقعيت طبيعي و جغرافيايي جالب توجهي دارد و مركبات آن بسيار مشهور است. پيشينه تاريخي نيك شهر با تاريخ ايرانشهر پيوند خورده است. قلعه قديمي چهل دختر از آثار تاريخي مهم نيكشهر است
شهرستان نيك شهر با وسعت 23930 كيلومتر مربع وجمعيت 149419 نفر شامل پنج شهر نيك شهر ، قصر قند ، فنوج بنت ولاشار شمالي وپنج بخش وپانزده دهستان و816 پارچه آبادي است.
شهر هاي مزبور داراي طرحهاي هادي بوده ونيك شهر با حدود 8650 نفر جمعيت مركز شهرستان است.
تعداد آثار شناسايي شده شهرستان حدود 29 اثر است كه از اين تعداد تاكنون تعداد سه اثر شامل: تپه دمبيگان،تپه سياهبون وجا دختران در ليست آثار ملي كشور به ثبت رسيده است.
آثار برجسته شناسايي شده شهرستان عبارتند از:
1- حدود يازده قلعه تاريخي از جمله قلعه قصرقند ، نيك شهر ، بنت ، فنوج، اسپكه، هيت ، چانف و...
2- حدود ده محوطه وتپه ماقبل تاريخ
3-حدود پنج درخت كهنسال
4- سنگ نگاره هاي شمال قصرقند
5-مسجد قديمي عبدالقادر در مجاور قلعه نيك شهر
6- تعداد پنج مقبره تاريخي و....

شهرستان نيكشهر درقسمت جنوب شرقي ايران با وسعت 23930 كيلومتر مربع وجمعيت 128901 نفر ( براساس سرشماري سال 75) در جنوب شهرستان ايرانشهر، شمال چابهار غرب شهرستان سرباز بين 26 درجه و12 دقيقه عرض شمالي و60 درجه و12 دقيقه طول شرقي گرينويچ واقع شده است0
شهرستان نيكشهر از نظر وسعت سومين شهرستان استان بعد از ايرانشهر وزاهدان بوده وشامل سه شهر نيكشهر، قصر قند وفنوج ، 16دهستان و 816 پارچه آبادي است 0 آب وهواي شهرستان گرمسيري بوده، ودر اين نوع آب وهوا بيشترين نوع محصولات كشاورزي قابل كشت وبرداشت بوده، طوريكه نام هندوستان كوچك براين منطقه نهاده اند0
شهرستان نيكشهر داراي آثار تاريخي وفرهنگي فراواني ميباشد كه نشانگر وجود تمدنهاي پراكنده در سطح منطقه از هزاره هاي قبل از ميلاد تا عصر حاضر است اين آثار بصورت پراكنده در بخشهاي تابعه شهرستان بچشم مي خورند .
1- بناهاي تاريخي دوران اسلامي ،مساجد ،قلاع و آب انبارها.
2- تپه ها ومحوطه هاي پيش ازتاريخ ودوران تاريخي واسلامي.
3- سنگ نگاره ها ( نگار كندها).
4- درختان - درخت مكر زن(انجير معابد )، انبه وتمبر هندي وچنار.

شهرستان نيكشهر به تفكيك بخشهاي تابعه آن
1- بخش مركزي ( نيكشهر):
اين بخش تا زمان سلطنت رضا خان ”گه“ نام داشت بمعني گهتر وبهتروبعد از آن به نيكشهرتغيير يافت 0 نيكشهر در 26 درجه و13 دقيقه 120 شمالي 60 درجه و12 دقيقه طول شرقي گرينويچ درارتفاع 450 متري از سطح دريا واقع شده است. اين بخش داراي 10اثر تاريخي شناسايي شده مي باشد0
2- قصرقند:
بخش قصر قند بين 26 درجه و13 دقيقه عرض شمالي و60 درجه و44 دقيقه طول شرقي گرينويچ در ارتفاع 450 متري از سطح دريا واقع شده است ، داراي آب وهواي گرمسيري است 0 قصرقند قبل از اين نامهاي مختلفي داشته از جمله ميتوان ” گمج رود” و” گنداوك” رانام برد .
در مورد وجه تسميه قصرقند مي توان گفت، قصرقند كه در گويش محلي نيز آن را كسر كنت مي گويند در واقع كسر برگرفته از واژه كستر بلوچي داراي ريشه پهلوي وفارسي ميانه به معناي كوچك وكنت نيز به معناي آبادي يا شهر ميباشد وكسر كنت به معناي آبادي كوچك مي باشد 0 براي مثال به اسامي همچون پنج كنت يا پنج شهر يا كندي شاپور يا( معرب آن جندي شاپور) يعني شهري كه شاپور آنرا ساخته يا روستايي در سراوان بنام پركنت يعني آبادي بزرگ يا پر جمعيت وغيره نام برد0آثار شناسايي شده در اين بخش نزديك به 14 اثر مي باشند0
3- بخش فنوج :
اين بخش در قسمت شمال شرقي نيكشهر بين 26 درجه و34 دقيقه عرض شمالي و59 درجه و 38 دقيقه طول شرقي در ارتفاع 730 متري ازسطح دريا واقع شده است0 از نظر تاريخي منطقه فنوج بعلت دارا بودن محوطه هاي دوران تاريخي وپيش از تاريخ همانند قصر قند حائز اهميت است وداراي 8 اثر شناسايي شده ميباشد0
4- بخش بنت:
بخش بنت كه بين 26 درجه و17 دقيقه عرض شمالي و59 درجه و13 دقيقه طول شرقي گرينويج در ارتفاع 400 متري از سطح دريا واقع شده است وداراي 6 اثر شناسايي شده ميباشد كه از ميان آنها 2 اثر كلات زنگيان وتپه سهرين دوك از نظر فرهنگي وتاريخي حائز اهميت ويژه اي ميباشد0
5- بخش لاشار واسپكه:
اين بخش در قسمت شمالي نيكشهر ودر شمال غربي قصرقند بين 26 درجه و50 دقيقه عرض شمـــــالي و60 درجه و10 دقيقه طول شرقي گرينويچ در ارتفاع 880 متري از سطح دريا واقع شده است وداراي آب وهواي گرمسيري بوده ولي بعلت واقع شدن در ميان ارتفاعات نسبت به آب وهواي ساير بخـشهاي شهرستان خنك تـــر مي باشد0
شرح آثار تاريخي شهرستان :
شهرستان نيكشهر در بردارنده 42 اثر تاريخي وفرهنگي از دورانهاي مختلف بوده كه از مجموع اين اثار سه اثر ( تپه دمبيگان ، تپه سياه بن ومحوطه چهل دختران)درفهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده است 0
از نظر وجودآثار تاريخي وفرهنگي شهرستان نيكشهر منطقه اي دست نخورده بحساب مي آيد تاكنون كارهاي علمي وتحقيقاتي در اين منطقه انجام نشده و براي اولين بار كار بررسي وشناسايي توسط اشتاين در سالهاي قبل از انقلاب اسلامي ودومين بار كار بررسي وشناسايي آثار منطقه در شهريورماه 1380 توسط مديريت ميراث فرهنگي استان به سرپرستي آقاي شيرازي انجام شد0
شرح خلاصه اي از آثار تاريخي وپيش از تاريخي منطقه:
§ تپه دمبيگان:
تپه دمبيگان در جنوب شرقي قصرقند درارتفاع 475 متري از سطح دريا بطول تقريبي 1000 متروعرض 700 متر با جهت شرقي – غربي واقع شده است سطح محوطه پوشيده از قطعات سفالي منقوش به نقوش برجسته ونقوش تزئيني نقاشي شده وساده مي باشد0
سفالهاي سطحي محوطه از نوع سفالهاي دست ساز خشن وچرخ ساز ميباشند از اين نوع سفالهاي ميتوان از خمره هايي نامبرد كه قطعات شكسته آنهادر سطح محوطه بوضوح قابل رويت ميباشند.
در قسمت جنوب غربي محوطه در حاشيه رودخانة پاسك تپة طبيعي از نوع رسوبي وجود دارد كه در قسمتهاي مختلف آن آثاري از قطعات سفالي ظروف شكسته به چشم مي خورد.ظروفي از قبيل كاسه،ليوان و..... كه مزين به نقوش تزئيني از جمله نقوش هندسي و نقش بز است.در سطح محوطه آثاري از معماري نيز به چشم مي خورد. كه به صورت ديوارهاي سنگ چين شده در ابعاد مربع مستطيل مي باشد تپه دمبيگان مربوط به دورة اشكاني بوده كه آثاري از دوران اسلامي نيز در سطح محوطه ديده مي شود .
§ تپه سياه بن:
تپه سياه بن در قسمت شمال شرقي قصرقند در ارتفاع 530 متري از سطح دريا واقع شده است درمسير جاده قصر قند هليچگان كوه سنگي سياه رنگي به ارتفاع تقريبي 20 متر در سمت غربي جاده بوده كه معروف به كوه سياه مي باشد و زمينهاي اطراف آن به سياه بن معروف اند.تپه سياه بن به صورت دوتپه مجزا ازهم غربي يا شرقي به فاصلة 200 مترا زيكديگر مي باشد.
§ سياه بن غربي :
اين محوطه دايره اي شكل با قطر 75 متر بصورت جزيره اي در ميان زمين هاي كشاورزي واقع شده است0 در سطح محوطه آثاري از معماري بچشم مي خورد كه در ساخت آن بيشتر از سنگهاي رودخانه اي استفاده كرده اند0 بيشترين آثار سطحي محوطه قطعات شكسته سفالي بوده كه از نوع سفالهاي قرمز رنگ وخاكستري كه هر دو دسته مزين به نقوش هندسي بوده وسفالهاي خاكستري علاوه بر نقوش هندسي به نقوش گياهي وحيواني از جمله نقش بز، صليب وگل هشت پر مزين مي باشند0 علاوه بر سفالهاي خاكستري وقرمز رنگ سفالهاي لعابدار وقرمز رنگ ، آبي – سبز و فيروزه اي نيز درسطح محوطه قابل مشاهده است0
§ سياه بن شرقي:
در قسمت شرقي جاده هليچگان به قصرقند واقع شده است وداراي قطعات سفالي سطحي از نوع سفالهاي خاكستري وقرمز منقوش به نقوش حيواني، گياهي وهندسي مي باشد0از جالبترين وبا اهميت ترين نقوش روي سفالهاي اين محوطه نقوش بزها به صورت جمعي در حال جست و خيز مي توان نام برد0 از انواع ظروف اين محوطه مي توان به كاسه، فنجان ، ليوان و000 اشاره كرد كه با ظرافت خاصي ساخته وتزئين شده اند0
§ محوطه چهل دختر:
محوطه چهل دختر ( جادختران) در قسمت غربي نيكشهر ورودخانه گنگ در ارتفاع 458 متري از سطح دريا واقع شده است0 اين محوطه مربوط به دوران اسلامي بوده، داراي آثار سطحي از نوع سفالهاي قرمزرنگ ساده ومنقوش مزين به نقوش هندسي مي باشد 0 علاوه بر سفالهاي قرمز رنگ ،مي توان به سفالهاي لعابدار دوران اسلامي اين محوطه اشاره نمود0 از آثار معماري مي توان به بناهاي مربع ومستطيل شكل وهشت ضلعي نام برد.
مصالح بكار رفته در آنها آجر سفال قرمز رنگ وساروج مي باشد0 اين محوطه براي اولين بار توسط اشتاين گمانه زني شد .برخي از اين محوطه به نام معبـــد گبرها ياد ميكنند0
باتوجه به آثار سطحي محوطه هاي شهرستان نيكشهر كه بيشتر از نوع سفالي قرمز رنگ وخاكستري منقوش به نقوش هندسي وحيواني وگياهي بوده اند مي توان گفت اين آثار مربوط به دوران پيش از تاريخ ودوارن تاريخي بوده وبا توجه به شباهتي كه ميان آثــــار محوطه هاي شهرستان نيكشهر وتپه هاي دامن وبمپور وجود دارد مي توان به ارتباط فرهنگي كه اين مناطق با همديگر داشته اند پي برد0
§ سنگ نگاره ها ( نقوش كنده ها):
نقوش كنده بيشتر در شهرهاي قصرقند، بنت و نيكشهرديده مي شودكه با توجه به نوع نقوش آنهارا مي توان به دو دسته نقوش حيواني و نقوش انساني تقسيم كرد0
الف- نقوش حيواني : از جمله اين نقوش نقش اسب مي باشد كه به صورت خلاصه شده ودر برخي موارد طبيعي تر نمايش داده شده اند 0 از نقوش اسب مي توان از نقشي كه در آن دو اسب كه ارابه اي به آنها بسته شده ومي كشند ياد كرد0 از نقش هاي ديگر اسبي است كه با سوار در حال تاختن مي باشد.
از نقوش حيواني ديگر مي توان از نقشهاي گاو، شتر دو كوهانه، ،گاو كوهاندار ، روباه ، سگ ، بزهاي كوهي وشير يا ببر نيز ياد كرد0 از نقشهاي شير مي توان به نقش شير در حال شكار وصحنه هاي شكار نام برد0
ب- نقوش ا نساني:
اين نقوش كنده كاري شده انسانها را در حال مبارزه با يكديگر شكار حيوانات از جمله بزكوهي وهمچنين درحال سوار كــاري نشان مي دهد0 اين نقوش كنده ها شبيه به نقاشيهاي غار ميرملاس دركوهدشت لرستان مي باشد.
قلاع ساخته شده در سطح شهرستان:
اين قلعه ها بعنوان مركز شهر در دوران اسلامي ساخته شده اند وتا اواسط حكومت پهلوي خانهاي منطقه در آنها سكونت داشته اند0 بيشتر اين قلعه ها بصورت بناهاي سه طبقه ساخته شده و داراي دو مسجد يكي در قسمت مركزي وديگري در قسمت شمالي خارج از حياط اصلي قلعه بوده اند0 بيشترين تزئينات اين بناها ، تزئينات دندان موشي و مثلثهاي زيگراكي وبرجسته كاري در اتاقهاي حاكم نشين بوده اند0
با توجه به اينكه مصالح بكار رفته در ساخت اين بناها خشت خام وگل بوده بعلت فرسايش عوامل طبيعي بصورت تلهايي از خاك درآمده اند0 وفقط در بخش لاشار واسپكه بعلت مسكوني بودن وباز سازي مكرر تاكنون سالم مانده
معرفی استان سیستان و بلوچستان
|
معرفی استان سیستان و بلوچستان : | |
![]() |
طول و عرض جغرافیایی مساحت ارتفاع از سطح دریا ارتفاعات رودخانه ها دریاچه ها پوشش گیاهی آب و هوا |
![]() | |
![]() | |
|
تراکم جمعیت نرخ رشد جمعیت میانگین سنی جمعیت تعداد خانوار و متوسط بعد آنها تعداد و جمعیت شهرها و دهستانهای استان جمعیت فعال، شاغل و بیکار نرخ شهرنشینی امید به زندگی دسترسی به آب سالم تعداد مراکز درمانی تعداد پزشکان نرخ ورود به دوره ابتدایی تحصیلی تعداد مراکز آموزش عالی متوسط هزینه خانوار شهری و روستایی نرخ بیکاری سهم اعتباری سهم شاغلین سطح زیر کشت گندم سطح زیر کشت خرما دامداری صید و تولید آبزیان سهم بخش صنعت و معدن از اعتبارات استانی سهم شاغلین مشترکین و فروش برق تعداد روستاهای برخوردار مراکز گمرکی ارزش واردات ارزش صادرات سهم شاغلین بخش خدمات سهم اعتبارات | |
مکران
مکران
مکران. اي سرزمين جاودان قدمتت همپايه هفت آسمان
اي سرا و مامن آزادگان دور باد از دامنت دست ددان
جاي جاي خاک تو بوي صفاست يادگار از مردماني با حياست
شيرمرد و جامه غيرت به تن مرد جنگ و کارزار و صف شکن
چشم تاريخ خود بود باري گواه بر رشادتهاي حمل .دادشاه
آن يلي که فوج شاهي را شکست آن گرفته جان شيرين را به دست
نيست شخصي غير شيرکوه سپيد دادشاهي که جهانن جون او نديد
يک تنه رفتن به جنگ پرتغال دست خالي با مسلسل ها جدال
از که آيد جز ز شاه کلمتی حمل غيور و صاحب غيرتي
اجنبي بر خاک تو نابرده دست زانکه خاکت بر بلوچ پيراهنست
از تن ما پيرهن بيرون رود آن زمان که سر جدا از تن شود
از بلوچي و بلوچ اين نکته دان هر چه پنداشتي ازين معني همان
رسم او مهمان نوازي و صفا سر به قولش مي شود از تن جدا
در مرامش رندي و مردانگي است چون به غيرت در رسد ديوانگي است
هان که ديگ غيرتش ناور به جوش تا چو شيران ناورد بر تو خروش
شهرهايت جنت روي زمين بلکه زيباتر ز فردوس برين
آريايي شهر تو ايرانشهر چون سراوان هيچ کس ناديده شهر
نيکشهرت از نکويي شهر نيک چابهار. چاربهارت بي شريک
در زمستان گر کني ياد بهار يک سفر مي بايدت تا چابهار
چون کنارک نيست جاي ديدنی در ونيز و مارسي و هم سيدني
سرزمين مردم آزاده . خاش هر دم اين خوبان به کارند و تلاش
زاهدانت . شهر غيرت شهر دين موطن شمشاد هاي مه جبين
بيرگ و تفتان و سپيد و آهوران حجتي است بر اعتلاي مکران
مکران تخت است و تفتان تاج اوست بر سرش بادا مدام اين تاج دوست
اي خوشا بخت بلند آسمان در جوار تک کهت دارد مکان
بادهاي موسمي چون مي وزند ماتم و اندوه از دل مي برند
خوش بود نمبي و خوشاکت به وقت وان لوارت گر چه دارد سوز و تفت
زن فراموشي به فنوجت وزان مايه شادي روح است و روان
خاطر شوهر تهي از فکر زن خوش بخفته راحت و آسوده تن
وان موذن فارغ از بانگ و صلاه بلکه نوم و خير من حي الصلاه
چون نگنجد وصف تو در اين مقال بهتر آن باشد که گويم حسب حال
مکران اي سرزمين جاودان قدمتت همپايه هفت آسمان
اي سرا و مامن آزادگان دور باد از دامنت دست ددات
حصير بافي از برگ درخت نخل شاهكار دستان هنرمند زنان بلوچ
هنرحصيربافي شاهكار دستان هنرمند زنان بلوچياست كه هنرمندانه درشهرستان نيكشهر از برگ درختان داز (نوعي نخل خرماي وحشي) اين اثر هنري را خلق ميكنند.
هنر حصيربافي در سيتان وبلوچستان قدمتي به اندازه تاريخ اين قوم دارد، اين هنر سينه به سينه توسط شير زنان و مردان به نسلها منتقل شده است .
استقبال بازارهاي داخلي و خارجي از هنر حصيربافي بلوچستان كه متاسفانه به صورت غيرقانوني خريد و فروش ميشود،حكايت از جذابيت اين هنر بيبديل در نزد اقوام مختلف است .
با توجه بهاين كه مسوولان در كشورهاي در حال توسعه براي جهاني شدن صنايع دستي و محلي خود تلاش ميكنند در اين ميان صنايع دستي ايران آن گونه كه بايد براي جهانيان شناخته شده نيست .
خريد و فروش غير قانوني انواع صنايع دستي در كشورهاي همسايه و حاشيه خليج فارس، متاسفانه بازار پر رونق دلالان را كاملا گرم نگه داشته است .
دلالان اكثر صنايع بومي و محلي از جمله حصيربافي اين منطقه كه از جذابيت خاصي برخوردار است با قيمت بسيار پايين خريداري ميكنند و آن سوي مرز اين صنايع را با سود كلان به فروش ميرسانند.
دسترنج حصيربافان نيكشهري در اين آشفته بازار تنها با پنج هزار ريال از سر ناچاري به دلالان حراج داده ميشودو هنر دست زنان و مردان بلوچ در بازار هاي داخلي و خارجي به صورت غير قانوني چند برابر قيمت خريده شده ، به فروش ميرسد.
با توجه به قدمت و جذابيت هنرهاي دستي اين منطقه جا دارد مسوولان در جهت حمايت و معرفي اين آثار گامهاي موثري بردارند .
مسوول تعاوني حصيربافان شهرستان نيكشهر گفت: هنر حصير بافي در بلوچستان شايستگي جهاني شدن دارد و مسوولين بايد با توجه بهاينكه حصيربافان از قشر كم درآمد جامعه هستند تلاش بيشتري براي رفع مشكلات آنان انجام دهند.
"محمد رييسي" افزود: اگر بيتوجهي به هنر حصيربافي ادامه يابد ديگر نسل اين هنر كه از زمان پيامبران و حتي قبل از اسلام كاربرد بسياري داشته از بين خواهد رفت.
او با بيان اينكه بافت حصير ۱۲متري يك هفتهطول ميكشد ادامه داد: زنان روستايي و عشايري زحمات يك هفته خود را درقبال دريافت پنج هزار ريال مي فروشند.
وي افزود: وضعيت معيشتي اين افراد به گونهاي است كه اين پنج هزار ريال را در مقابل كارهاي هنرمندانه خود دريافت ميكنند و اعتراضي در برابر آن نمي كنند.
او با ابراز نگراني از وضعيت موجود و نابسامان حصيربافان اظهار داشت:
وقتي كه دسترنج حصيربافان با چنين قيمت پاييني از آنان خريداري ميشود انگيزهاي براي آنها جهت گسترش و ادامه اين هنر باقي نميماند.
وي افزود: توجه نكردن به اين هنر باعث شده تا زنان و مردان هنرمند نيكشهري انگيزه خود را از انتقال تجربياتشان در زمينه حصيربافي به دختران و پسرانشان از دست بدهند و اين موضوع زنگ خطري براي نابودي اين هنر به شمار ميرود.
او سرمايهگذاري بر روي هنر حصيربافي توسط سرمايهگذاران شهرستاني را ضروري دانست و گفت: سرمايهگذاري بر روي اين هنر نه تنها باعث دلگرمي حصير بافان ميشود بلكه زمينه خارج شدن اين صنعت از ركود را فراهم ميسازد.
رييسي گفت: درصورت حمايت مسوولان صنايع دستي از حصيربافي در نيكشهر مي توان آينده روشن و درخشاني را براي اين هنر پيش بيني كرد.
وي با بيان اينكه هنر حصير بافي در نيكشهر فقط به بافت حصير محدود نمي شود افزود: از برگهاي درخت داز (نوعي نخل خرما وحشي) كه ماده اوليه اين هنر به شمار ميرود كالاهاي ديگري نظير جاي دستمال كاغذي، گلدان، انواع اسباب بازي كودكان، انواع كلاه، وسايل تزييني منزل، جارو، كيف و كفش توسط دستان هنرمند مردم نيكشهر ساخته ميشود.
وي اظهار داشت: ادارات مختلف نيكشهر بيش از شش ميليون ريال به تعاوني حصيربافان بدهكار هستند و تاكنون نسبت به پرداخت بدهي خود هيچ اقدامي نكردهاند.
مسوول صنايعدستي نيكشهر هم، علت اصلي بيانگيزه شدن حصيربافان را حمايت نشدن از سوي مسوولان ذيربط عنوان كرد.
"خيرنساء اميري" افزود: با توجه به وضعيت كنوني ايجاد تعاونيهاي حصير بافي ميتواند در رفع اين مشكل نقش سازندهاي داشته باشد.
وي ادامه داد: درآمد پايين حاصل از فروش هنر حصيربافي موجب شده تا زنان و مردان هنرمند نيكشهري روز به روز از اين هنر فاصله بگيرند.
وي با بيان اينكه صنايع دستي نيكشهر هرساله برنامههايي را در يك چارچوب و غالب خاصي برگزار ميكند گفت:درسالجاري ساماندهي صنعت گران صنايع دستي از جمله برنامههاي اجرايي صنايع دستي است.
زاهدان
زاهدان

شهر زاهدان كه امروزه به عنوان مركز استان سيستان و بلوچستان مىباشد سابقه تاريخى چندانى ندارد. در زمان قاجاريه در محل فعلى شهر يك جنگل كوچك از درختان گز وجود داشت كه داراى مقدارى آب بود كه از زيرزمين بيرون مىآمد و بعلت نفوذپذيرى زياد خاك محل ظهور آن متغير بود و آب مازاد پس از ظهور دوباره به دورن زمين برمىگشت و به زبان مردم عامه «دزداب» ناميده مىشد.
براى اولين بار يكى از افراد بومى منطقه بنام مراد در سال 1277 ه.ش كاريزى در اين محل حفر كرد و به كار كشاورزى پرداخت، كم كم آبادى كوچكى به وجود آمد. چون اين محل در سر راه ارتباطى غرب به هندوستان (مستعمره انگليس) قرار داشت از اهميت ويژه اى برخوردار بود و دولت قاجاريه نيز به آن توجه مىكرد.

در سال 1281 ه.ش عده اى از كارشناسان و متخصصان بلژيكى از طرف دولت مركزى ايران به منظور ايجاد يك گمرك مرزى به دزدآب آمدند و با احداث گمرك بر اهميت اين محل افزوده شد در نتيجه روزبروز جمعيت آن افزون مىشد و وسيعتر مىگرديد. با احداث راه آهن كويته - زاهدان در زمان جنگ جهانى اول توسط انگليسىها، تجارت و بازرگانى رونق يافت و عده اى از كسبه براى اين امر در محل دزداب چادر زدند و با احداث چندين ساختمان گلى توسط كاركنان گمرك و تجار زمينه پيدايش شهر آشكار شد و دزداب رو به رشد و ترقى گذاشت.
با حمله قشون رضاخان به بلوچستان در سال 1307 ه.ش، عده اى از نظاميان در دزداب مستقر شدند و فرماندارى اين محل بر عهده آنها بود، تا اينكه چند سال بعد مامورانى از طرف وزارت كشور عهده دار فرماندارى بلوچستان گرديدند. و به پيشنهاد سرتيب امان الله جهانبانى درسال 1314ه.ش دزداب به زاهدان تغيير نام داد.
بلوچستان در اين زمان شامل شهرستانهاى زاهدان، ايرانشهر و سراوان بود و مركز آن شهر زاهدان تعيين گرديد. بعد از چند مدت بلوچستان با سيستان يك فرماندارى كل را تشكيل مىداد و سرانجام به استان سیستان وبلوچستان تبديل شد و زاهدان به عنوان مرکزیت استان انتخاب گردید.
فهرست آثار و ابنيه تاريخى زاهدان
شهر زاهدان مركز استان سيستان و بلوچستان است. چون قدمت اين شهر بيش از چند دهه نيست، داراى آثار تاريخى قابل توجهى نيست و تنها در چندين بناى اين شهر سبك معمارى جلب توجه مىكند. در منطقه لاديز از بخش ميرجاوه اين شهرستان اشيايى سنگى از دوران پارينه سنگى با قدمت 80 تا 100 هزار ساله شناسايى سطحى شدهاند. در دامنه شمالى كوه تفتان در روستاى روپس از توابع دهستان تمين يك غار طبيعى وسيعى وجود دارد كه داراى چندين قبر كهن مىباشد و معروف به هفتاد ملا است.
در شمال غربى زاهدان در روستاى گراغه آثارى بصورت تپه هاى خاك وجود دارد كه نشان مىدهد افرادى در اين محل با استفاده از معادن مس به صنعت ذوب مس و ساختن ظروف مسى اشتغال داشته اند.
آثار باستانى و ابنيه تاريخى شهرستان زاهدان عبارتند از:
محوطه هاى باستانى: محوطه باستانى لاديز - تپه باستانى گَراغِه - بناهاى صخرهاى تَمينْ
قلاع: قلعه گودال روپَسْ
ساير آثار: قبرستان هفتاد ملا روپَسْ - بازارچه سرپوش زاهدان - ساختمانهاى قديمى گمرك - شهربانى سابق و پست بخش ميرجاوه - بناى قديمى دادگسترى زاهدان
خاش
خاش


يكى از مناطق خوش آب و هواى بلوچستان، تفتان است. شرايط مطلوب آب و هوايى موجب شده كه انسانها در ادوار مختلف در حوالى و دامنه هاى زيباى آن ساكن شوند. از جمله كسانى كه به شناسايى و بررسى منطقه خاش پرداخته است، «جوديت ماروچك » مىباشد كه در سال 1353 ه.ش در محدوده اى به وسعت 1500 كيلومترمربع تعدادى بالغ بر صد محوطه باستانى از دوران كهن تا حدود 200 سال قبل را شناسايى كرده است. هدف وى يافتن اطلاعاتى از دوره پارينه سنگى و الگوى زندگى شبانى در دوره هاى قبل از تاريخ در اين منطقه بوده است. همچنين در دامنه جنوبى تفتان شواهدى از معمارىهاى صخرهاى مشاهده مىشود.
آثار باستانى و ابنيه تاريخى شهرستان خاش عبارتند از:

محوطه هاى باستانى: محوطه باستانى 4 كيلومترى غرب خاش - بناهاى صخرهاى تمندان - بناهاى صخرهاى جمچن - محوطه باستانى شمال شرقى خاش - محوطه باستانى چشمه خاش
ساير آثار: مناره مسجد جامع خاش - بازارچه سرپوش خاش - درخت كهنسال سروسنگان - درخت كهنسال دهپابيد
قلاع: حيدرآباد - كمال آباد
تاریخچه اسکان: در این شهر بطور دقیق بصورت نوشتار ثبت نگردیده ولی انچه از اقوال سالخوردگان شهر و کتب خانه اذهان آنان بر می اید .چنین به نظر می رسد که اسکان در این شهر به ادوار قبل از اسلام باز میگردد.
شهرخاش تاقبل از زمان نادرشاه بعلت ناامن بودن منطقه اعتبار چندانی نداشت در زمان نادرشاه تصمیم به ایجاد امنیت و سرکوب راهزنان گرفته شد به همین علت نادرشاه میربایی خان را به حکومت آنجا منصوب کرد میر بایی خان قلعه ایی در میان آبادی بنا نمود و شروع به آباد کردن شهر نمود. پس از کشته شدن نادر شاه انگلیسی ها فرصت را مغتنم شمرده و وارد منطقه خاش شدند.
خاش شهر حماسه مدافعان سرحد خلیل خان گمشادزهی و جیندخان یاراحمد زهی و جمعه خان اسماعیل زهی است.

تا مدتها حکومت شهر خاش در دست خوانین ملوک الطوایفی کرد بود که آخرین نامه مستند از آن نامه ای است که فرمانفرما نوه فتحعلی شاه قاجار به عبدالکریم خان کرد نوشته است. گرچه پس از آن تا زمان محمد حسن خان کرد قلعه خاش در اختیار اکراد بوداما از قدرت ونفوذ آنها تا حدی کاسته گردید. بدین ترتیب با حمله رجینالد دایر افسر ارشد انگلیسی این قلعه بدست انگلیس افتاد. و سردار عیدو خان ریگی رییس طایفه ریگی بر آنجا تسلط پیدا نمود و سه قلعه دیگر بنامهای کمال آباد حیدر آباد و ناصری بنا نمود.
ویژگیهای جغرافیایی شهرستان ايرانشهر
ویژگیهای جغرافیایی شهرستان ايرانشهر:

ايرانشهر در قلب بلوچستان همان شهر تاريخى پهره مىباشد كه در بعضى از كتب «پورا» نيز ضبط گرديده است. پهره در لغت به معنى پاس و محافظت مىباشد چون پهره در مركز بلوچستان نقش حفاظت و پاسدارى از منطقه مَكرُان را داشته است.
پَهْرَه به معناى شهربزرگ نیز ناميده شده و در زمان حمله اسكندر مقدونى منطقه اى آباد و سرسبز بوده اما به مرور زمان بر اثر علل گوناگونى رو به تخريب نهاده است.
پس از ساخت قلعه ايرانشهر (ناصرى) در سال 1271 ه ق مركز حكومتى بلوچستان از بمپور به پَهْرَه انتقال داده می شود. با انتقال مركزحكومت از اهميت بمپوركاسته شد و پَهره روز به روز گسترش بيشترى يافت. با ضعف قواى قاجار، نيروهاى بلوچ و حاكمان محلى فرصت را غنيمت شمرده و قلعه را از دست آنان گرفتند و بهرام خان باركزايى و سپس برادرزادهاش بنام دوست محمدخان به عنوان حاكم بلوچستان در اين شهر به حكومتى پرداختند تا اينكه با حمله قشون رضاخان در سال 1307ه.ش اين شهر بدست قواى دولتى درآمد.
يه تدريج اين شهر گسترش يافته و امروزه به صورت يكى از قطبهاى جذب جمعيت و فعاليتهاى اقتصادى در آمده است.
نام قديمى پهره بوسيله هيأت وزيران در سال 1314 ه.ش به ايرانشهر تغييرنام داده است.

مساحت:
ايرانشهر در قسمت مركزى بلوچستان حدود16000كيلومترمربع مساحت دارد .
جمعيت:
جمعيت آن براساس آخرين سرشمارى194596 نفر است .
حدود:
اين شهرستان از شمال به شهرستانهاى خاش و زاهدان، از جنوب به شهرستان نيكشهر، از شرق به شهرستانهای سربازو سراوان و از غرب به استان كرمان محدود مىشود.
مركز شهرستان:
شهر ايرانشهر مركز شهرستان است كه از سال 1314 ه.ش به ایرانشهرتغییر نام داده و ارتفاع آن از سطح دريا 591 متر مىباشد و در - ْ60 طول شرقى و ْ27عرض شمالى قرار دارد. فاصله زمينى آن تا مركز استان 321 كيلومتر و تا تهران 1590 كيلومتر است، فاصله هوايى آن تا تهران 1292 كيلومتر مىباشد.
رود مهم:
بَمْپور كه شاخه اصلی آن ازایرندگان سرچشمه گرفته وبه رودخانه دامن هم معروف است وپس از به هم پیوستن شاخه های فرعی به سمت غرب جریان وبه دریاچه فصلی جازموريان منتهى مىشود.
آب و هوا:
آب و هواى شهرستان ايرانشهر در تابستان گرم و خشك و در زمستان معتدل است و بادهاى باران آور موسمى در فصل تابستان و بادهاى باران آور غربى در فصل زمستان در اين منطقه موجب ريزش پراكنده باران مىشوند درجه حرارت متوسط ايرانشهر در سال 1375 و ميزان بارندگى ساليانه آن به ترتيب 24/6درجه و 119/2ميلى متر بوده است.
تقسيمات كشورى:
اين شهرستان داراى 4 شهر (ايرانشهر – بمپور-دلگان –بزمان )و4 بخش( مركزى - بمپور - بَزْمان - دَلْگان ) است
آثارباستانی و ابنيه تاريخى شهرستان ایرانشهر

جريان رودخانه هاى دامن و بمپور زمينه لازم را براى استقرار انسانها در حاشيه اين رودها از دوران قديم فراهم كرده است. براساس بررسىهاى انجام شده آثارى از دوران ماقبل تاريخ در اين منطقه شناسايى شده اند، كه بيانگر وجود تمدن كهن و غناى تاريخى و فرهنگى اين ناحيه مىباشند.
آثارباستانى وابنيه تاريخى اين شهرستان عبارتند از:
محوطه هاى باستانى: چاه حسينى - دامَنْ - بمپور - تومپ شهر دراز - گورستان قديمى خوراب - منار امام - تپه بَزْمان - قبرهاى قديمى دامن - تمب مورياب جازموريان - سَركَهوران - كَتوكان - قاسم آباد - مَوْلا - گوارگوشت - سَردْگاه (سَردُقْ) - قبور قديمى تيغ آب - سُهران - قبرستان كولِگ - قبرستان دَمبولان.
قلاع : ناصرى (ايرانشهر) - بمپور - چهل دختر - بَزْمان – سوراپ(هارون) -گوران بزمان- دامن - كَجكوش - اسپيددره - سعيدآباد - گوران دامن - زومى.
ساير آثار: ساختمانهاى سنگى هودْيان - سنگ مَرمَر جعفرآباد - آرامگاه سيدمهدى - آرامگاه حاجىبابا كَتْوكان - - غار تاريخى كَم ْسِپْتان
قلعه ناصرى:
قدمت: قاجاريه (1269-1313 ه.ش)

مشخصات معمارى :
قلعه فوق در ابعاد 194×194 متر يعنى در زمينى به مساحت 37636 مترمربع ساخته شده است. حصار اطراف آن به ارتفاع 6/7 متر و ضخامت 4/5 متر بصورت توپُر است. مجهز به دو نوع تيركش دورزن و نزديك زن مىباشد و تيركشهاى آن حالت عريب دارند. قلعه داراى 7 برجك و 2 برج در جلو مىباشد و شامل سرباز خانه، قورخانه، مسجد، حمام، اصطبل، حوضخانه، شاه نشين، عام نشين، باغ و ... بوده است. در سال 1359 ه.ش توسط عده اى ناآگاه به ارزش ميراث فرهنگى كليه ابنيه داخل قلعه تخريب و همسطح شده است تنها حمام قلعه در پايينتر از سطح زمين بصورت ويرانهاى باقى مانده است. حمام داراى تون، حوض خانه و چاه فاضلاب است از هنرهاى جالب معمارى حمام كاربرد لوله هاى سفالى به اندازه 6 اينچ مىباشد كه به منظور تهويه هواى حمام و تخليه فاضلاب كار گذاشته شده اند. مصالح بكار رفته در حصار ها و برجهاى باقى مانده، خشت خام و آجر 20×30 سانتىمترى و ساروج بوده است طاقهاى آن به صورت 20 سانتى مترى و جناغى بودهاند كه بىنظير هستند. آب موردنياز بوسيله يك رشته قنات وارد قلعه مىشده و پس از ذخيره در حوضخانه ها به منظور زراعت و استفاده در آبيارى باغات كه در شمال قرار داشته اند از آن استفاده مىشده است. در بالاى ديوار از داخل قلعه معبرى به عرض بيش از يك متر در ارتفاع 5 مترى از زمين براى گرد نگهبانان و جان پناهى با متوسط ارتفاع 1/7 متر براى جلوگيرى از ديد خارج تعبيه شده است. در روى جان پناه سوراخهايى (مزقلها) با شيبهاى متفاوت تعبيه شده كه مدافعان از آن محلها بصورت نشسته و يا ايستاده لوله تفنگ را جهت مقابله با دشمن از آنها خارج مى نمودند. به جز برجهاى دروازه در زير سايه برجها، آسايشگاه سربازان قرار داشته كه برجهاى مذكور نيز مشابه ديوار داراى جان پناه يا مزقل هاى دفاعى با شيبهاى متفاوت بودهاند. قلعه در گذشته داراى 150 اطاق در اندازه هاى مختلف با چهارحياط مجزا بوده است.
تاريخچه قلعه ناصرى :
شاهزاده فيروز ميرزا فرمانفرما در زمان حكومتىاش در كرمان سفرى به بلوچستان و بازديدى از قلعه بمپور داشته است (1264ه.ق). چون قلعه بمپور مركز قشون دولت بود رو به ويرانى نهاده بود و تعمير آن نياز به هزينه زيادى داشت، به پيشنهاد وى و موافقت ناصرالدين شاه قاجار قلعه اى در پَهره (ايرانشهر فعلى) ساخته شد كار ساختمانى آن در سال 1264 ه.ق توسط معماراستاد حسين معمارباشى شروع و در سال 1271 ه.ق به اتمام رسيده است. هدف از ساخت اين قلعه انتقال مركز حكومت بلوچستان از بمپور به ايرانشهر بوده است. تا سال 1286 ه.ق قلعه تحت تسلط قواى قاجار بوده، اما به علت ضعف حكومت مركزى به دست قواى بلوچ و احكام محلى مىافتد. سربازان قاجاريه پس از شكست به طرف كرمان حركت مىكنند و خبر اشغال قلعه را به والى كرمان مىرسانند. از طرف والى عدهاى فرستاده مىشوند كه قلعه را از دست بلوچها خارج نمايند اما موفق نشده و مجبور به بازگشت مىشوند. در اين زمان بهرام خان حاكم سرباز خود را به ايرانشهر مىرساند و قلعه را در دست مىگيرد. تا سال 1294 ه.ق بهرام خان حاكم بلوچستان بوده و پس از وى برادر زاده اش به نام دوست محمدخان به حكمرانى بلوچستان مىرسد و تا سال 1307 ه.ش دولت مركزى هيچگونه تسلطى بر بلوچستان نداشته است. قواى دولتى در سال 1307 ه.ش به دستور رضاخان عازم فتح قلعه مىشوند و قلعه به تصرف آنها در مىآيد و دوست محمدخان به اسارت قواى دولتى در مىآيد و لازم به ذكر است اين قلعه به نام دوست محمد خان نيز معروف است. قواى دولتى در قلعه مستقر مىشوند و كم كم كل بلوچستان به تصرف قواى دولتى در مىآيد. در سال 1359 ه.ش بعد از پيروزى انقلاب اسلامى شهردارى ايرانشهر نسبت به تخريب ابنيه داخلى اقدام و آثارى از گذشته در آن باقى نمىگذارد. بلايى بر سر قلعه وارد مىآورد كه تاكنون هيچ دشمنى بر آن وارد نكرده است.درسالهای اخیرمیراث فرهنگی حصاراین قلعه رابازسازی نموده استمکانهای دیدنی ایرانشهر
رودخانه سربازو تمساحهاي آن
ايرانشهر
پارك جنگلي بمپور
ايرانشهر
باغهاي مركبات ايرانشهر
منطقه ايرانشهر
چشمه آبگرم كنتي
شمال غربي ايرانشهر
چشمه آبگرم تنگ
بزمان
چشمه آبگرم هوديان
جاده بزمان- دلگان
چشمه آبگرم مكسان
جاده بزمان- مكسان
چشمه آبگرم تشت
جاده بزمان
چشمه آبگرم جمشيد
مسير بزمان به كلاته جمشيد
چشمه آبگرم اسپيدژ
مسير بزمان به روستاي اسپيدژ
چشمه آبگرم پاي كوه سرخ
مسير بزمان
چشمه آبگرم پوزه دباغ
200كبلو متري غرب ايرانشهر
چشمه آبگرم بزمان
100كيلو متري شمال غربي ايرانشهر
چشمه آب معدني كتوكان
شمال روستاي كتكان
منطقه حفاظت شده بزمان
بزمان- ايرانشهر
قلعه قديمي ايرانشهر
ايرانشهر
قلعه اسپيدژ
ايرانشهر
قلعه دوست محمد خان
ايرانشهر
قلعه پيپ
142كيلو متري فهرج- ايرانشهر
قلعه فيروز آباد
190كيلو متري جنوب فهرج
قلعه هريدوك
روستاي هريدوك
قلعه سعيد آباد
روستاي سعيد
قلعه بزمان
بزمان
قلعه دامن
دامن
قلعه مسكوتان
مسكوتان
قلعه چهل دختر و سرباز
ايرانشهر
چابهار
چابهار
شهرستان چابهار یکی از شهرستانهای جنوبی استان سیستان و بلوچستان است که از شمال به شهرستانهای ایرانشهر و نیک شهر ار خاور به مرز پاکستان از جنوب به دریای عمان و ار باختر به شهرستانهای جاسک و کهنوج محدود است
شهرستان چابهار به مرکزیت بندر چابهار از سه بخش مرکزی دشتیاری و کنارک 9 دهستان 557 آبادی دارای سکنه تشکیلشده است این شهذستان دارای 3 شهر به نامهای چابهار کنارک و نگور است شهر چابهاربا موقعیت جغرافیایی 60 درجه و 37 دقیقه طول شرقی و 25 درجه و 17 دقیقه عرض شمالی در فاصله 756 کیلومتری جنوب زاهدان و 2406 کیلومتری تهران و در مسیر راه آسفالته زاهدان-کنارک قرار گرفته است.چابهار در منطقه نیمه جلگه ای بلوچستان قرار گرفته است دشت پهناور دشتیاری در نواحی خاوری این شهرستان جای دارد و دیگر نواحی آن را ارتفاعات نه چندان بلند کوه کروچ با 1205 متر کوه گوز با 765 متر و کوه دیوانی با 708 متر ارتفاع فرا گرفته است که دره ها دشتهای پهناور و چند رودخانه در آن به چشم می خورد رودخانه باهوکلات که دشت پهناور دشتیاری را مشروب می کند با ریزابه هایی چون رودخانه کاجو عمده ترین رودخانه این شهرستان به شمار می رودرودهای کهیر بیشمونت و چند خشکرود دیگر نیز از جمله آن محسوب می شوند
آب و هوای چابهار
بندر چابهار با مساحت 11 کیلومتر مربع هم عرض جغرافیایی بندر میامی در شبه جزیره فلوریدا ی آمریگا است و شرایط آب و هوایی آن نیز دقیقا مشابه بندر میامی است میانگین حداکثر دمای سالانه آن 34 و میانگین حداقل دمای آن 10درجه سانتی گراد است و از این نظر یکی از خوش آب و هواترین بنادر جنوبی ایران به حساب می آید هوای شهرستان چابهار در فصل تابستان به دلیل وزش بادهای موسمی تابستانه (مونسون)اقیانوس هند بسیار دلپذیر است و یکی از خنک ترین شهرهای ایران در فصل گرم محسوب می شود

جنوبی ترين شهرستان بلوچستان است كه در فاصله 761 كيلو متري زاهدان قرار دارد. اين شهر در زمان های قديم " تيس" نام داشته كه در حال حاضر خرابه هاي آن در 5 كيلو متري چابهار امروزي به جاي مانده است .
بندر تيس در آن ايام اهميت و اعتبار فراوان داشت و يكي از مراكز مهم تجاري كرانه هاي درياي عمان بود، ولي در قرن گذشته در اثر كم توجهي از رونق آن كاسته شد. در سالهاي پس از انقلاب به علل مختلف ، بيش از پيش مورد توجه قرار گرفت .
اينک بندرچابهار اهميت سوق الجيشي ممتازي دارد و در حال حاضر يكي از مناطق آزاد تجاري ايران محسوب مي شود .
فهرست آثارتاريخى شهرستان چابهار:
انسانهاى سخت كوش در دوران مختلف با اهداف اقتصادى، فرهنگى و اجتماعى خاص زمان خود در سواحل زيباى درياى عمان سُكنى گزيده اند و از نعمتهاى بىشمار آن استفاده نموده اند از جمله مهمترين آثار سواحل درياى عمان در بندر تاريخى تيس ديده مىشوند كه توجه هر محققى را به خود جلب مىكنند. اطلاعات محققان در خصوص اين آثار ناچيز است كه نياز به پژوهشهاى دقيق و دراز مدت دارد.

آثار باستانى و ابنيه تاريخى شهرستان چابهار عبارتند از:
محوطه هاى باستانى: ويرانه هاى تيس كُوپان - محوطه باستانى كُنارَك - ويرانه هاى شَهْبازْبَند - ويرانه هاى تپه نِهادى .
قلاع: تيس - پيروزگت - بلوچ گَتْ - نوشيروان - باتِل - پيل بَنْد.
گورستانهاى تاريخى: مقابر سُنْتْ كُميلى - مَقابِر جِنانى كُچْ - گورستان زَرآباد - گورستان تپه نِهادى - مقابر كِراشيپ - مقابر شيرُك سُنت - قبور قديمى دَشْتيارى .
ساير آثار: غاربان مسيتى - سدهاى تيس - گودِانْگريز - مقبره سيّدغلامرسول - ساختمان قديمى تلگرافخانه- چاه باستانى پُلانْ - چاه باستانى تيس كُوپان - قدمگاه خِضْرْ.
قلعه پرتغالی ها: در جنوب شرقي ترين نقطه كشور و در امتداد جاده ساحلي چابهار در استان سيستان و بلوچستان بر فراز تپه اي تاريخي بنا نهاده شده است. اين قلعه به دليل پيشينه تاريخي، فرهنگي و سياسي اش در دوران هاي مختلف تاريخي كشور مورد توجه بوده است. پرتغالي ها در زمان استقرارشان در بندر چابهار آن را بنا نهاده و بعدها در دوران قاجاريه مورد بازسازي قرار گرفت. برخي معتقدند قدمت تپه اي كه اين قلعه بر فراز آن بنا نهاده شده به دوران ماقبل تاريخ باز مي گردد كه اثبات اين فرضيه، گواه حضور فرهنگ هاي صيادي هزاره سوم پيش از ميلاد در اين منطقه است.
از ديگر بناهاي تاريخي در چابهار مي توان به مقبره «سيد محمد» مشهور به «سيد غلام رسول» كه همواره زيارتگاه مسلمانان هند و پاكستان بوده است، اشاره داشت.
همچنين مقبره سنگي روستاي تيس، ديوارهاي شهباز بند و ساختمان قديمي تلگراف خانه انگليس، از ديگر جاذبه هاي فرهنگي، تاريخي اين شهر است.
محوطه باستاني «دمبكو» كه در 90 كيلومتري شمال چابهار جاخوش كرده و در بخش دشتياري، 5/2 كيلومتري آن طرف تر از شمال روستاي بلور مچي، در ناحيه باهوكلات قرار گرفته و دامنه خاوري اش از تدفين اجساد در اتاقك هاي سنگ چين درست شده است.
گورهايي كه اتاقك هاي سنگ چين آن، در ارتفاعات طبيعي و بدون استفاده از ملات بنايي شكل گرفته و تاريخ آن به دوره «پارتي ها» _ اولين اقوامي كه در ايران سكونت گزيدند _ رقم زده شده است.
طلوع و غروب خورشيد در بندر چابهار همراه با نور كشتي ها در شب، موقعيت نعل اسبي اش در اقيانوس هند، ساحل صخره اي با منظره برخورد موج بر صخره هاي پر ارتفاع كه گاهي ارتفاع موج به 5 متر مي رسد، انواع خرچنگ ها و لاك پشت هايي كه روي صخره همبازي موج اند و نسيم روح بخش كنار ساحل همه و همه جلوه نابي از طبيعت شاعرانه چابهار را به تصوير مي كشند.

اسكله هاي بزرگ «تيس» و «رمين» و فعاليت كشتي ها و قايق هاي صيادي صيادان بلوچ و صيد انواع ماهي از مناظر خاطره انگيز براي گردشگران است. در شمال غرب اين بندر و در 20 كيلومتري روستاي كهير، در مسير جاده تنك _ گالك، پديده، گل افشان كه فقط سه نمونه از آن در سراسر جهان گزارش شده است با تراوش گل سرد طوسي رنگ به اطراف تپه اي به وجود آورده كه نظر هر بيننده اي را جلب مي كند.
پوشش گياهي زيتون، توچ، كرچك، كتاني، بيدام، لول، خربزه درختي، هندي، كنار، كهور، خرما، استبرق، انجير معابد، حرا، نارگيل و موز، در سراسر منطقه به چشم مي خورد و زيستگاه بسيار مناسبي را براي تمساح پوزه كوتاه (گاندو) كه از نادرترين انواع تمساح در جهان محسوب مي شود و در كنار رودخانه سرباز و باهوكلات زندگي مي كند به وجود آورده است.
همچنين تالار ليپار را نبايد از قلم انداخت. در 15 كيلومتري شهر چابهار، در مسير جاده ساحلي چابهار _ گواتر، تنگه اي صخره اي مشرف بر دره كه از اوج آن روستاي ليپار به چشم مي زند، ميان دو كوه نه چندان از هم دور، آب بندي به وجود آورده كه آبهاي سرگردان اطراف را در «تالاب ليپار» به بزرگي 13 كيلومتر جمع مي كرده و اكنون به علت خشكسالي تنها مناظر زيباي اطراف آن كه از بوته ها و درختچه ها تشكيل شده بر جاي مانده است.
ليپار در دوران پر آبي به ميهمان نوازي از پرندگاني چون، چنگر، فلامينگو، حواصيل هاي سفيد و خاكستري، طاووسك، باقرقره، تيهو، جيرفتي، عقاب دشتي، خوتكا و دلينجه مي پرداخت و اكنون خالي از سكنه، به نظر مي رسد.
بندر چابهار در چند سال اخير پيشرفت چشمگيري از نظر اقتصادي داشته و مجاورتش با درياي عمان و راهيابي به اقيانوس هند، چابهار را به عنوان بندري استراتژيك راهروي مهم ارتباطي معرفي مي كند.
بيشتر مردم چابهار، بلوچ و اهل سنت هستند و اقتصادشان مبتني بر صيادي و كشاورزي است. البته در دهه اخير با حضور سرمايه گذاران در منطقه، صنعت، بازرگاني و خدمات توريستي از جمله مشاغل عمده چابهار به حساب مي آيد.
كنارك، شهر ساحلي مجاور چابهار با ساحل تيس و آلاچيق هاي زيبا و سينماي روباز تفرجگاه مردمان بومي و توريست ها است و بندري فعال در امر صيادي دارد.
بلوچ ها، نژادي آرياي هستند كه در روزگار كهن در شمال اروپا و آسيا زندگي مي كردند.
بعدها يعني حدود 4 هزار سال قبل از ميلاد، از اين سرزمين ها كوچ كرده و هر دسته به جانبي رهسپار و در آنجا اقامت گزيدند. قامتي بلند و كشيده، سر و صورتي پهن و پرومو، جمجمه اي بزرگ، بيني كشيده و چشماني درشت از صفات طبيعي عشاير بلوچ است.
آنان معتقدند چشمه هاي آبي در بلوچستان وجود دارد كه مي توان به وسيله آنها فرد گناهكار از بي گناه را تشخيص داد. آنان به جن اعتقاد بسياري دارند و بيماري هايي چون جنون، ديوانگي و اعصاب و روان را نتيجه حلول جن در تن بيمار مي دانند و روزهاي زوج را ميمون و مبارك و سه شنبه ها نحس ترين روز هفته برايشان محسوب مي شود.
ويژگيهاى جغرافيايى شهرستان چابهار

مساحت: شهرستان چابهار در جنوب بلوچستان و در كنار سواحل درياى عمان حدود 17155 كيلومترمربع مساحت دارد يعنى حدود 1/4درصد از مساحت كل كشور را شامل مىشود.
جمعيت: جمعيت آن براساس آخرين سرشمارى 164394 نفر و تراكم نسبى آن 9 نفر در هر كيلومترمربع است.
حدود: اين شهرستان از جنوب به درياى عمان با 300 كيلومتر مرز آبى، از شمال به شهرستانهاى سرباز و نيكشهر، از غرب به استان هرمزگان و از مشرق به كشور پاكستان محدود مىشود.
مركز شهرستان: شهر چابهار مركز شهرستان است كه ارتفاع آن از سطح دريا 7 متر مىباشد و در ْ60 طول شرقى و - ْ25 عرض شمالى قرار دارد. فاصله زمينى آن تا مركز استان 691 كيلومتر و تا تهران 1961 كيلومتر است، فاصله هوايى آن تا تهران 1456 كيلومتر است.
رودهاى مهم: باهَوكَلات - كاجَو - نيكشهر (كهير).
آب و هوا: آب و هواى شهرستان چابهار در تابستان گرم و مرطوب و در زمستان معتدل است. بادهاى باران آور موسمى در فصل تابستان و بادهاى غربى در فصل زمستان در اين منطقه موجب ريزش پراكنده باران مىشوند درجه حرارت متوسط شهر چابهار در سال 1375 و ميزان بارندگى ساليانه آن به ترتيب 2/27درجه و 9/158ميلىمتر بوده است.
تقسيمات كشورى: اين شهرستان داراى4شهر (چابهار، كُنارَك ،پلان ونِگور)و4بخش (دشتيارى، مركزى ،پلان، كنارك) است.
سراوان
سراوان

مساحت: شهرستان سراوان در شرق بلوچستان حدود 23880 كيلومترمربع مساحت دارد و حدود 1/44درصد از مساحت كل كشور را شامل مىشود.
جمعيت: جمعيت آن بر اساس آخرين سرشمارى 172149 نفر و تراكم نسبى آن 7/2نفر در هر كيلومتر است.
حدود: اين شهرستان از شمال شرقى و مشرق به پاكستان، از شمال به خاش، از غرب به شهرستانهاى ايرانشهر و خاش، از جنوب به شهرستان سرباز محدود مىشود.
مركز شهرستان: شهر سراوان مركز شهرستان است كه ارتفاع آن از سطح دريا 1195 متر مىباشد. و در 27 درجه و 20 درجه عرض شمالى و 62 درجه - 20 درجه طول شرقى قرار دارد و فاصله زمينى آن تا مركز استان 337 كيلومتر و تا تهران 1892 كيلومتر است و فاصله هوايى آن تا تهران 1394 كيلومتر است.
مهمترين كوهها: بَمْ پُشْتْ - بيركْ
مهمترين رود: ماشِكيلْ (ماشْكِيدْ)
آب و هوا: آب و هواى شهرستان سراوان در تابستان گرم و در زمستان سرد مىباشد، بادهاى موسمى هند در تابستان و بادهاى غربى مديترانه اى در زمستان موجب ريزش باران بصورت پراكنده در اين شهرستان مىشوند. درجه حرارت متوسط شهر سراوان در سال 1375 و ميزان بارندگى ساليانه آن به ترتيب 21/3درجه و 95/5ميلىمتر بوده است.
تقسيمات كشورى: شهرستان سراوان داراى 3 شهر (سراوان - سوران – جالق)، 5 بخش (مركزى - بم پشت جالق - سيب و سوران – زابلى )و 16 دهستان است
فهرست آثار و ابنيه تاريخى سراوان
يكى از غنىترين اماكن باستانى بلوچستان، سراوان است. از جمله آثار اين شهرستان اثرى از دوران پارينه سنگى در اطراف رودخانه ماشكيل (ماشكيد) است. تپه هاى باستانى ماقبل تاريخ نيز در اين شهرستان وجود دارند كه در بررسي هاى سال 1345 ه.ش مورد بررسى قرار گرفته اند. در دامنه رشته كوههاى بادامكوه در مسير جاده خاش - سراوان يك قبرستان وسيع مربوط به پيش از تاريخ شناسايى شده كه بيان كننده يك تمدن كهن در اين منطقه است.

آثار باستانى و ابنيه تاريخى شهرستان سراوان عبارتند از:
محوطه هاى باستانى: كلاتك بَخشان - كله بُرْزادْ - قلعه مُلا - پير كَهورْدْ - پير كَهورْتْ - حَدُكان هُشَك - روباهك - كَلاتُك - مهتاب خزانه كوهك - ميل مارو - ميرسيّدعمر - سفيد - قبرستان قديمى گُشْتْ - قبرستان قديمى سُموكان - قبرستان قديمى كَله گان - كوه كَلا
قلاع: سيب - كُهنه قلعه - بُلقيس - خيرآباد - سرجووشصتان - هُشَك - بَمْپُشْتْ - هِيتَك - دِزَك - كوهك - اسفندك - دهك - جالْق - كلَه گان - ناهوگ - زابُلى - پسكوه - كَنْتْ - گُشْتْ - چشمه نمك (جوشان)- هيدوچ - بَخْشانْ
ساير آثار: خانه هاى قديمى كوهكن - خانه هاى قديمى شيشه ريز - آرامگاه ملك شمس الدين صفارى - زيارتگاه باباحاجى - خانه هاى قديمى سورو - آرامگاه شيخ محمدمرشد - سنگ نوشته شيروپلنگان - درخت كهنسال سروسرجو - غار كوه بيرك - آرامگاه ملابايان - آتشكده كوه مهرگان - سنگ نوشته كله گان - درخت سروسولان - ساختمان قديم بهدارى شهر سراوان - زيارتگاه فقير صاحب - سنگ يادبود باقر - غار مولتان
سرباز
سرباز

سرباز هشتمین شهرستان استان سیستان وبلوچستان است که درتاریخ دوازدهم اردیبهشت سال هزار و سیصد و هشتاد با مصوبه هیات وزیران ازشهرستان ایرانشهرجدا وبه صورت یک شهرستان مستقل درآمد.
مساحت: سربازحدود 11.500 كيلومترمربع مساحت دارد که 95درصدآن کوهستانی ودربیشترمناطق غیرقابل سکونت می باشدواین کمبودمکان مناسب، جلوه ای ویژه به واحدهای مسکونی بخشیده است.
جمعيت: جمعيت آن براساس آخرين آمارها حدود148000نفر است که 89درصدجمعیت درروستاها وفقط11درصد آن درشهرها زندگی می کنندکه درنوع خود بی نظیراست.
حدود: اين شهرستان از شمال به شهرستانهاى سراوان وایرانشهر، از جنوب به شهرستان چابهار، از شرق به کشورپاکستان با120کیلومترمرز زمینی و از غرب به شهرستان نیکشهر محدود مىشود.

مركز شهرستان: شهر راسک مركز شهرستان است . فاصله زمينى آن تا مركز استان 495 كيلومتر و تا تهران 1765 كيلومتر است، فاصله هوايى آن تا تهران 1372كيلومتر مىباشد که جمعیتی غالب بر5000نفردارد.این شهردرمسیرجاده ارتباطی ایرانشهر – چابهارواقع شده که مسافت آن تاچابهار وایرانشهر مساوی، یعنی 175کیلومتر است.
رودهای مهم: رودخانه سرباز که از به هم پیوستن شاخه های فرعی سرکور،هنسانوچ،گویمرک،کیشکور و پشامگ ،جژان شکل گرفته و درمنطقه دشتیاری به رودخانه باهوکلات تغییرنام می دهد و به دریای عمان منتهی می شود. دیگر رودخانه آن آشاراست که با پیوستن به رودخانه نهنگ از مسیر پاکستان و درنزدیکی گوادر به دریای عمان می ریزد . بیشتر آبادیهای شهرستان بصورت طولی دردوطرف رودخانه ودر پای کوهها شکل گرفته اند. رودخانه سرباز بزرگترین رودخانه فصلی بلوچستان محسوب می شود که دربعضی از قسمتهای مسیرخود بصورت دائمی می باشد.زندگی تمساح پوزه کوتاه دراین رودخانه براهمیت آن افزوده واحداث بزرگترین سداستان بر روی این رودخانه درنزدیکی پیشین درصورت رفع معضل خشکسالی چشم اندازروشنی دارد. وجود آب وهوای گرم ومرطوب باعث رونق کشاورزی درتمام فصول سال وتولیدمحصولات خاص مناطق قاره ای و تولید محصولات مهمی چون انبه ،خربزه درختی (پپیا)،چیکو،زیتون محلی ، خرما وانواع مرکبات شده است .

آب و هوا: آب و هواى شهرستان سرباز در تابستان گرم و خشك و در بعضی ازماههای سال به علت تاثیر بادهای موسمی با رطوبت (شرجی) و در زمستان معتدل است و بادهاى باران آور موسمى در فصل تابستان بصورت رگبارهای شدید وگاهی سیل آساو بادهاى بارانآور غربى در فصل زمستان در اين منطقه موجب ريزش پراكنده باران مىشوند . متوسط بارندگی این منطقه 90میلی متردرسال است که درچند سال اخیر (6سال) به کمتراز15میلی متررسیده است که این خشکسالی بی سابقه بخش عظیمی از کشاورزی را نابود وحتی دربعضی مناطق موجبات مهاجرت اجباری مردم رافراهم نموده است.
تقسيمات كشورى: اين شهرستان داراى 3شهر (راسک – سرباز و پیشین )و4 بخش( مركزى - سرباز - آشار و پیشین ) و806آبادی ازنوع روستا،مزرعه ومکان است.
بمپور
بمپور
بمپور در 22 كيلو متري غرب ايرانشهر قرار گرقته است. رود خانه با اهميت بمپوركه ازكوه هاي شمال شرقي ايرانشهر (ايرندگان ودامن) سر چشمه مي گيرد،
از جنوب بمپوربه طرف غرب جريان مي يابد ودر انتها به هامون جازموريان میریزد.
بمــــــــپور ناحيه ي جلگه اي است كه 510 متر ازسطح در يا ارتفاع دارد و ارتفاعاتي در حدود 1700 متر زمــــينهاي جنوبي آن را پوشانده است. آب و هواي آن به طور كلي گرم و نسبتا مرطوب است که از مراكز عمده صادرات خـــــرما ، تره بار وغلات محسوب مي شود.
بمپور از چندين آبادي به هم پيوسته تشكيل شده است .از قدمت اين شهر اطلاع دقيقي در دست نيست و شهرت اين محل به خاطر وجود قلعـه بمپور است كه به عهدساسانيان تعلق دارد.
قلعه بَمْپور:

موقعيت جغرافيايى: شهرستان ايرانشهر - بخش بمپور – شمال غرب شهر بمپور-25کیلومتری غرب ایرانشهر
قدمت این قلعه به استنادبرخی منابع تاریخی به دوران ساسانیان می رسد وامروزه درردیف آثارتاریخی ایران به ثبت رسیده است.
خصوصيات معمارى: مصالح بكار رفته در اين قلعه خشتخام و گل رس بوده كه برروى يك تپه مصنوعى احداث شده است ديوارهاى غربى و شرقى در هر رأس داراى برجهاى استوانهاى مىباشند. از چهار برجك ديدهبانى تنها دو برجك آن به ارتفاع 2 متر باقى ماندهاند. در داخل قلعه يك رديف از اتاقهاى چسبيده به ديوار قلعه براى امور مختلف در نظر گرفته شدهاند. يك حلقه چاه نيز در درون قلعه وجود دارد ارتفاع تپه مصنوعى كه قلعه روى آن قرار گرفته 80 متر است.
قلعه از سه قسمت تشكيل شده است: 1- قسمت انتهايى كه از ديوارهاى اصلى و دربهاى ورودى و خروجى و چند عدد برج و بارو براى حفاظت قلعه تشكيل شده است.2- قسمت وسط كه محل خانههاى مسكونى بوده و داراى برج و بارو نيز بوده است.3- قسمت فوقانى كه ويژه فرماندهان و حاكم قلعه بوده و بيشترين نقش ديدهبانى از برج و باروهاى اين قسمت به دليل ارتفاع زياد صورت مىگرفته است. در محوطه قسمت فوقانى چاهى عميق ديده مىشود كه اكنون پس از گذشت چندين سال پر نشده است. در گذشته در داخل چاه يك محوطه سنگ فرش بوده كه داراى سوراخى براى عبور نيروهاى قلعه در هنگام محاصره قلعه توسط دشمنان به خارج بوده است كه در حال حاضر بعلت حركت شنهاى روان و گذشت زمان مسدود شده، اما چاه به قوت خود باقى است. ديوارهاى شرقى و غربى آن داراى فاصله زيادى از هم مىباشند و در سمت جنوب به يكديگر نزديكتر هستند و ضلع جنوبى در واقع كوچكترين ضلع قلعه است. هر طرف داراى برجى استوانهاى بوده كه روى هم ده برج بودهاند. بزرگترين برج قطرش به هشت قدم مىرسد و توپ در اين مكان قرار داشته است. ديوار اصلى همه اطاقها را در بر گرفته است. در صحن حياط جنوبى يك رديف اطاق و بالاتر از ديوار خراب شده، چندين اطاق وجود دارد. در قسمت بالا كه ارگ ناميده مىشود چندين اطاق بصورت رديفى در كنار يكديگر قرار دارند و با پنجرههايى به خارج احاطه دارند.
قلعه بمپور از نظر ارتفاع به دو قسمت تقسيم مىشود:
1- صحن پايين كه محل درب ورودى است و در جانب شرقى قرار دارد و چندين برج آن را دربر گرفته اند. در جنب درب ورودى چندين اطاق جلب نظر مىكنند. داخل صحن پايين يك محوطه زيرزمينى ديده مىشود كه دهانهاش شبيه به چاه است كه احتمالاً از راه اين چاه كه به بيرون وصل بوده در مواقع ضرورى استفاده مىكرده اند.
2- قسمت فوقانى قلعه كه محل زندگى حاكم، فرماندهان و مقربان بوده است كه از صحن پايين بلندتر بوده و ديدهبانى از اين نقطه بر روى يك برج گرد صورت مىگرفته است اين قسمت بر تمام اطراف اشراف دارد. ديوارها و برجها داراى سوراخهايى بودهاند كه از اين محلها به سمت دشمن تيراندازى مىكرده اند.
قلعه تاریخی بمپوربه روایتی دیگر:
«پاتينجر» يک جهانگرد اروپایی که در سال 1810ميلادي سفري به منطقه بلوچستان داشته است. در بازدید خود ازقلعه بمپوردرمورد محل احداث آن مي نويسد: «افسانه و روايت عاميانه اي ميان مردم بلوچستان حاکي است ، فرمانده ارتش عظيم ، هنگام عبور از اين راه به سواران خود دستور داد تا توبره اسبان را از خاک و گل پر کنند و روي هم بريزند. تعداد سواران آنچنان زياد بود که وقتي خاکها را بر روي هم انباشتند، تپه اي بر جاي ماند». بر فراز اين تپه قلعه «بمپور» ساخته شده که يکي از مشهورترين آثار تاريخي و ديدني بلوچستان به شمار مي آيد. اگرچه روايت ياد شده اندکي مبالغه آميز به نظر مي آيد، اما مروري بر ابعاد جغرافيايي تپه ، نشانگر آن است که خاک اين تپه از مناطق ديگر به محل ساخت قلعه «بمپور» منتقل شده است.
قلعه به صورت دو تکه ساخته شده و از نظر ارتفاع ، اين 2بخش با هم يکسان نيستند. صحن پايين که در ورودي در ديواره شرقي آن قرار گرفته و برجهايي چند نيز آن را احاطه کرده اند. علاوه بر اين ، اصطبل اسبها و يک نقب براي فرار از محاصره به هنگام تسخير احتمالي قلعه نيز وجود داشته است.قسمت فوقاني قلعه ارگ و حاکم نشين بوده است.بلندي تپه از صحن پايين بيشتر بوده به حدي که نفوذ به داخل ارگ براي مهاجمان به علت بلندي و شيب تند تپه ، کار ساده اي نبوده است. درديواره اطراف قلعه 10برج دفاعي قرار داشته است.درباره تپه و قلعه واقع بر روي آن ، تحقيقات متعددي صورت گرفته است.از جمله فرانسوا بالساني، محقق فرانسوي و معاون آکادمي امور درياهاي فرانسه که در سال 1335 ه.ش از قلعه بمپور ديدن کرده معتقد است : «آثاري که من در قلعه بمپور به دست آوردم طبق نظر متخصصان موزه لوور فرانسه ، حداقل مسبوق به دوره ساسانيان است».
دکتر بئاتريس دکاردي ، محقق و باستان شناس ديگري که در اين منطقه مطالعاتي صورت داده می گوید:«اشيا و ظروف به دست آمده در تپه باستاني بمپور از نظر تاريخي ، تمدن اوليه سرزمين بلوچستان غربي را در اين منطقه ثابت مي کند؛ که اين تمدن به منزله واسطه اي ميان تمدن هاي غربي ايران و تمدن کهن سند پاکستان بوده است.به اعتقاد «دکاردي» سفالهاي به دست آمده در بمپور متعلق به 2700 سال قبل از ميلاد هستند و نشان مي دهد اين مکان در نتيجه خشک شدن تدريجي از آبادي افتاده است.درحالي که سابق بر اين ، بسيار آباد بود و جمعيت زيادي را در خود جاي مي داده است.البته شباهت بناي قلعه بمپور با ساختمان هاي دوره ساساني واقع در منطقه کرمان مانند قلعه دختر و قلعه بم نشانگر آن است که تاريخ اوليه اين قلعه را مي توان تا دوره ساساني به عقب برد.
اين قلعه از نظر نظامي ، اهميت قابل توجهي داشته است و به مناسبت محل استراتژيک خود مي توانست در مقابل هجوم بزرگترين قشون هاي نظامي نيز مقاومت کند. بنابراين ، مشخص است که استقرار قلعه در بالاي تپه ، بر حسب تصادف انتخاب نشده است ؛ زيرا اين تپه به گونه اي به اطراف مشرف شده که محال است يک مهاجم دور از چشم نگهبانان به قلعه بمپور نزديک شود. به همين دليل به نظر مي آيد قلعه بمپور يکي از قلاع نظامي قديمي و مهم آسيا و خاورميانه است.اين قلعه علاوه بر موقعيت استراتژيکي ، تنها حدود 2کيلومتر با رودخانه فاصله دارد که از اين نظر نيز موقعيت جالب توجهي دارد. قلعه بمپور در گذشته بلوچستان همواره استوارترين پناهگاه به شمار مي آمده است.به همين دليل ، بارها در زمان هاي مختلف و بخصوص در دوره قاجاريه محاصره وبه توپ بسته شده است.درسال 1257 و با شورش آقاخان محلاتي و حمايت محمدعلي خان (حاکم بمپور) حبيب الله خان شاهسون ، امير توپخانه ارتش قاجار، به اين قلعه يورش برد. در اين دوره ، قلعه صدمات جدي ديد؛ اما کاملا ويران نشد و قابل سکونت بود. در سال 1307هجري شمسي يک نيروي نظامي به سرکردگي سرتيپ امان الله جهانباني قلعه را به توپ بست و بدين ترتيب ، يک قلعه تاريخي به ويرانه اي بدل شد. اگرچه طي سالهاي اخير آب باران ، باد و ريگ هاي صحرا بخشهايي از قلعه را از بين برده است ، اما بخشهاي باقيمانده از قلعه ، همچنان بر فراز تپه اي چشم بينندگان را حتي از فرسنگها راه دور به خود خيره مي سازد.
شهرستان نيکشهر
شهرستان نيکشهر

تاريخچه نيک شهر
شهرستان نيكشهر كه در سالهاي اخير به شهرستان مستقلي تبديل شده، قبلاً در محدوده شهرستان ايرانشهر قرار داشت. نيكشهر موقعيت طبيعي و جغرافيايي جالب توجهي دارد و مركبات آن بسيار مشهور است. پيشينه تاريخي نيك شهر با تاريخ ايرانشهر پيوند خورده است. قلعه قديمي چهل دختر از آثار تاريخي مهم نيكشهر است
شهرستان نيك شهر با وسعت 23930 كيلومتر مربع وجمعيت 149419 نفر شامل پنج شهر نيك شهر ، قصر قند ، فنوج بنت ولاشار شمالي وپنج بخش وپانزده دهستان و816 پارچه آبادي است.
شهر هاي مزبور داراي طرحهاي هادي بوده ونيك شهر با حدود 8650 نفر جمعيت مركز شهرستان است.
تعداد آثار شناسايي شده شهرستان حدود 29 اثر است كه از اين تعداد تاكنون تعداد سه اثر شامل: تپه دمبيگان،تپه سياهبون وجا دختران در ليست آثار ملي كشور به ثبت رسيده است.
آثار برجسته شناسايي شده شهرستان عبارتند از:
1- حدود يازده قلعه تاريخي از جمله قلعه قصرقند ، نيك شهر ، بنت ، فنوج، اسپكه، هيت ، چانف و...
2- حدود ده محوطه وتپه ماقبل تاريخ
3-حدود پنج درخت كهنسال
4- سنگ نگاره هاي شمال قصرقند
5-مسجد قديمي عبدالقادر در مجاور قلعه نيك شهر
6- تعداد پنج مقبره تاريخي و....

شهرستان نيكشهر درقسمت جنوب شرقي ايران با وسعت 23930 كيلومتر مربع وجمعيت 128901 نفر ( براساس سرشماري سال 75) در جنوب شهرستان ايرانشهر، شمال چابهار غرب شهرستان سرباز بين 26 درجه و12 دقيقه عرض شمالي و60 درجه و12 دقيقه طول شرقي گرينويچ واقع شده است0
شهرستان نيكشهر از نظر وسعت سومين شهرستان استان بعد از ايرانشهر وزاهدان بوده وشامل سه شهر نيكشهر، قصر قند وفنوج ، 16دهستان و 816 پارچه آبادي است 0 آب وهواي شهرستان گرمسيري بوده، ودر اين نوع آب وهوا بيشترين نوع محصولات كشاورزي قابل كشت وبرداشت بوده، طوريكه نام هندوستان كوچك براين منطقه نهاده اند0
شهرستان نيكشهر داراي آثار تاريخي وفرهنگي فراواني ميباشد كه نشانگر وجود تمدنهاي پراكنده در سطح منطقه از هزاره هاي قبل از ميلاد تا عصر حاضر است اين آثار بصورت پراكنده در بخشهاي تابعه شهرستان بچشم مي خورند .
1- بناهاي تاريخي دوران اسلامي ،مساجد ،قلاع و آب انبارها.
2- تپه ها ومحوطه هاي پيش ازتاريخ ودوران تاريخي واسلامي.
3- سنگ نگاره ها ( نگار كندها).
4- درختان - درخت مكر زن(انجير معابد )، انبه وتمبر هندي وچنار.

شهرستان نيكشهر به تفكيك بخشهاي تابعه آن
1- بخش مركزي ( نيكشهر):
اين بخش تا زمان سلطنت رضا خان ”گه“ نام داشت بمعني گهتر وبهتروبعد از آن به نيكشهرتغيير يافت 0 نيكشهر در 26 درجه و13 دقيقه 120 شمالي 60 درجه و12 دقيقه طول شرقي گرينويچ درارتفاع 450 متري از سطح دريا واقع شده است. اين بخش داراي 10اثر تاريخي شناسايي شده مي باشد0
2- قصرقند:
بخش قصر قند بين 26 درجه و13 دقيقه عرض شمالي و60 درجه و44 دقيقه طول شرقي گرينويچ در ارتفاع 450 متري از سطح دريا واقع شده است ، داراي آب وهواي گرمسيري است 0 قصرقند قبل از اين نامهاي مختلفي داشته از جمله ميتوان ” گمج رود” و” گنداوك” رانام برد .
در مورد وجه تسميه قصرقند مي توان گفت، قصرقند كه در گويش محلي نيز آن را كسر كنت مي گويند در واقع كسر برگرفته از واژه كستر بلوچي داراي ريشه پهلوي وفارسي ميانه به معناي كوچك وكنت نيز به معناي آبادي يا شهر ميباشد وكسر كنت به معناي آبادي كوچك مي باشد 0 براي مثال به اسامي همچون پنج كنت يا پنج شهر يا كندي شاپور يا( معرب آن جندي شاپور) يعني شهري كه شاپور آنرا ساخته يا روستايي در سراوان بنام پركنت يعني آبادي بزرگ يا پر جمعيت وغيره نام برد0آثار شناسايي شده در اين بخش نزديك به 14 اثر مي باشند0
3- بخش فنوج :
اين بخش در قسمت شمال شرقي نيكشهر بين 26 درجه و34 دقيقه عرض شمالي و59 درجه و 38 دقيقه طول شرقي در ارتفاع 730 متري ازسطح دريا واقع شده است0 از نظر تاريخي منطقه فنوج بعلت دارا بودن محوطه هاي دوران تاريخي وپيش از تاريخ همانند قصر قند حائز اهميت است وداراي 8 اثر شناسايي شده ميباشد0
4- بخش بنت:
بخش بنت كه بين 26 درجه و17 دقيقه عرض شمالي و59 درجه و13 دقيقه طول شرقي گرينويج در ارتفاع 400 متري از سطح دريا واقع شده است وداراي 6 اثر شناسايي شده ميباشد كه از ميان آنها 2 اثر كلات زنگيان وتپه سهرين دوك از نظر فرهنگي وتاريخي حائز اهميت ويژه اي ميباشد0
5- بخش لاشار واسپكه:
اين بخش در قسمت شمالي نيكشهر ودر شمال غربي قصرقند بين 26 درجه و50 دقيقه عرض شمـــــالي و60 درجه و10 دقيقه طول شرقي گرينويچ در ارتفاع 880 متري از سطح دريا واقع شده است وداراي آب وهواي گرمسيري بوده ولي بعلت واقع شدن در ميان ارتفاعات نسبت به آب وهواي ساير بخـشهاي شهرستان خنك تـــر مي باشد0
شرح آثار تاريخي شهرستان :
شهرستان نيكشهر در بردارنده 42 اثر تاريخي وفرهنگي از دورانهاي مختلف بوده كه از مجموع اين اثار سه اثر ( تپه دمبيگان ، تپه سياه بن ومحوطه چهل دختران)درفهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده است 0
از نظر وجودآثار تاريخي وفرهنگي شهرستان نيكشهر منطقه اي دست نخورده بحساب مي آيد تاكنون كارهاي علمي وتحقيقاتي در اين منطقه انجام نشده و براي اولين بار كار بررسي وشناسايي توسط اشتاين در سالهاي قبل از انقلاب اسلامي ودومين بار كار بررسي وشناسايي آثار منطقه در شهريورماه 1380 توسط مديريت ميراث فرهنگي استان به سرپرستي آقاي شيرازي انجام شد0
شرح خلاصه اي از آثار تاريخي وپيش از تاريخي منطقه:
§ تپه دمبيگان:
تپه دمبيگان در جنوب شرقي قصرقند درارتفاع 475 متري از سطح دريا بطول تقريبي 1000 متروعرض 700 متر با جهت شرقي – غربي واقع شده است سطح محوطه پوشيده از قطعات سفالي منقوش به نقوش برجسته ونقوش تزئيني نقاشي شده وساده مي باشد0
سفالهاي سطحي محوطه از نوع سفالهاي دست ساز خشن وچرخ ساز ميباشند از اين نوع سفالهاي ميتوان از خمره هايي نامبرد كه قطعات شكسته آنهادر سطح محوطه بوضوح قابل رويت ميباشند.
در قسمت جنوب غربي محوطه در حاشيه رودخانة پاسك تپة طبيعي از نوع رسوبي وجود دارد كه در قسمتهاي مختلف آن آثاري از قطعات سفالي ظروف شكسته به چشم مي خورد.ظروفي از قبيل كاسه،ليوان و..... كه مزين به نقوش تزئيني از جمله نقوش هندسي و نقش بز است.در سطح محوطه آثاري از معماري نيز به چشم مي خورد. كه به صورت ديوارهاي سنگ چين شده در ابعاد مربع مستطيل مي باشد تپه دمبيگان مربوط به دورة اشكاني بوده كه آثاري از دوران اسلامي نيز در سطح محوطه ديده مي شود .
§ تپه سياه بن:
تپه سياه بن در قسمت شمال شرقي قصرقند در ارتفاع 530 متري از سطح دريا واقع شده است درمسير جاده قصر قند هليچگان كوه سنگي سياه رنگي به ارتفاع تقريبي 20 متر در سمت غربي جاده بوده كه معروف به كوه سياه مي باشد و زمينهاي اطراف آن به سياه بن معروف اند.تپه سياه بن به صورت دوتپه مجزا ازهم غربي يا شرقي به فاصلة 200 مترا زيكديگر مي باشد.
§ سياه بن غربي :
اين محوطه دايره اي شكل با قطر 75 متر بصورت جزيره اي در ميان زمين هاي كشاورزي واقع شده است0 در سطح محوطه آثاري از معماري بچشم مي خورد كه در ساخت آن بيشتر از سنگهاي رودخانه اي استفاده كرده اند0 بيشترين آثار سطحي محوطه قطعات شكسته سفالي بوده كه از نوع سفالهاي قرمز رنگ وخاكستري كه هر دو دسته مزين به نقوش هندسي بوده وسفالهاي خاكستري علاوه بر نقوش هندسي به نقوش گياهي وحيواني از جمله نقش بز، صليب وگل هشت پر مزين مي باشند0 علاوه بر سفالهاي خاكستري وقرمز رنگ سفالهاي لعابدار وقرمز رنگ ، آبي – سبز و فيروزه اي نيز درسطح محوطه قابل مشاهده است0
§ سياه بن شرقي:
در قسمت شرقي جاده هليچگان به قصرقند واقع شده است وداراي قطعات سفالي سطحي از نوع سفالهاي خاكستري وقرمز منقوش به نقوش حيواني، گياهي وهندسي مي باشد0از جالبترين وبا اهميت ترين نقوش روي سفالهاي اين محوطه نقوش بزها به صورت جمعي در حال جست و خيز مي توان نام برد0 از انواع ظروف اين محوطه مي توان به كاسه، فنجان ، ليوان و000 اشاره كرد كه با ظرافت خاصي ساخته وتزئين شده اند0
§ محوطه چهل دختر:
محوطه چهل دختر ( جادختران) در قسمت غربي نيكشهر ورودخانه گنگ در ارتفاع 458 متري از سطح دريا واقع شده است0 اين محوطه مربوط به دوران اسلامي بوده، داراي آثار سطحي از نوع سفالهاي قرمزرنگ ساده ومنقوش مزين به نقوش هندسي مي باشد 0 علاوه بر سفالهاي قرمز رنگ ،مي توان به سفالهاي لعابدار دوران اسلامي اين محوطه اشاره نمود0 از آثار معماري مي توان به بناهاي مربع ومستطيل شكل وهشت ضلعي نام برد.
مصالح بكار رفته در آنها آجر سفال قرمز رنگ وساروج مي باشد0 اين محوطه براي اولين بار توسط اشتاين گمانه زني شد .برخي از اين محوطه به نام معبـــد گبرها ياد ميكنند0
باتوجه به آثار سطحي محوطه هاي شهرستان نيكشهر كه بيشتر از نوع سفالي قرمز رنگ وخاكستري منقوش به نقوش هندسي وحيواني وگياهي بوده اند مي توان گفت اين آثار مربوط به دوران پيش از تاريخ ودوارن تاريخي بوده وبا توجه به شباهتي كه ميان آثــــار محوطه هاي شهرستان نيكشهر وتپه هاي دامن وبمپور وجود دارد مي توان به ارتباط فرهنگي كه اين مناطق با همديگر داشته اند پي برد0
§ سنگ نگاره ها ( نقوش كنده ها):
نقوش كنده بيشتر در شهرهاي قصرقند، بنت و نيكشهرديده مي شودكه با توجه به نوع نقوش آنهارا مي توان به دو دسته نقوش حيواني و نقوش انساني تقسيم كرد0
الف- نقوش حيواني : از جمله اين نقوش نقش اسب مي باشد كه به صورت خلاصه شده ودر برخي موارد طبيعي تر نمايش داده شده اند 0 از نقوش اسب مي توان از نقشي كه در آن دو اسب كه ارابه اي به آنها بسته شده ومي كشند ياد كرد0 از نقش هاي ديگر اسبي است كه با سوار در حال تاختن مي باشد.
از نقوش حيواني ديگر مي توان از نقشهاي گاو، شتر دو كوهانه، ،گاو كوهاندار ، روباه ، سگ ، بزهاي كوهي وشير يا ببر نيز ياد كرد0 از نقشهاي شير مي توان به نقش شير در حال شكار وصحنه هاي شكار نام برد0
ب- نقوش ا نساني:
اين نقوش كنده كاري شده انسانها را در حال مبارزه با يكديگر شكار حيوانات از جمله بزكوهي وهمچنين درحال سوار كــاري نشان مي دهد0 اين نقوش كنده ها شبيه به نقاشيهاي غار ميرملاس دركوهدشت لرستان مي باشد.
قلاع ساخته شده در سطح شهرستان:
اين قلعه ها بعنوان مركز شهر در دوران اسلامي ساخته شده اند وتا اواسط حكومت پهلوي خانهاي منطقه در آنها سكونت داشته اند0 بيشتر اين قلعه ها بصورت بناهاي سه طبقه ساخته شده و داراي دو مسجد يكي در قسمت مركزي وديگري در قسمت شمالي خارج از حياط اصلي قلعه بوده اند0 بيشترين تزئينات اين بناها ، تزئينات دندان موشي و مثلثهاي زيگراكي وبرجسته كاري در اتاقهاي حاكم نشين بوده اند0
با توجه به اينكه مصالح بكار رفته در ساخت اين بناها خشت خام وگل بوده بعلت فرسايش عوامل طبيعي بصورت تلهايي از خاك درآمده اند0 وفقط در بخش لاشار واسپكه بعلت مسكوني بودن وباز سازي مكرر تاكنون سالم مانده
تنها بازمانده و مادر سفال هلنچکال نیکشهر درگذشت
ازگنده رئیسی تنها بازمانده و مادر سفال هلنچکال بخش قصرقند شهرستان نیکشهر در زادگاه خود روستای هلنچکان درگذشت
این استاد سفالگری که بیش از هشتاد سال سن داشت از علاقه مندان و احیا کنندگان هنر سفال در روستای هلنچکان بود که در طول دوران زندگی خود جهت ترویج و گسترش این هنر ناب بومی منطقه از هیچ کوششی دریغ نکرد .
وی به رغم مشکلات فراروی هنر سفال ، عدم توجه مسوولان استانی و شهرستانی به این هنر و استقبال نکردن جوانان منطقه بدلیل کم درآمد بودن سفالگر در طول دوران زندگی خود فقط توانست دو شاگرد خود را به نامهای نورخاتون رئیسی 70 ساله و مریم رئیسی 60 ساله را برای ادامه دادن و احیا کردن هنر سفالگری پس از مرگ او علاقه مند و آموزش دهد
فیلم مستند دستان ماندگار که سرگذشت زندگی این استاد و همچنین نحوه ساخت سفال و مشکلات فراروی این هنر را روایت می کند یک ماه پیش ساخته شده است.
نویسنده و کارگردان این مستند در گذشت استاد بانوی سفالگر را زنگ خطری دانست که سفال 500هزار ساله هلنچکان را تهدید می کند
ضرب المثل های بلوچي
هشتر که نجو کیت ، کونڈے نبرانت
معنی فارسی :
کسی که به انجام کاری رغبت ندارد، نباید با توسل به زور او را وادار به انجام آن کار کرد
سانگ ؤ بند ، لانک ؤ بند
معنی فارسی :
با هرکس وصلت کردی ، در روزهای سخت باید به یاری اش بشتابی
هچ کس مکنت چوشیں کار په دشمانے کشتش بولے سوار
معنی فارسی:
به خاطر دستمالی قیصریه ای را به آتش کشیدند
تاسے آپ بور ، سد سال و پا کں
معنی فارسی :
اگر در خانه کسی یک لیوان آب خوردی ، باید صد سال مدیون صاحبان آن خانه باشی
هچ کس مکنت چوشیں کار په دشمانے کشتش بولے سوار
معنی فارسی:
به خاطر دستمالی قیصریه ای را به آتش کشیدند
تاسے آپ بور ، سد سال و پا کں
معنی فارسی :
اگر در خانه کسی یک لیوان آب خوردی ، باید صد سال مدیون صاحبان آن خانه باشی
پشتی په کوها جتگ
معنی فارسی:
دارای پشتیبان بسیار قوی است
ما په ستک تو په رپک
معنی فارسی :
ما صداقت داریم ولی تو آب زیر کاه هستی
لاپ په آپ برءَ نبیت
معنی فارسی :
فکر نان کن که خربزه آب است .
ریش وتی دست ءَ سپه دارنت
معنی فارسی :
طوری رفتار نکن که آبرویت بریزد
عشق من بلوچستان
من بلوچستان را دوست دارم، به او عشق مي ورزم، بسيار زياد، وقتي كه كودكي بيش نبودم اگر بزرگتري از من در مورد ميزان دوست داشتنش سوال مي كرد با مسافت جوابش را مي دادم مثلا مي گفتم از اينجا تا آنجا هر چقدر دورتر بيشتر، اما الان كه بزرگتر شده ام و اگر كسي از من در مورد بلوچستان بگويد به او مي گويم من بلوچستان را بسان خود دوست دارم. بسان پدر و فرزندم. مي داني چون بلوچستان هويت من و سند عظمت و شكوه من است. اعتلايش اعتلايم و زبونيش زبونيم است. بسيار ساده است كه راه را به سوي پيشرفت كج كنيم واز كجراه بيرون شويم.
من كه به سرزمين زيبا و دل انگيز بلوچستان عشق و علاقه بسيار زايد الوصفي دارم. آنگونه كه زيبايي هايش براي من بسيار و مشكلاتش برايم به واسطه همين عشق كمترين، سعي بسيار در رفع آن در حد امكان و وسع خود دارم. مردمي خونگرم و دلسوز، منطقه اي پهناور و گسترده، اما متاسفانه عقب مانده، عقب مانده از كشور، منطقه و جهان. من خود به نوبه خودم در صدد احيائ آن و پيشرفت روزافزونش هستم. تو نيز گر نيك انديشي و به آينده سرزمين خود مي انديشي بايد كه تلاش كني. اينجا همان بلوچستان است. سرزمين زيبا به همراه آفتاب طلايي و سوزانش، اگر بر اعتلايش انديشه داري بيا و همره ما باش. ما را ياري كن كه بسيار شنديده ايم كه گفته اند از كوزه همان برون تراود كه دراوست. اگر خودمان نخواهيم هيچ وقت به مقصد نمي رسيم.
بلوچستان در يك نگاه
بخشى از استان سيستان و بلوچستان است كه 172305 كيلومتر مربع مساحت دارد و حدود11درصد از مساحت كل كشور را شامل مىشود، از نظر مساحت رتبه اول را در كشور دارد.

جمعيت:
جمعيت بلوچستان 2388018 نفر و تراكم نسبى جمعيت آن 7/6 نفر در هركيلومترمربع است كه يكى از كم تراكمترين مناطق كشور مىباشد. جمعیت کثیری از مردم استان در قالب 16 هزار خانوار متشکل از 282 طایفه به صورت عشایری زندگی می کنند. مهمترین طوایف سرحد عبارتند از: قنبرزهی-گرگیج- نارویی- سالارزهی- شه بخش- قلندرزهی- ریگی – کرد – گمشادزهی – شهنوازی- شهلی بر – نهتانی- هاشمزهی – جمالزهی- مرادزهی – میربلوچزهی- ارباب- سهرابزهی و... و مهمترین طوایف مکران مرززهی- سیاهانی- پرکی- آسکانی- دهانی- بامری- عبدالهی- سابکی- سنگله- جدگال- لاشاری- زین الدینی- صلاح زهی- جت- نوهانی- باران زهی- خملی- داعتی- سپاهی- جنگی زهی و...می باشند.
حدود جغرافيايى:
چستان در شمال ارتفاعات ملك سياه كوه و ابتداى چاله سيستان، در غرب دشتلوت و جازموريان، در جنوب درياى عمان است و در شرق مرز طبيعى وجود ندارد و كشور پاكستان قرار دارد. طول سرزمين بلوچستان از ملك سياه كوه الى چابهار 600 كيلومتر و عرض آن از شرقىترين نقطه يعنى كوهك تا انتهاى جازموريان در غربىترين نقطه 590 كيلومتر است.
بلوچستان حدود 300 كيلومتر مرز آبى در درياى عمان و حدود 978 كيلومتر مرز زمينى با همسايههاى شرقى يعنى پاكستان و افغانستان دارد. حمدالله مستوفی می نویسد مکران مملکتی بزرگ است از اقلیم دوم وسعتش دوازده مرحله دارالملکش فنزبور طولش از جزایر خالدات صبح و عرضش از خط استوا که هوایش گرم است و آبش از رود. دیگر بلاد بزرگش تیز و فهل و فهره و زراعات و عمارت بسیار و قری بی شمار دارد.
ناهمواريها و ارتفاعات:
بلندترين نقطه بلوچستان قله آتشفشانى نيمه فعال تفتان با ارتفاع 4042 متر از سطح دريا و پايينترين آن در كنارههاى درياى عمان است. كوههاى معروف عبارتند از : تَفْتان - بَزْمان - بِيرْك - مَلِكْ سياه- بَمْپُشْتْ - آهوران.
رودخانه ها:
رودخانه هاى معروف عبارتند از: بَمْپور - سَرْباز- كاجَوْ - باهَوْكَلات - كَهير (نیكشهر) - ماشْكِيل - راپْچْ - سِيانْجان (تلخ آب).
درياچه و دريا:
درياچه فصلى جازموريان در غرب بلوچستان، مرز استانهاى كرمان و بلوچستان را تشكيل مىدهد و درياى عمان در جنوب بلوچستان قرار دارد و مساحت آبهاى ساحلى بلوچستان 5924 كيلومترمربع است.
آب و هوا:
آب و هواى بلوچستان گرم و خشك و در نواحى سواحلى درياى عمان با رطوبت زياد (شرجى) همراه است. نواحى جنوبى آن تحت تأثير بادهاى موسمى هند در تابستان همراه با بارانهاى شديد مىباشد و بطور كلى يكى از خشكترين مناطق كشور است. دماى هوا در اكثر شهرستانها در تابستان بالاى 35 درجه سانتيگراد و زمستانهاى آن نسبتاً معتدل و در بعضى مناطق مرتفع همراه با سرماى شديد و نزولات جوى ناچيز مىباشد. بادهاى باران آور غربى مديترانهاى در فصل زمستان موجب ريزش باران پراكنده در سطح بلوچستان مىشوند. به طور کلی بلوچستان از لحاظ آب و هوایی به 4 ناحیه تقسیم می گردد.
1- ناحیه خوش آب و هوای دره های کوه تفتان که آب و هوای آن لطیف و معتدل است و چشمه های آب گوارایی دارد.
2- ناحیه معتدل با اختلاف شدید درجه حرارت در شبانه روز که شامل زاهدان و خاش و روستاهای میان این دو شهر است.
3- ناحیه گرمسیری با هوای خفقان آور و گرمای شدید در شبانه روز که از ایرانشهر به سمت جنوب ادامه دارد و محل مناسبی برای رشد ونمو انواع میوه های گرمسیری است.
4- ناحیه ساحلی با آب و هوای گرم و مرطوب شامل بنادر طیس چابهار و کنارک
تقسيمات كشورى:
بلوچستان از7 شهرستان، 25 شهر، 27 بخش و77دهستان تشكيل شده است. شهرستانها عبارتند از: ايرانشهر - خاش - زاهدان - سراوان –سرباز- چابهار - نيكشهر.
1- زاهدان:

بزرگترین شهر بلوچستان است. بطور کلی طبق برآورد دکتر کرامت الله زیاری زاهدان دهمین کلانشهر بزرگ ایران است که به سرعت رشد می کند و جمعیتی بالغ بر یک میلیون ایرانی اکثرا بلوچ و شمار کثیری از مهاجران افغانی را در بر دارد. این شهر حدود 39521 کیلومتر مربع وسعت دارد. از شمال به کویر لوت و زابل از مشرق به مرزهای افغانستان و پاکستان از جنوب به شهرستان خاش و سراوان و ایرانشهر و از مغرب به شهرستان بم محدود می گردد. اختلاف ساعت آن با تهران 36 دقیقه و ارتفاع آن از سطح دریا 1397 متر است. فاصله آن تا تهران 1617 چابهار 756 ایرانشهر 366 خاش 195 میرجاوه 84 زابل 216 و نصرت آباد 104 کیلومتر است. در اوایل پادشاهی فتحعلی شاه قاجار در محلی که اکنون زاهدان است چاه آبی بود که راهزنان پس از حمله به کاروانها و چپاول دارایی و سرمایه آنها در آنجا استراحت می کردند. این منطق که مملو از درختان گز بود دزد آب نام داشت. در سال 1277 هجری شمسی یکی از ساکنان آن حدود به نام مراد به اتفاق فرزندانش در آنجا کاریزی احداث کرد که موجب رونق اندکی در آن گردید. پس از کشیده شدن راه آهن کویته به زاهدان همزمان با جنگ جهانی اول توسط انگلیس تجارت بین ایران و هند از همین نقطه شروع گردید. و شهر را رونقی صد چندان داد. و در زمان رضا شاه به پیشنهاد تیمسار امان الله جهانبانی به اسم زاهدان تغییر نام داد. این شهر دارای سه بخش به نامهای مرکزی میرجاوه و نصرت آباد و 6 دهستان به نامهای انده با وسعت 1190 لادیز 2427 شورو 2730 حرمک 4438 کورین 8193 حومه 937 کیلومتر مربع است . سه نقطه شهری آن زاهدان میرجاوه و نصرت آباد هستند. از نقاط توریستی و دیدنی آن منطقه لادیز متعلق به دوره پارینه سنگی قلعه لادیز غار و آبشار لادیز پارک ملت زاهدان مجتمع تفریحی براسان باغ خانواده موزه مردم شناسی کتابخانه پروفسور کامبوزیا ساختمانهای قدیمی پست و دادگستری با معماری سبک هندی مسجد مکی بزرگترین مسجد اهل سنت در ایران مسجد جامع و مساجد ریبای دیگرچهارراه رسولی و دیگر نقاط دیدنی هستند.
2- چابهار:

جنوبی ترين شهرستان بلوچستان است كه در فاصله 756 كيلو متري زاهدان قرار دارد. اين شهر در زمانهای قديم " تيس" نام داشته كه در حال حاضر خرابه هاي آن در 5 كيلو متري چابهار امروزي به جاي مانده است . بندر تيس در آن ايام اهميت و اعتبار فراوان داشت و يكي از مراكز مهم تجاري كرانه هاي درياي عمان بود، ولي در قرن گذشته در اثر كم توجهي از رونق آن كاسته شد. در سالهاي پس از انقلاب به علل مختلف ، بيش از پيش مورد توجه قرار گرفت .اينک بندرچابهار اهميت سوق الجيشي ممتازي دارد و در حال حاضر يكي از مناطق آزاد تجاري ايران محسوب مي شود . چابهار یکی از دیدنی ترین مناطق بلوچستان است. سواحل زیبای دریای عمان و دریای بزرگ اسکله پزم گواتر گل فشان در کهیر جنگل های حرا که گویی درختان سر بر آورده از آب هستند مقبره سید غلامرسول درخت کهن سال مکرزن غار تیس مقبره های باستانی چابهار که به چند هزار سال قبل تعلق دارند و کتیبه های کهن این شهر قلعه قدیمی تیس قلعه پرتغالی ها و نقاط دیدنی و سیاحتی بسیار فراوان دیگر.
- جنگل ها و بیشه های دریایی: همانند سایر نقاط مشابه طبیعت چابهار در کنار دریا و بین دریا تا ساحل بسیار دیدنی است جنگل های دریایی در محل ریختن رودخانه ها به دریا یا مناطق دلتا بوجود می آیند. این جنگل ها در هنگام مد و بالا آمدن آب دریا همچون درختان بیرون زده از اب هستند و در هنگام جزر تنه آنها نیز از آب بیرون می آید و منظره دلپذیری بوجود می آورد. جنگل های حرا در چابهار بیش از 200 هکتار وسعت دارند. این جنگل ها در حدود 150 کیلومتری شهر چابهار در گواتر هستند.
- گل فشان : در 90 کیلومتری شهر کنارک و منطقه کهیر قبل از روستای تنگ تپه های بسیار جالبی وجود دارد. یکی از این تپه ها همانند آتشفشانی از گل عمل می کند. تپه های دیگر نیز در گذشته چنین بوده اند. دهانه این گل فشان در حدود چند سانتی متر بوده و در هر 10 الی 15 دقیقه 3 الی 5 لیتر گل را توام با لرزش زمین به دهانه پرتاب کرده و این گل بر روی شیب موجود می لغزد که منظره ای زیبا و دیدنی است.
- مقبره سید علامرسول: سید غلامرسول از بزرگان عهد تیموری است که مقبره وی در شهرستان چابهار قرار دارد.
3- خاش:

شهرستان خاش با مساحت 21153 کیلومتر مربع 12 درصد خاک بلوچستان را تشکیل داده و تا زاهدان 176 کیلومتر فاصله دارد. دارای سه بخش مرکزی نوک آباد و ایرندگان می باشد از نقاط شهری آن خاش نوک آباد و ایرندگان هستند. مهمترین دهستانهای آن عبارتند از سنگان نازیل کارواندر افضل آباد کوشه تمندان گوهر شهر ده قلعه و اسکل آباد . جمعیت ان بالغ بر 130000 نفر است که بیش از 40000 نفر آنها در شهر خاش ساکن هستند.خاش خوش آب و هواترین نقطه بلوچستان بوده و زمین های کشاورزی بسیار حاصلخیزی دارد. گرچه تاریخ اسکان مردم در خاش به قبل از اسلام می رسد ولی نقطه شهری خاش در زمان نادر شاه افشار اهمیت بیشتری یافت. وی با انتصاب یکی از بلوچ های با نفوذ منطقه به نام میر بایی خان که همسرش از نوادگان فتحعلی شاه قاجاربود به حکومت خاش راه زنان را سرکوب کرد . میر بایی خان قلعه ای در خاش بنا نمود که مرکز حکومت وی در سرحد گشت و این باعث ترقی شهر خاش گردید. نقاط دیدنی شهر خاش عبارتند از: کوه تفتان یا کوه چهل تن بزرگترین آتفشان نیمه فعال بلوچستان با ارتفاع 4042 مترکه در فاصله 50 کیلومتری شمال شرق خاش واقع شده است و گاز و بخار از دهانه آن متصاعد می شود که در اطراف دهانه مقادیر زیادی گوگرد وجود دارد و سالانه بیش از 20000 ورزشکار از آن صعود می کنند. دریاچه زیبا و دیدنی سر دریا در بالای قله تفتان قلعه حیدر آباد و کمال آباد و قلعه ناصری مناره مسجد جامع خاش مسجد جامع اهل سنت قبرستان چند هزار ساله هفتاد ملا درخت کهنسال سرو سنگان(میر عمر) درخت کهنسال روستای دهپابید چشمه آبگرم تفتان و دره های سرسبز و زیبای آن چون تمین سنگان تمندان خلبند روپس و.. قلعه میر رضایی در نازیل و نقاط دیدنی بسیار دیگر.
4- سراوان:

سراوان در شرق و مرکز بلوچستان قرار دارد فاصله آن تا زاهدان بیش از 320 کیلومتر است و یکی از معروفترین شهر های گذشته منطقه می باشد. این شهرستان دارای سه نقطه شهری 5 بخش و 13 دهستان است. شهرهای آن سراوان جالق و سوران هستند. جمعیت شهر ستان 172149 نفر است که 41177 نفر در خود شهر ساکن هستند. ارتفاع آن از سطح دریا 1180 متر متوسط دمای سالانه 20 درجه متوسط میزان بارندگی 100 میلی متر است. آب و هوای آن بسیار گرم بوده و خاک آن دارای مقدار زیادی رس است که موجب شده تا در گذشته و حال صنعت سفالگری و کاشی تزئینی در روستاهای آن رونق زیادی داشته باشد. از جمله روستاهای پیشرو در سفالگری کلپورگان است که سفال آن به نقلط بسیاری صادر می گردیده است. نقاط باستانی بسیاری در این شهر یافت شده اند از آن جمله خزانه مهتاب کلاتک اپسیچ روباهک تپه های باستانی میر مراد و سید عمر قلعه سب قلعه کنت روستاهای تاریخی گشت و مدرسه قدیمی آن روستای کوه ون کوهک نقش های بر روی سنگ در دره نگاران و مهرگان کشتگان باغات نخیل و چشمه های زبیای آهوران. یکی از قدیمی ترین نقاط سروان جالق است. جالق محل سکنی اولیه یعقوب لیث و مامن اصلی عیاران همراه وی بوده که قلعه های مربوط به یعقوب لیث و صفاریان در این شهر موجودند.
5- پهره:ایرانشهر

ایرانشهر قدیمی ترین شهر بلوچستان و بزرگترین شهر منطقه مکران و پایتخت (قدیم) آن بوده است. نام قدیم این شهر پهره بوده که به معنای شهر بزرگ و وسیع می باشد. ارتفاع آن از سطح دریا 556 متر است.متوسط سالانه دما 23 درجه که در تابستان ها به بیش از 40 درجه سانتیگراد می رسد. میزان بارندگی در این شهر118 میلی متر در سال بوده و از نقاط لرزه خیز استان به شمار می آید. این شهرستان دارای دو نقطه شهری بنامهای ایرانشهر و بمپور 6 بخش و 21 دهستان است. جمعیت شهر ایرانشهر 76959 نفر است و شهرستان ایرانشهر بیش از 296000نفر جمعیت دارد.
- بمپور:

اين ناحيه در 22 كيلو متري غرب ايرانشهر قرار گرقته است. رود خانه با اهميت بمپوركه ازكوه هاي شمال شرقي ايرانشهر(ايرندگان ودامن) سر چشمه مي گيرد،از جنوب بمپوربه طرف غرب جريان مي يابد ودر انتها به هامون جازموريان میریزد.
بمــــــــپور ناحيه ي جلگه اي است كه 510 متر ازسطح در يا ارتفاع دارد و ارتفاعاتي در حدود 1700 متر زمــــينهاي جنوبي آن را پوشانده است. آب و هواي آن به طور كلي گرم و نسبتا مرطوب است که از مراكز عمده صادرات خـــــرما ، تره بار وغلات محسوب مي شود.
بمپور از چندين آبادي به هم پيوسته تشكيل شده است .از قدمت اين شهر اطلاع دقيقي در دست نيست و شهرت اين محل به خاطر وجود قلعـه بمپور است كه به عهدساسانيان تعلق دارد. جمعیت آن در حال حاضر بیش از 10000 نفر است.
نقاط دیدنی ایرانشهر عبارتند از : قلعه ناصری مربوط به زمان قاجاریه قلعه دوست محمد خان کوه بزمان آبگرم بزمان گل مورتی گز شاهان هامون جازموریان تپه های بمپور متعلق به عهد ساسانی قلعه دامن قلعه چهل دختر قلعه اسپیدز محل کشته شدن اشرف افغان در بین راه دلگان و بزمان و باغات و کشتزارهای وسیع این شهر.
6- نیکشهر:

این شهر دارای چهار نقطه شهری به نام های نیکشهر قصرقند ، فنوج و بنت است فاصله شهر نیکشر با زاهدان680 کیلومتر می باشد . ارتفاع آن 510 متر از سطح دریا و جمعیتش 148901 که بیش از 10000 نفر آن در خود نیکشهر ساکن هستند یکی از نقاط دیدنی بلوچستان بشمار می آید. این شهرستان از نظر آب و هوایی گرم وخشک بوده و دارای درجه حرارت متوسط 25 درجه بالای صفر در روز است میزان متوسط بارندگی سالانه در این شهرستان حدود 118 میلیمتر می باشد از نقاط دیدنی شهرستان نیکشر می توان از راسک پیشین قصرقند هیچان و بنت نام برد . قلعه قدیمی نیکشهر قلعه چهل دختران قلعه قدیمی قصرقند درخت انجیر معابد و مکرزن و نپه های ماقبل تاریخ نیک شهر از نقاط به یاد ماندنی آن به شمار می روند.

7- سرباز: سرباز از زیباترین نقاط دیدنی ایران زمین به شمار می رود که در امتداد رود بزرگ سرباز قرار داشته و محصولات ان از خرما گرفته تا برنج دارای تنوع بسیاری است. رودخانه سرباز زیست گاه یکی از عجیب ترین حیوانات حیات وحش یعنی تمساح پوزه کوتاه است. به گفته کارشناسان این تمساح بازمانده تمساح های مربوط به دوره مزوزوئیک یعنی حدود 225 الی 265 میلیون سال قبل است. این حیوان در طی 65 میلیون سال گذشته هیچ تغییری در ظاهر نداشته است . تمساح پوزه کوتاه دارای پوزه ای پهن با 19 دندان در بالا و 15 دندان در پایین است. پاها ی تمساح کوتاه و دارای 5 انگشت با ناخن های بلند است. رنگ آن زیتونی مایل به قهوه ای است. بزرگترین آنها به 5 متر طول هم رسیده است اما به طور نرمال طولی حدود 2 متر دارند. منطقه زیست آنها باهو کلات اکنون به عنوان منطقه حفاظت شده اعلام گریده است. این تمساحها که در زبان محلی به آنها گاندو گفته می شود بسیار کمرو و ترسو بوده در عین حال بسیار زیرک هستند . معمولا شبها به شکار می روند. غذای اصلی آنها پرندگان و پستانداران حول رودخانه می باشند ولی سابقه حمله به انسانها نیز وجود دارد
بلوچستان در يك نگاه

بخشى از استان سيستان و بلوچستان است كه 172305 كيلومتر مربع مساحت دارد و حدود11درصد از مساحت كل كشور را شامل مىشود، از نظر مساحت رتبه اول را در كشور دارد.
جمعيت:
جمعيت بلوچستان 2388018 نفر و تراكم نسبى جمعيت آن 7/6 نفر در هركيلومترمربع است كه يكى از كم تراكمترين مناطق كشور مىباشد. جمعیت کثیری از مردم استان در قالب 16 هزار خانوار متشکل از 282 طایفه به صورت عشایری زندگی می کنند. مهمترین طوایف سرحد عبارتند از: قنبرزهی-گرگیج- نارویی- سالارزهی- شه بخش- قلندرزهی- ریگی – کرد – گمشادزهی – شهنوازی- شهلی بر – نهتانی- هاشمزهی – جمالزهی- مرادزهی – میربلوچزهی- ارباب- سهرابزهی و... و مهمترین طوایف مکران مرززهی- سیاهانی- پرکی- آسکانی- دهانی- بامری- عبدالهی- سابکی- سنگله- جدگال- لاشاری- زین الدینی- صلاح زهی- جت- نوهانی- باران زهی- خملی- داعتی- سپاهی- جنگی زهی و...می باشند.
حدود جغرافيايى:
مرز طبيعى بلوچستان در شمال ارتفاعات ملك سياه كوه و ابتداى چاله سيستان، در غرب دشتلوت و جازموريان، در جنوب درياى عمان است و در شرق مرز طبيعى وجود ندارد و كشور پاكستان قرار دارد. طول سرزمين بلوچستان از ملك سياه كوه الى چابهار 600 كيلومتر و عرض آن از شرقىترين نقطه يعنى كوهك تا انتهاى جازموريان در غربىترين نقطه 590 كيلومتر است.
بلوچستان حدود 300 كيلومتر مرز آبى در درياى عمان و حدود 978 كيلومتر مرز زمينى با همسايههاى شرقى يعنى پاكستان و افغانستان دارد. حمدالله مستوفی می نویسد مکران مملکتی بزرگ است از اقلیم دوم وسعتش دوازده مرحله دارالملکش فنزبور طولش از جزایر خالدات صبح و عرضش از خط استوا که هوایش گرم است و آبش از رود. دیگر بلاد بزرگش تیز و فهل و فهره و زراعات و عمارت بسیار و قری بی شمار دارد.
ناهمواريها و ارتفاعات:
بلندترين نقطه بلوچستان قله آتشفشانى نيمه فعال تفتان با ارتفاع 4042 متر از سطح دريا و پايينترين آن در كنارههاى درياى عمان است. كوههاى معروف عبارتند از : تَفْتان - بَزْمان - بِيرْك - مَلِكْ سياه- بَمْپُشْتْ - آهوران.
رودخانه ها:
رودخانه هاى معروف عبارتند از: بَمْپور - سَرْباز- كاجَوْ - باهَوْكَلات - كَهير (نیكشهر) - ماشْكِيل - راپْچْ - سِيانْجان (تلخ آب).
درياچه و دريا:
درياچه فصلى جازموريان در غرب بلوچستان، مرز استانهاى كرمان و بلوچستان را تشكيل مىدهد و درياى عمان در جنوب بلوچستان قرار دارد و مساحت آبهاى ساحلى بلوچستان 5924 كيلومترمربع است.
آب و هوا:
آب و هواى بلوچستان گرم و خشك و در نواحى سواحلى درياى عمان با رطوبت زياد (شرجى) همراه است. نواحى جنوبى آن تحت تأثير بادهاى موسمى هند در تابستان همراه با بارانهاى شديد مىباشد و بطور كلى يكى از خشكترين مناطق كشور است. دماى هوا در اكثر شهرستانها در تابستان بالاى 35 درجه سانتيگراد و زمستانهاى آن نسبتاً معتدل و در بعضى مناطق مرتفع همراه با سرماى شديد و نزولات جوى ناچيز مىباشد. بادهاى باران آور غربى مديترانهاى در فصل زمستان موجب ريزش باران پراكنده در سطح بلوچستان مىشوند. به طور کلی بلوچستان از لحاظ آب و هوایی به 4 ناحیه تقسیم می گردد.
1- ناحیه خوش آب و هوای دره های کوه تفتان که آب و هوای آن لطیف و معتدل است و چشمه های آب گوارایی دارد.
2- ناحیه معتدل با اختلاف شدید درجه حرارت در شبانه روز که شامل زاهدان و خاش و روستاهای میان این دو شهر است.
3- ناحیه گرمسیری با هوای خفقان آور و گرمای شدید در شبانه روز که از ایرانشهر به سمت جنوب ادامه دارد و محل مناسبی برای رشد ونمو انواع میوه های گرمسیری است.
4- ناحیه ساحلی با آب و هوای گرم و مرطوب شامل بنادر طیس چابهار و کنارک
نژاد، زبان، دين:
ساكنان بلوچستان از نژاد آريايى هستند و در ميان آنها عدهاى سياهپوست بومى افريقا ديده مىشود كه توسط انگليسىها براى بهرهكشى به اين منطقه آورده شدهاند. زبان غالب مردم بلوچى است كه از نظر ريشه با زبان اشكانيان مشابهت دارد. دين اسلام و مذهب حنفى اكثريت دارد. البته در آدرس های دیگر در مورد تاريخ قوم بلوچ سخن های بیشتری گفته شده است. علایق مذهبی مردم بسیار بالاست و بزرگترین مساجد اهل سنت ایران در آن قرار دارند.
تقسيمات كشورى:
بلوچستان از7 شهرستان، 25 شهر، 27 بخش و77دهستان تشكيل شده است. شهرستانها عبارتند از: ايرانشهر - خاش - زاهدان - سراوان –سرباز- چابهار - نيكشهر.
1- زاهدان:
بزرگترین شهر بلوچستان ایران است. بطور کلی طبق برآورد دکتر کرامت الله زیاری زاهدان دهمین کلانشهر بزرگ ایران است که به سرعت رشد می کند و جمعیتی بالغ بر یک میلیون ایرانی اکثرا بلوچ و شمار کثیری از مهاجران افغانی را در بر دارد. این شهر حدود 39521 کیلومتر مربع وسعت دارد. از شمال به کویر لوت و زابل از مشرق به مرزهای افغانستان و پاکستان از جنوب به شهرستان خاش و سراوان و ایرانشهر و از مغرب به شهرستان بم محدود می گردد. اختلاف ساعت آن با تهران 36 دقیقه و ارتفاع آن از سطح دریا 1397 متر است. فاصله آن تا تهران 1617 چابهار 756 ایرانشهر 366 خاش 195 میرجاوه 84 زابل 216 و نصرت آباد 104 کیلومتر است. در اوایل پادشاهی فتحعلی شاه قاجار در محلی که اکنون زاهدان است چاه آبی بود که راهزنان پس از حمله به کاروانها و چپاول دارایی و سرمایه آنها در آنجا استراحت می کردند. این منطق که مملو از درختان گز بود دزد آب نام داشت. در سال 1277 هجری شمسی یکی از ساکنان آن حدود به نام مراد به اتفاق فرزندانش در آنجا کاریزی احداث کرد که موجب رونق اندکی در آن گردید. پس از کشیده شدن راه آهن کویته به زاهدان همزمان با جنگ جهانی اول توسط انگلیس تجارت بین ایران و هند از همین نقطه شروع گردید. و شهر را رونقی صد چندان داد. و در زمان رضا شاه به پیشنهاد تیمسار امان الله جهانبانی به اسم زاهدان تغییر نام داد. این شهر دارای سه بخش به نامهای مرکزی میرجاوه و نصرت آباد و 6 دهستان به نامهای انده با وسعت 1190 لادیز 2427 شورو 2730 حرمک 4438 کورین 8193 حومه 937 کیلومتر مربع است . سه نقطه شهری آن زاهدان میرجاوه و نصرت آباد هستند. از نقاط توریستی و دیدنی آن منطقه لادیز متعلق به دوره پارینه سنگی قلعه لادیز غار و آبشار لادیز پارک ملت زاهدان مجتمع تفریحی براسان باغ خانواده موزه مردم شناسی کتابخانه پروفسور کامبوزیا ساختمانهای قدیمی پست و دادگستری با معماری سبک هندی مسجد مکی بزرگترین مسجد اهل سنت در ایران مسجد جامع و مساجد ریبای دیگرچهارراه رسولی و دیگر نقاط دیدنی هستند.
2- چابهار:
جنوبی ترين شهرستان بلوچستان است كه در فاصله 756 كيلو متري زاهدان قرار دارد. اين شهر در زمانهای قديم " تيس" نام داشته كه در حال حاضر خرابه هاي آن در 5 كيلو متري چابهار امروزي به جاي مانده است . بندر تيس در آن ايام اهميت و اعتبار فراوان داشت و يكي از مراكز مهم تجاري كرانه هاي درياي عمان بود، ولي در قرن گذشته در اثر كم توجهي از رونق آن كاسته شد. در سالهاي پس از انقلاب به علل مختلف ، بيش از پيش مورد توجه قرار گرفت .اينک بندرچابهار اهميت سوق الجيشي ممتازي دارد و در حال حاضر يكي از مناطق آزاد تجاري ايران محسوب مي شود . چابهار یکی از دیدنی ترین مناطق بلوچستان است. سواحل زیبای دریای عمان و دریای بزرگ اسکله شهید بهشتی پزم گواتر گل فشان در کهیر جنگل های حرا که گویی درختان سر بر آورده از آب هستند مقبره سید غلامرسول درخت کهن سال مکرزن غار تیس مقبره های باستانی چابهار که به چند هزار سال قبل تعلق دارند و کتیبه های کهن این شهر قلعه قدیمی تیس قلعه پرتغالی ها و نقاط دیدنی و سیاحتی بسیار فراوان دیگر.
- جنگل ها و بیشه های دریایی: همانند سایر نقاط مشابه طبیعت چابهار در کنار دریا و بین دریا تا ساحل بسیار دیدنی است جنگل های دریایی در محل ریختن رودخانه ها به دریا یا مناطق دلتا بوجود می آیند. این جنگل ها در هنگام مد و بالا آمدن آب دریا همچون درختان بیرون زده از اب هستند و در هنگام جزر تنه آنها نیز از آب بیرون می آید و منظره دلپذیری بوجود می آورد. جنگل های حرا در چابهار بیش از 200 هکتار وسعت دارند. این جنگل ها در حدود 150 کیلومتری شهر چابهار در گواتر هستند.
- گل فشان : در 90 کیلومتری شهر کنارک و منطقه کهیر قبل از روستای تنگ تپه های بسیار جالبی وجود دارد. یکی از این تپه ها همانند آتشفشانی از گل عمل می کند. تپه های دیگر نیز در گذشته چنین بوده اند. دهانه این گل فشان در حدود چند سانتی متر بوده و در هر 10 الی 15 دقیقه 3 الی 5 لیتر گل را توام با لرزش زمین به دهانه پرتاب کرده و این گل بر روی شیب موجود می لغزد که منظره ای زیبا و دیدنی است.
- مقبره سید علامرسول: سید غلامرسول از بزرگان عهد تیموری است که مقبره وی در شهرستان چابهار قرار دارد.
3- خاش:
شهرستان خاش با مساحت 21153 کیلومتر مربع 12 درصد خاک بلوچستان را تشکیل داده و تا زاهدان 176 کیلومتر فاصله دارد. دارای سه بخش مرکزی نوک آباد و ایرندگان می باشد از نقاط شهری آن خاش نوک آباد و ایرندگان هستند. مهمترین دهستانهای آن عبارتند از سنگان نازیل کارواندر افضل آباد کوشه تمندان گوهر شهر ده قلعه و اسکل آباد . جمعیت ان بالغ بر 130000 نفر است که بیش از 40000 نفر آنها در شهر خاش ساکن هستند.خاش خوش آب و هواترین نقطه بلوچستان بوده و زمین های کشاورزی بسیار حاصلخیزی دارد. گرچه تاریخ اسکان مردم در خاش به قبل از اسلام می رسد ولی نقطه شهری خاش در زمان نادر شاه افشار اهمیت بیشتری یافت. وی با انتصاب یکی از بلوچ های با نفوذ منطقه به نام میر بایی خان که همسرش از نوادگان فتحعلی شاه قاجاربود به حکومت خاش راه زنان را سرکوب کرد . میر بایی خان قلعه ای در خاش بنا نمود که مرکز حکومت وی در سرحد گشت و این باعث ترقی شهر خاش گردید. نقاط دیدنی شهر خاش عبارتند از: کوه تفتان یا کوه چهل تن بزرگترین آتفشان نیمه فعال ایران با ارتفاع 4042 مترکه در فاصله 50 کیلومتری شمال شرق خاش واقع شده است و گاز و بخار از دهانه آن متصاعد می شود که در اطراف دهانه مقادیر زیادی گوگرد وجود دارد و سالانه بیش از 20000 ورزشکار از آن صعود می کنند. دریاچه زیبا و دیدنی سر دریا در بالای قله تفتان قلعه حیدر آباد و کمال آباد و قلعه ناصری مناره مسجد جامع خاش مسجد جامع اهل سنت قبرستان چند هزار ساله هفتاد ملا درخت کهنسال سرو سنگان(میر عمر) درخت کهنسال روستای دهپابید چشمه آبگرم تفتان و دره های سرسبز و زیبای آن چون تمین سنگان تمندان خلبند روپس و.. قلعه میر رضایی در نازیل و نقاط دیدنی بسیار دیگر.
4- سراوان:
سراوان در شرق و مرکز بلوچستان قرار دارد فاصله آن تا زاهدان بیش از 320 کیلومتر است و یکی از معروفترین شهر های گذشته منطقه می باشد. این شهرستان دارای سه نقطه شهری 5 بخش و 13 دهستان است. شهرهای آن سراوان جالق و سوران هستند. جمعیت شهر ستان 172149 نفر است که 41177 نفر در خود شهر ساکن هستند. ارتفاع آن از سطح دریا 1180 متر متوسط دمای سالانه 20 درجه متوسط میزان بارندگی 100 میلی متر است. آب و هوای آن بسیار گرم بوده و خاک آن دارای مقدار زیادی رس است که موجب شده تا در گذشته و حال صنعت سفالگری و کاشی تزئینی در روستاهای آن رونق زیادی داشته باشد. از جمله روستاهای پیشرو در سفالگری کلپورگان است که سفال آن به نقلط بسیاری صادر می گردیده است. نقاط باستانی بسیاری در این شهر یافت شده اند از آن جمله خزانه مهتاب کلاتک اپسیچ روباهک تپه های باستانی میر مراد و سید عمر قلعه سب قلعه کنت روستاهای تاریخی گشت و مدرسه قدیمی آن روستای کوه ون کوهک نقش های بر روی سنگ در دره نگاران و مهرگان کشتگان باغات نخیل و چشمه های زبیای آهوران. یکی از قدیمی ترین نقاط سروان جالق است. جالق محل سکنی اولیه یعقوب لیث و مامن اصلی عیاران همراه وی بوده که قلعه های مربوط به یعقوب لیث و صفاریان در این شهر موجودند.
5- ایرانشهر:
ایرانشهر قدیمی ترین شهر بلوچستان و بزرگترین شهر منطقه مکران و پایتخت (قدیم) آن بوده است. نام قدیم این شهر پهره بوده که به معنای شهر بزرگ و وسیع می باشد. ارتفاع آن از سطح دریا 556 متر است.متوسط سالانه دما 23 درجه که در تابستان ها به بیش از 40 درجه سانتیگراد می رسد. میزان بارندگی در این شهر118 میلی متر در سال بوده و از نقاط لرزه خیز استان به شمار می آید. این شهرستان دارای دو نقطه شهری بنامهای ایرانشهر و بمپور 6 بخش و 21 دهستان است. جمعیت شهر ایرانشهر 76959 نفر است و شهرستان ایرانشهر بیش از 296000نفر جمعیت دارد.
- بمپور:
اين ناحيه در 22 كيلو متري غرب ايرانشهر قرار گرقته است. رود خانه با اهميت بمپوركه ازكوه هاي شمال شرقي ايرانشهر(ايرندگان ودامن) سر چشمه مي گيرد،از جنوب بمپوربه طرف غرب جريان مي يابد ودر انتها به هامون جازموريان میریزد.
بمــــــــپور ناحيه ي جلگه اي است كه 510 متر ازسطح در يا ارتفاع دارد و ارتفاعاتي در حدود 1700 متر زمــــينهاي جنوبي آن را پوشانده است. آب و هواي آن به طور كلي گرم و نسبتا مرطوب است که از مراكز عمده صادرات خـــــرما ، تره بار وغلات محسوب مي شود.
بمپور از چندين آبادي به هم پيوسته تشكيل شده است .از قدمت اين شهر اطلاع دقيقي در دست نيست و شهرت اين محل به خاطر وجود قلعـه بمپور است كه به عهدساسانيان تعلق دارد. جمعیت آن در حال حاضر بیش از 10000 نفر است.
نقاط دیدنی ایرانشهر عبارتند از : قلعه ناصری مربوط به زمان قاجاریه قلعه دوست محمد خان کوه بزمان آبگرم بزمان گل مورتی گز شاهان هامون جازموریان تپه های بمپور متعلق به عهد ساسانی قلعه دامن قلعه چهل دختر قلعه اسپیدز محل کشته شدن اشرف افغان در بین راه دلگان و بزمان و باغات و کشتزارهای وسیع این شهر.
6- نیکشهر:
این شهر دارای چهار نقطه شهری به نام های نیکشهر قصرقند ، فنوج و بنت است فاصله شهر نیکشر با زاهدان680 کیلومتر می باشد . ارتفاع آن 510 متر از سطح دریا و جمعیتش 148901 که بیش از 10000 نفر آن در خود نیکشهر ساکن هستند یکی از نقاط دیدنی بلوچستان بشمار می آید. این شهرستان از نظر آب و هوایی گرم وخشک بوده و دارای درجه حرارت متوسط 25 درجه بالای صفر در روز است میزان متوسط بارندگی سالانه در این شهرستان حدود 118 میلیمتر می باشد از نقاط دیدنی شهرستان نیکشر می توان از راسک پیشین قصرقند هیچان و بنت نام برد . قلعه قدیمی نیکشهر قلعه چهل دختران قلعه قدیمی قصرقند درخت انجیر معابد و مکرزن و نپه های ماقبل تاریخ نیک شهر از نقاط به یاد ماندنی آن به شمار می روند.
7- سرباز: سرباز از زیباترین نقاط دیدنی ایران زمین به شمار می رود که در امتداد رود بزرگ سرباز قرار داشته و محصولات ان از خرما گرفته تا برنج دارای تنوع بسیاری است. رودخانه سرباز زیست گاه یکی از عجیب ترین حیوانات حیات وحش یعنی تمساح پوزه کوتاه است. به گفته کارشناسان این تمساح بازمانده تمساح های مربوط به دوره مزوزوئیک یعنی حدود 225 الی 265 میلیون سال قبل است. این حیوان در طی 65 میلیون سال گذشته هیچ تغییری در ظاهر نداشته است . تمساح پوزه کوتاه دارای پوزه ای پهن با 19 دندان در بالا و 15 دندان در پایین است. پاها ی تمساح کوتاه و دارای 5 انگشت با ناخن های بلند است. رنگ آن زیتونی مایل به قهوه ای است. بزرگترین آنها به 5 متر طول هم رسیده است اما به طور نرمال طولی حدود 2 متر دارند. منطقه زیست آنها باهو کلات اکنون به عنوان منطقه حفاظت شده اعلام گریده است. این تمساحها که در زبان محلی به آنها گاندو گفته می شود بسیار کمرو و ترسو بوده در عین حال بسیار زیرک هستند . معمولا شبها به شکار می روند. غذای اصلی آنها پرندگان و پستانداران حول رودخانه می باشند ولی سابقه حمله به انسانها نیز وجود دارد
سيستان و بلوچستان ديار هنرمندان بي نشان
)
استان سيستان و بلوچستان دارای آب و هوای خشک و گرم است و مردم آن به دو دسته ساکن و عشاير که ايلات بلوچ را تشکيل می دهند و غير ساکن هستند، تقسيم می شوند.
اصولاً منبع اصلی درآمد برای بلوچ های ساکن، کشاورزی و برای بلوچ های متحرک، دام پروری است که متأسفانه در سالهای اخير به علت خشکی فراوان، کشاورزی و دامپروری تا حد بسيار زيادی افت کرده است. در نتيجه عوامل مذکور، مردم استان سيستان و بلوچستان، به ناچار به فعاليت های غير کشاورزی روی آورده اند و سعی کرده اند با توسل به فرآورده های مذکور، زندگی خود را سرو سامان بخشند، بجز ترانه ها و نغمه ها، صنايع دستی نيز بيانگر چهره ای از زندگی مردمان بلوچ است که در رنگها و نقش های سوزندوزی بلوچ يا گليم و قالی مفهوم می يابند.
جالب اينجاست که فعاليت های صنايع دستی به طور سنتی در استان مذکور توسط زنان انجام می شود زيرا زنان بلوچ به علت زندگی بسيار محقرانه خود چندان فعاليت خانه داری ندارند. به واسطه سنت ها و عقايد مردان، در خارج از خانه هم نمی توانند کار کنند، در نتيجه هر زن و دختر بلونچ از هفت سالگی و به بهانه تزئين لباس خود، سوزندوزی بلوچ را می آموزد و بدين ترتيب به معاش خانوانده کمک می کند، سفالسازی، قالی و گليم بافی و حتی نمد مالی که کاری سخت و مردانه است، توسط زنان سيستان و بلوچستان انجام می شود.
مهمترين رشته های صنايع دستی رايج در استان عبارتست از:
قالی بافی، گليم بافی، سفالگری، حصير بافی، پرده بافی، چادر بافی، نمدمالی، خراطی و سوزندوزی بلوچ، سکه دوزی و آيينه دوزی، پريوار دوزی، توردوزی، خامه دوزی و سياه دوزی.
قالی بافی:
شروع قاليبافی در سيستان به دو هزارسال پيش برمی گردد که اقوام سکايی در دشت زرخيز سيستان ساکن شده و به کشاورزی پرداختند و بافندگی خود را همچنان حفظ کردند. قوم مذکور در قرن پنجم ق.م. قالی و گليم می بافتند و نمد توليد می کردند و از گورهای آنان در شمال آلتايی واقع در سيبری، قالی، گليم و نمد به دست آمده است.
در نوشته های اوايل دوره اسلامی، سيستان دارای بهترين بافته های ابريشمی و پشمی بوده است. شهرت بافته های سيستان در آغاز دوره اسلام نشان از سابقه طولانی و درخشان قالی بافی در منطقه دارد. کشف "قالی پازيريک" نشان می دهد که اين قالی توسط اقوام سکايی بافته شده است و به جرأت می توان گفت سکاها نخستين کسانی بودند که بافته هايی بسيار زيبا از خود به جای گذاشته اند.
طرحهای قالی سيستان شبيه به نقش های ترکمن است و نقش های اصيلی چون بلوچی، مددخانی، فتح اللهی و غيره که در اکثر نقاط ايران شناخته شده و در استان های کرمان، خراسان و مازندران مشتری های قديمی دارند. طرحهای مذکور بدون داشتن طراح و نقاش، به صورت ذهنی از نسلی به نسلی ديگر منتقل شده اند.
قالی بافان سيستانی به واسطه زندگی غير ساکن از دارهای افقی استفاده می کردند ولی در حال حاضر دارهای آنان به دارهای عمودی تغيير يافته است.
گليم بافی:
از ديگر رشته های مهم صنايع دستی که هم در سيستان و هم در بلوچستان رايج است، گليم بافی است. گليم بيشتر توسط زنان چادرنشين که دامدارند، بافته می شود که از پشم دامهای خود برای مواد اوليه گليم بهره می برند.
نقشهای گليم اکثراً سنتی و بدون طرح و الگو است و بيشتر از نقش های سوزندوزی بلوچ استفاده می شود، رنگهای مورد مصرف در مايه تيره است و رنگهای مشکی، زرشکی و قرمز و اندکی رنگ سفيد يا زرد به کار می رود.
سوزندوزی:
بدون ترديد سوزندوزی بلوچ را بايد در زمره يکی از اصيل ترين و جالب ترين رشته های صنايع دستی کشور به حساب آورد که آوازه شهرتش به فرسنگها دورتر از اين خاک نيز رسيده و مردم بسياری از نقاط مختلف جهان، بلوچستان را به پشتوانه آن می شناسند. هنر ظريف و پر سابقه ای که هيچکس به درستی نمی داند از چه زمانی در ايران شروع شده است. آنچه مسلم است تقريباً تمامی زنان و دختران بلوچ که در فاصله سنی چهار تا چهل سالگی (و حتی گاه تا شصت سالگی)، دست اندر کار آن به حساب می آيند.
در زندگی ساده و به دور از تجمل زنان بلوچ، شايد مهمترين وسيله تزئين لباس همين سوزندوزی است. اگر از آنان بپرسيد از چه زمانی پيراهن خود را سوزن دوزی می کنند، آن را وصيت پدران خود می دانند و مانند هر هنر قومی نمی توانند منشأ آنرا تعيين کنند.
سوزندوزان بلوچ با نقش گل ها و بوته ها و ترکيب رنگ ها، طبيعت رنگين و زيبايی آفريده و جهانی ساخته اند که در انديشه و خيالشان شکل می گرفته است. طبيعت را آن چنان که دوست داشته و می خواسته اند ترسيم کرده اند، نه به آن شيوه و شمايلی که وجود دارد.
پيراهن بلوچ با چهار قطعه تزئين يافته است که عبارتست از يک قطعه پيش سينه، دو قطعه سرآستين و قطعه ديگر که در زير پيش سينه به طور عمودی تا پايين پيراهن دوخته می شود و جيب يا در اصطلاح محلی "گوپتان" ناميده می شود.
سوزندوزی بلوچ به صورت پيش سينه، جيب، سرآستين، پادامنی، سجاده، نوار، کراوات، کمربند، کوسن، دستمال، روميزی، پرده، سفره، اشارپ و پارچه کلهمک آباژور ارائه می شود.
از طرحهای اصيل مورد استفاده در سوزندوزی بلوچ می توان از طرحهای گل سرخ، چشم ماهی و مرواريد نام برد.
پريوار دوزی و توردوزی نيز از ديگر انواع رودوزيهای بلوچستان است.
خامه دوزی:
خامه دوزی بسيار شبيه سوزندوزی بلوچ است با اين تفاوت که در آن فقط از نخ سفيد يک رنگ استفاده می شود. اين هنر تنها در روستاهای سيستان رواج دارد.
محصولات خامه دوزی شامل عرقچين، لباس، پيش سينه، جانماز، روميزی و ... است، که اکثراً برای افراد مسن خاص تهيه می شود.
سياه دوزی:
نوع ديگر سوزندوزی در سيستان، سياه دوزی است که در آن از نخ سياه ابريشم استفاده می شود و روی لباس مورد استفاده قرار می گيرد.
خامه دوزی و سياه دوزی تنها جنبه خود مصرفی داشته و فقط بين اهالی سيستان خريد و فروش می شود.
سکه دوزی:
تنها مورد ديگر تزئين منازل بلوچ و خانواده های بلوچ پس از سوزندوزی، سکه دوزی بلوچ است. سکه دوزی را يا به ديوار می آويزند و يا جهت تزيين روی رختخواب می اندازند و يا در عروسی ها به گردن شتر می آويزند.
به جهت وجوه اشتراک فراوانی که بين اهالی بلوچستان ايران با اقوام ساکن در کشورهای مجاور منطقه از نظر قومی، نژاد، زبان و فرهنگ وجود دارد، مشابهت هايی هم در هنرهای دستی ساکنين اين مناطق وجود دارد که امری کاملاً طبيعی است. بهمين دليل تشابهاتی بين سکه دوزی بلوچ ايران با محصولات هند و پاکستان وجود دارد.
سفالگری:
کلپورگان مرکز توليد نوعی سفال در بلوچستان است که در 30 کيلومتری شهرستان سراوان واقع شده و نوع خاص سفال کلپورگان در ايران کاملاً مشخص است و شباهتی از نظر توليد و رنگ به سفالهای ديگر مناطق ايران ندارد.
سفال کلپورگان توسط زنان بلوچ و به صورت کاملاً ابتدايی توليد می شود.
در ساخت سفال، مردان فقط وظيفه حمل خاک از تپه تا محل سفالگری و آماده کردن گل را به عهده دارند و تمامی مراحل ساخت همانطور که گفته شد توسط زنان انجام می گيرد. گل با دست زنان سفال ساز شکل می گيرد و تراش داده می شود و با سياه قلم تزيين می شود. نقش ها ساده و هندسی است.
مصنوعات ساخته شده شامل: ديگ، سينی، کوزه، قليان، گلدان، ليوان، قوری، مجسمه حيوانات و ... است
سكه دوزي
سكه دوزي

سکه دوزي يکي از هنرهاي دستي بلوچستان است که عموما خانوادههاي بلوچ از آن جهتتزئين رويه ي رختخواب يا زينت گردن شتر در موقع عروسي استفاده ميکنند و اغلب جهتزينت اطاق نيز به ديوار ميآويزند. هنر سکه دوزي در بلوچستان مانند سوزندوزي دارايسابقه يي طولاني است و تقريبا در تمامي مناطق روستائي استان رايج ميباشد و توليد وعرضه ي آن جنبه محلي دارد و اگر داد و ستدي در اين خصوص صورت بگيرد بيشتر در بينخود اهالی است. مرغوبيت محصولات سکه دوزي شده بستگي زيادي به مواد اوليه مرغوبدارد.
مهمترين موادي که در ساخت محصولات سکه دوزي شده بکار ميرود عبارت است ازپارچه هائي که داراي برق و جلا ميباشد (مانند جرسه)، دکمه،، آينه، پولک، خرمهره و امثالآن. در گذشته به دليل هم مرز بودن منطقه با کشورهاي هند و پاکستان، اهالي بلوچستاناين نوع مواد اوليه را ابتدا از هندوستان و سپس از پاکستان وارد مي کردند و به همينجهت در مورد اصالت اين هنر بومي استان شبه و شک فراواني وجود داشت به طوري کهبعضي از محققين و کارشناسان اين رشته آن را نشات گرفته از هنرهاي دستي هند عنوانکردهاند در حاليکه به هيچ وجه چنين نيست و سکه دوزي هنري صد در صد بلوچي است وداراي اصالت بومي بوده و مختص منطقه ي بلوچستان ميباشد و اگر مشابهت هايي بين اينهنر و انواع آن در کشورهاي همجوار ديده ميشود فقط به جهت وجوه اشتراک فراواني است که اهالي بلوچستان ايران با اقوام ساکن در کشورهاي مجاور از نظر قوميت، نژاد، زبان وفرهنگ دارند و لذا وجود اين تشابهات در هنر دستي ساکنين اين مناطق امري طبيعي است.سکه دوزيها، دو نوع است يکي آنها که براي آويختن ساخته مي شوند و اغلب مجموعه يي ازاشکال لوزي، مربع و مثلث دارند که براي اين کار پارچه را به شکلهاي مورد نظر انتخاب کرده بنا به سليقه ي خود به طرز بسيار زيبايي روي آن دکمه هاي سفيد ميدوزند و در لابلايدکمه هاي دوخته شده آينه هاي کوچک و بزرگ و پولک قرار ميدهند. و شکل بديع بوجودمي آورند. محصولات توليدي همان گونه که گفته شد بسيار جالب بوده و داراي اصالتمي باشد و اين همان نوع سکه دوزي هايي است که هم اکنون در اغلب فروشگاههاي سازمان صنايع دستي ايران عرضه شده و به فروش مي رسد. اگر چه در حال حاضر قسمت اعظم مواد اوليه ي مورد نياز اين نوع توليد از داخل کشور تامين ميگردد، ولي هنوز قسمتي از موادمورد نياز اين صنعت مانند آينه هاي بزرگ و کوچک و برخي از انواع پولکها به دليل عدم توليد آنها در داخل، و فراواني و ارزاني آن در پاکستان به صورت قاچاق از آن کشور واردمي شود.
در سالهاي اخير، سازمان صنايع دستي ايران به دليل نقش اين صنعت در اقتصاد منطقه و قابليتهاي آن در جهت ايجاد درآمد براي زنان و دختران روستايي به آن اهمييتبيشتري داده و جهت تشويق روستاييان بلوچ به فعاليت بيشتر در اين رشته، اقدام به خريد توليدات سکه دوزي شده ي صنعتگران استان نموده است.مهمترين مراکز توليد و عرضه سکه دوزي، روستاهاي اسپکه، پيپ، فنوج، چانف و آهوران از توابع شهرستان ايرانشهر است و سازمان صنايع دستي ايران در عين حال بر حسب امکاناتاقدام به خريد توليدات صنعتگران اين رشته از ديگر نقاط بلوچستان نيز مي کند. در حالحاضر مديريت صنايع دستي سيستان و بلوچستان در يک کارگاه در اردوگاه افاغنه ي زاهدان با تامين مواد اوليه مورد نياز صنعتگران، راسا دست به توليد اين نوع کالا زده و با نظارتمستمر سعي در بالا بردن کيفيت و ايجاد تنوع در طرحها، با حفظ اصالتهاي بومي و فرهنگي منطقه دارد.
نوع ديگر سکه دوزي که توليد آن جهت ارائه به بازار فروش چندان مقرون به صرفه نيستو معمولا جز در منازل خود اهالي در جايي ديگر يافت نميشود، نوعي است که بيشتر روي رختخواب مياندازند و ساخت آن شکل بخصوصي دارد که بر روي قطعه يي بافته شده ازپشم به طول تقريبي 3 متر و عرض 50 سانت در متن طرح مورد نظر دکمه مي دوزند، درلابهلاي دکمه هاي خر مهره و آينه هاي ريز و درشت را جا داده اطراف آن را ميپوشانند. و ازيک طرف سراسر طول محصول را با منگوله هايي از پشم زينت ميدهند. اين سکه دوزيهاسنتي بوده و تهيه ي آن براي خانوادههاي بلوچ هزينه ي بسياري در بر دارد زيرا مواد زينتيآن نسبت به آويزهاي ديواري خيلي بيشتر است و گرانتر هم تمام مي شود. مرغوبيت ايننوع سکه دوزيها بستگي مستقيم با وضع مالي خانواده ي توليد کننده و سليقه ي سازنده دارد و از طرفي دارا بودن تعداد بيشتر سکه در منزل هر فرد نيز معرف وضع مالي خوب آن شخص ميباشد.
"
سکه دوزي يکي از هنرهاي دستي بلوچستان است که عموما خانوادههاي بلوچ از آن جهتتزئين رويه ي رختخواب يا زينت گردن شتر در موقع عروسي استفاده ميکنند و اغلب جهتزينت اطاق نيز به ديوار ميآويزند. هنر سکه دوزي در بلوچستان مانند سوزندوزي دارايسابقه يي طولاني است و تقريبا در تمامي مناطق روستائي استان رايج ميباشد و توليد وعرضه ي آن جنبه محلي دارد و اگر داد و ستدي در اين خصوص صورت بگيرد بيشتر در بينخود اهالی است. مرغوبيت محصولات سکه دوزي شده بستگي زيادي به مواد اوليه مرغوبدارد.
مهمترين موادي که در ساخت محصولات سکه دوزي شده بکار ميرود عبارت است ازپارچه هائي که داراي برق و جلا ميباشد (مانند جرسه)، دکمه،، آينه، پولک، خرمهره و امثالآن. در گذشته به دليل هم مرز بودن منطقه با کشورهاي هند و پاکستان، اهالي بلوچستاناين نوع مواد اوليه را ابتدا از هندوستان و سپس از پاکستان وارد مي کردند و به همينجهت در مورد اصالت اين هنر بومي استان شبه و شک فراواني وجود داشت به طوري کهبعضي از محققين و کارشناسان اين رشته آن را نشات گرفته از هنرهاي دستي هند عنوانکردهاند در حاليکه به هيچ وجه چنين نيست و سکه دوزي هنري صد در صد بلوچي است وداراي اصالت بومي بوده و مختص منطقه ي بلوچستان ميباشد و اگر مشابهت هايي بين اينهنر و انواع آن در کشورهاي همجوار ديده ميشود فقط به جهت وجوه اشتراک فراواني است که اهالي بلوچستان ايران با اقوام ساکن در کشورهاي مجاور از نظر قوميت، نژاد، زبان وفرهنگ دارند و لذا وجود اين تشابهات در هنر دستي ساکنين اين مناطق امري طبيعي است.سکه دوزيها، دو نوع است يکي آنها که براي آويختن ساخته مي شوند و اغلب مجموعه يي ازاشکال لوزي، مربع و مثلث دارند که براي اين کار پارچه را به شکلهاي مورد نظر انتخاب کرده بنا به سليقه ي خود به طرز بسيار زيبايي روي آن دکمه هاي سفيد ميدوزند و در لابلايدکمه هاي دوخته شده آينه هاي کوچک و بزرگ و پولک قرار ميدهند. و شکل بديع بوجودمي آورند. محصولات توليدي همان گونه که گفته شد بسيار جالب بوده و داراي اصالتمي باشد و اين همان نوع سکه دوزي هايي است که هم اکنون در اغلب فروشگاههاي سازمان صنايع دستي ايران عرضه شده و به فروش مي رسد. اگر چه در حال حاضر قسمت اعظم مواد اوليه ي مورد نياز اين نوع توليد از داخل کشور تامين ميگردد، ولي هنوز قسمتي از موادمورد نياز اين صنعت مانند آينه هاي بزرگ و کوچک و برخي از انواع پولکها به دليل عدم توليد آنها در داخل، و فراواني و ارزاني آن در پاکستان به صورت قاچاق از آن کشور واردمي شود.
در سالهاي اخير، سازمان صنايع دستي ايران به دليل نقش اين صنعت در اقتصاد منطقه و قابليتهاي آن در جهت ايجاد درآمد براي زنان و دختران روستايي به آن اهمييتبيشتري داده و جهت تشويق روستاييان بلوچ به فعاليت بيشتر در اين رشته، اقدام به خريد توليدات سکه دوزي شده ي صنعتگران استان نموده است.مهمترين مراکز توليد و عرضه سکه دوزي، روستاهاي اسپکه، پيپ، فنوج، چانف و آهوران از توابع شهرستان ايرانشهر است و سازمان صنايع دستي ايران در عين حال بر حسب امکاناتاقدام به خريد توليدات صنعتگران اين رشته از ديگر نقاط بلوچستان نيز مي کند. در حالحاضر مديريت صنايع دستي سيستان و بلوچستان در يک کارگاه در اردوگاه افاغنه ي زاهدان با تامين مواد اوليه مورد نياز صنعتگران، راسا دست به توليد اين نوع کالا زده و با نظارتمستمر سعي در بالا بردن کيفيت و ايجاد تنوع در طرحها، با حفظ اصالتهاي بومي و فرهنگي منطقه دارد.
نوع ديگر سکه دوزي که توليد آن جهت ارائه به بازار فروش چندان مقرون به صرفه نيستو معمولا جز در منازل خود اهالي در جايي ديگر يافت نميشود، نوعي است که بيشتر روي رختخواب مياندازند و ساخت آن شکل بخصوصي دارد که بر روي قطعه يي بافته شده ازپشم به طول تقريبي 3 متر و عرض 50 سانت در متن طرح مورد نظر دکمه مي دوزند، درلابهلاي دکمه هاي خر مهره و آينه هاي ريز و درشت را جا داده اطراف آن را ميپوشانند. و ازيک طرف سراسر طول محصول را با منگوله هايي از پشم زينت ميدهند. اين سکه دوزيهاسنتي بوده و تهيه ي آن براي خانوادههاي بلوچ هزينه ي بسياري در بر دارد زيرا مواد زينتيآن نسبت به آويزهاي ديواري خيلي بيشتر است و گرانتر هم تمام مي شود. مرغوبيت ايننوع سکه دوزيها بستگي مستقيم با وضع مالي خانواده ي توليد کننده و سليقه ي سازنده دارد و از طرفي دارا بودن تعداد بيشتر سکه در منزل هر فرد نيز معرف وضع مالي خوب آن شخص ميباشد.
"سوزندوزي بلوچ

بلوچستان، اين خطه ي گسترده و خشک، با مردمان سخت کوش و خستگي ناپذيرش خاستگاه يکي از ظريفترين هنرهاي دستي ايراني نيز هست و آنچه ساکنان اين منطقه از دير بازپيشکش ساير هموطنان خود و نيز ساکنان ديگر نقاط جهان کردهاند تلفيقي صميمانه از صبر و هنر زنان و دختران هنرمندي است که در هيات سوزندوزي هايي ظريف و جذاب متجلياست. هنر صنعت ارزنده يي که فقط ميتوان نور چشم زنان بلوچ ناميدش و نه هيچ چيزديگر
بدون ترديد سوزندوزي بلوچ را بايد در زمره يکي از اصيلترين و جالبترين صنايع دستيکشور بحساب آورد. اين صنعت که در آن ذوق و خلاقيت زنان سوزندوز بصورت طرحهايسنتي محلي که بيانگر خصوصيات و ويژگيهاي هر منطقه است خلاصه ميگردد، امروزه درميان صنايع هنري و سنتي کشور مرتبه و مقام بسيار والايي دارد.
در مناطق شهري و روستائي بلوچستان کمتر زن يا دختري را ميتوان يافت که با اين هنراصيل و ارزنده آشنائي نداشته باشد و اصولا سوزندوزي آنچنان با زندگي زن بلوچ آميختگي يافته که وقتي درصدد يافتن منشا و مبدا آن برآئيم در اين کار توفيقي چندان نخواهيميافت زيرا هر دختر بلوچ از سنين کودکي، ضمن آموختن و انجام امور مربوط به خانه داريموظف به فرا گرفتن سوزندوزي نيز هست و بسبب دخالتي که سليقه هاي گوناگون در تهيهي نوارهاي سوزندوزي دارد ميتوان طرحها و نقشهاي متنوع و اصيل سوزندوزي را درمنطقه ي بلوچستان مشاهده نمود. بر اين اساس ميتوان به جرات گفت تقريبا تمام دخترانو زنان بلوچ که در فاصله سني 10 تا 45 سالگي قرار دارند با سوزندوزي آشنايند.
شناخت اين هنر ارزنده توسط ساکنان ساير شهرها با افزايش تقاضا براي محصولاتسوزندوزي و ازدياد توليد در مناطق مختلف مقارن بوده است و از اين رو انواع روميزي،کوسن، سفره، آباژور، پرده و غيره نيز توسط سوزندوزان توليد ميشود.
مهمترين مراکز توليد سوزندوزي عبارت است از: اسپکه، هريدک، کوپچ، پيپ، مته سنگ،چانف، مهنت، ايرندگان، قاسم آباد، گشت، سوران، کله گان، بمپور، اسماعيل آباد و زاهدان.
در سوزندوزي به بيش از دو نوع ماده اوليه نيازي نيست: نخ و پارچه سوزندوزان بر حسبامکانات و سليقه از نخ دمسه (D.M.C.) يا از نخهاي پاکستاني استفاده ميکنند.
پارچه هائيکه روي آن سوزندوزي انجام ميگيرد يا پارچه پنبه يي پاکستاني است که نازک وريز باف بوده و براي محصولات پر کار در قطعات کوچک مورد استفاده قرار ميگيرد و يا پارچه ي گاندي ايراني است که معمولا به عرض 120 سانتيمتر در بازار زاهدان بافت ميشود. معمولا سوزندوزان مستقلا به تهيه ي محصول ميپردازند و در صورت کار گروهي پس ازپياده کردن طرح کلي، هرزن يا دختر سوزن دوز يک رنگ را تماما سوزندوزي مينمايد و براي قسمت بعدي و استفاده از رنگ ديگر در توليد محصول آنرا به هنرمند بعدي سپرده و اينعمل تا خاتمه ي کار و تکميل محصول ادامه مييابد. براثر اقداماتي که توسط سازمان صنايعدستي ايران بمنظور شناساندن و معرفي محصولات سوزندوزي بلوچ بعمل آمده، عرضه يفرآوردههاي توليدي در منطقه ي مذکور از محدوده ي اين استان پاي فراتر نهاده و آوازه ينقشهاي اصيل و زيباي آن تا خارج از کشور و اقصي نقاط عالم راه يافته و با استقبال فوقالعاده ي علاقمندان به محصولات هنري و سنتي ايران روبرو گرديده و در حال حاضر همهساله مقاديري از نمونههاي جالب و ارزنده ي اينگونه محصولات به ممالک مختلف جهان صادرميشود.
"منابع
برخي كتابهاي لازم براي مطالعه در كنكور كارشناسي ارشد از وبلاگ Geography Today
جغرافياي شهري:
1)ديدگاههاي نو در جغرافياي شهري-جلد 1-حسين شكوئي-انتشارات سمت
2)جغرافيا و شهرشناسي-يدالله فريد-انتشارات دانشگاه تبريز
برنامه ريزي شهري(مباني و ايران)
1)برنامه ريزي شهر هاي جديد-كرامت الله زياري-انتشارات سمت
2)مقدمه اي بر مباني برنامه ريزي شهري-اسماعيل شيعه-انتشارات دانشگاه علم و صنعت
فلسفه جغرافيا:
1)انديشه هاي نو در فلسفه جغرافيا –جلد 1-حسين شكوئي-انتشارات گيتاشناسي
2)فلسفه جغرافيا-حسين شكوئي-انتشارات گيتاشناسي
جغرافياي روستايي و كوچ نشيني:
1)جغرافياي كوچ نشيني (مباني و ايران)-سيد رحيم مشيري-انتشارات سمت
2)جغرافياي روستايي ايران-مسعود مهدوي-انتشارات پيام نور
برنامه ريزي ناحيه اي و روستايي:
1)اصول و مباني برنامه ريزي منطقه اي-سيد حسن معصومي اشكوري-ناشر:مولف
2)اصول و روشهاي برنامه ريزي ناحيه اي-حسين آسايش-انتشارات پيام نور
3)اصول و روشهاي برنامه ريزي روستايي-حسين آسايش-انتشارات پيام نور
ژئومورفولوژي:
1)ژئومورفولوژي ساختماني-جلد1-فرج الله محمودي-انتشارات دانشگاه تهران
2)ژئومورفولوژي اقليمي-جلد2-فرج الله محمودي-انتشارات دانشگاه تهران
3)ژئومورفولوژي ديناميك-فرج الله محمودي-انتشارات دانشگاه پيام نور
آب و هوا شناسي:
1)مباني آب و هوا شناسي- محمد رضا كاوياني -بهلول عليجاني_ -انتشارات سمت
2)آب و هواي ايران-بهلول عليجاني-انتشارات پيام نور
منابع آب و خاك:
1)منابع و مسائل آب در ايران-جلد 1-پرويز كردواني-انتشارات دانشگاه تهران
2) منابع و مسائل آب در ايران-جلد 2-پرويز كردواني-انتشارات قومس
3)مناطق خشك-پرويز كردواني-انتشارات دانشگاه تهران
4)جغرافياي خاكها-پرويز كردواني-انتشارات دانشگاه تهران
جغرافياي جمعيت:
1)جغرافياي جمعيت ايران-دكتر اصغر نظريان-انتشارات گيتاشناسي
2)جغرافياي جمعيت-دكتر يدالله فريد-انتشارات دانشگاه تبريز
جغرافياي انساني:
1)جغرافياي مفصل ايران-جلد2-دكتر بديعي-انتشارات اقبال
2)مباني جغرافياي انساني-ماكس دريو-ترجمه سيروس سهامي-انتشارات ايران
دين اسلام وقوم بلوچ
دين اسلام وقوم بلوچ
شايد نقش مهمي كه بلوچها در پيروزي دين اسلام بازي كردند در طي تاريخ خيلي جلوه نداشته و اين پيروزي اعراب بر ايرانيان به بركت اسلام كه با همياري قوم بلوچ محقق شده چندان مورد توجه نباشه اما حقيقت اينه كه بلوچها در دو برهه از تاريخ ايران واسلام با رشادت توانسته اند عامل خير وبركت باشند.
بزرگترين عامل شكست سپاه ساساني در واقع آشفتگي دروني اين سپاه ذكر شده است كه آن هم دو دليل داشته است.
1- اقتدار خدايان زردشت اهورامزدا كه پادشاهان از نسل آنها به حساب مي آمدند نزد مردم با قيام بلوچها عليه شاهان ساساني در هم شكست.در واقع اين اولين قيام بر عليه باورهاي غلط آن دوره بود. در زمان حكومت اردشير بابكان بلوچها در برزكوه (البرز كنوني) ساكن بودند. وبه علت نافرماني از حكم شاه زمانه مغضوب واقع شدند.وجنگ سختي بين آنان وحكومت وقت واقع شد. كه فردوسي در گوشه اي از شاهنامه به آن پرداخته است:
به كار بلوچ ارجمند اردشير بكوشيد با كاردانان پير
نبد سودمندي به افسون و رنگ نه از بند ورنج و نه پيكار وجنگ
اگر چند بد اين سخن ناگزير بپوشيد بر خويشتن اردشير
2- مهمترين عامل بي نظمي در سپاه ساساني فرماندهي بلوچ بنام سياه سوار بود. اين فرمانده با ديدن مسلمانان ومرام آنها به دين اسلام گراييد و تمامي لشكرش را كه از اقوام بلوچ بودند جمع كرد و به آنها گفت كه من مسلمان مي شوم وشما داراي اختيار هستيد هر كس خواست با من بيايد و هركس نخواست بماند. ملك الشعراي بهار در شاهنامه نوبخت خود آنجا كه حاكم اهواز احسان خويش را بر سياه سوار اظهار مي كند در اين باره چنين آورده است:
تو بودي بلوچي نشسته به راغ نه چشمت جهان ديده بود و نه باغ
تنت رنجه از باد سوزان هند دو ديده پر از خون چو درياي سند
پريشان ودرويش و بي قوت وزاد فرو بسته مژگان ز خاشاك و باد
ز مكران من آوردمت پيش شاه نهادم به سر ترگ و برترگ ماه
سياه سوار به نيكي هاي هرمزان اعتراف مي كند و چنين مي گويد:
خود ايدر گواه تو باشد سياه كه دارد تن وجان وهستي ز شاه
سخن هاي نغز تو بي كم وكاست گواهي دهم سر به سر بود راست
چنان چون بگفتي بلوچي بدم كه هرگز نبد آگهي از خودم
دوي بودم اندر بيابان وراغ كه جز ماه در شب نبودم چراغ
خوراكم گياه و شكارم هژبر سرم را هوا سايه بان بود وابر
سريرم زمين تكيه گاهم به سنگ يكي زندگاني سراسر به تنگ
نیکشهر nikshahr

شهرستان نيکشهرشهرستان نيك شهر
شهرستان نيك شهر با وسعت 23930 كيلومتر مربع وجمعيت 149419 نفر شامل پنج شهر نيك شهر ، قصر قند ، فنوج بنت ولاشار شمالي وپنج بخش وپانزده دهستان و816 پارچه آبادي است.
شهر هاي مزبور داراي طرحهاي هادي بوده ونيك شهر با حدود 8650 نفر جمعيت مركز شهرستان است.
تعداد آثار شناسايي شده شهرستان حدود 29 اثر است كه از اين تعداد تاكنون تعداد سه اثر شامل: تپه دمبيگان،تپه سياهبون وجا دختران در ليست آثار ملي كشور به ثبت رسيده است.
آثار برجسته شناسايي شده شهرستان عبارتند از:
1- حدود يازده قلعه تاريخي از جمله قلعه قصرقند ، نيك شهر ، بنت ، فنوج، اسپكه، هيت ، چانف و...
2- حدود ده محوطه وتپه ماقبل تاريخ
3-حدود پنج درخت كهنسال
4- سنگ نگاره هاي شمال قصرقند
5-مسجد قديمي عبدالقادر در مجاور قلعه نيك شهر
6- تعداد پنج مقبره تاريخي و....
شهرستان نيكشهر درقسمت جنوب شرقي ايران با وسعت 23930 كيلومتر مربع وجمعيت 128901 نفر ( براساس سرشماري سال 75) در جنوب شهرستان ايرانشهر، شمال چابهار غرب شهرستان سرباز بين 26 درجه و12 دقيقه عرض شمالي و60 درجه و12 دقيقه طول شرقي گرينويچ واقع شده است0
شهرستان نيكشهر از نظر وسعت سومين شهرستان استان بعد از ايرانشهر وزاهدان بوده وشامل سه شهر نيكشهر، قصر قند وفنوج ، 16دهستان و 816 پارچه آبادي است 0 آب وهواي شهرستان گرمسيري بوده، ودر اين نوع آب وهوا بيشترين نوع محصولات كشاورزي قابل كشت وبرداشت بوده، طوريكه نام هندوستان كوچك براين منطقه نهاده اند0
شهرستان نيكشهر داراي آثار تاريخي وفرهنگي فراواني ميباشد كه نشانگر وجود تمدنهاي پراكنده در سطح منطقه از هزاره هاي قبل از ميلاد تا عصر حاضر است اين آثار بصورت پراكنده در بخشهاي تابعه شهرستان بچشم مي خورند .
1- بناهاي تاريخي دوران اسلامي ،مساجد ،قلاع و آب انبارها.
2- تپه ها ومحوطه هاي پيش ازتاريخ ودوران تاريخي واسلامي.
3- سنگ نگاره ها ( نگار كندها).
4- درختان - درخت مكر زن(انجير معابد )، انبه وتمبر هندي وچنار.
شهرستان نيكشهر به تفكيك بخشهاي تابعه آن
1- بخش مركزي ( نيكشهر):
اين بخش تا زمان سلطنت رضا خان ”گه“ نام داشت بمعني گهتر وبهتروبعد از آن به نيكشهرتغيير يافت 0 نيكشهر در 26 درجه و13 دقيقه 120 شمالي 60 درجه و12 دقيقه طول شرقي گرينويچ درارتفاع 450 متري از سطح دريا واقع شده است. اين بخش داراي 10اثر تاريخي شناسايي شده مي باشد0
2- قصرقند:
بخش قصر قند بين 26 درجه و13 دقيقه عرض شمالي و60 درجه و44 دقيقه طول شرقي گرينويچ در ارتفاع 450 متري از سطح دريا واقع شده است ، داراي آب وهواي گرمسيري است 0 قصرقند قبل از اين نامهاي مختلفي داشته از جمله ميتوان ” گمج رود” و” گنداوك” رانام برد .
در مورد وجه تسميه قصرقند مي توان گفت، قصرقند كه در گويش محلي نيز آن را كسر كنت مي گويند در واقع كسر برگرفته از واژه كستر بلوچي داراي ريشه پهلوي وفارسي ميانه به معناي كوچك وكنت نيز به معناي آبادي يا شهر ميباشد وكسر كنت به معناي آبادي كوچك مي باشد 0 براي مثال به اسامي همچون پنج كنت يا پنج شهر يا كندي شاپور يا( معرب آن جندي شاپور) يعني شهري كه شاپور آنرا ساخته يا روستايي در سراوان بنام پركنت يعني آبادي بزرگ يا پر جمعيت وغيره نام برد0آثار شناسايي شده در اين بخش نزديك به 14 اثر مي باشند0
3- بخش فنوج :
اين بخش در قسمت شمال شرقي نيكشهر بين 26 درجه و34 دقيقه عرض شمالي و59 درجه و 38 دقيقه طول شرقي در ارتفاع 730 متري ازسطح دريا واقع شده است0 از نظر تاريخي منطقه فنوج بعلت دارا بودن محوطه هاي دوران تاريخي وپيش از تاريخ همانند قصر قند حائز اهميت است وداراي 8 اثر شناسايي شده ميباشد0
4- بخش بنت:
بخش بنت كه بين 26 درجه و17 دقيقه عرض شمالي و59 درجه و13 دقيقه طول شرقي گرينويج در ارتفاع 400 متري از سطح دريا واقع شده است وداراي 6 اثر شناسايي شده ميباشد كه از ميان آنها 2 اثر كلات زنگيان وتپه سهرين دوك از نظر فرهنگي وتاريخي حائز اهميت ويژه اي ميباشد0
5- بخش لاشار واسپكه:
اين بخش در قسمت شمالي نيكشهر ودر شمال غربي قصرقند بين 26 درجه و50 دقيقه عرض شمـــــالي و60 درجه و10 دقيقه طول شرقي گرينويچ در ارتفاع 880 متري از سطح دريا واقع شده است وداراي آب وهواي گرمسيري بوده ولي بعلت واقع شدن در ميان ارتفاعات نسبت به آب وهواي ساير بخـشهاي شهرستان خنك تـــر مي باشد0
شرح آثار تاريخي شهرستان :
شهرستان نيكشهر در بردارنده 42 اثر تاريخي وفرهنگي از دورانهاي مختلف بوده كه از مجموع اين اثار سه اثر ( تپه دمبيگان ، تپه سياه بن ومحوطه چهل دختران)درفهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده است 0
از نظر وجودآثار تاريخي وفرهنگي شهرستان نيكشهر منطقه اي دست نخورده بحساب مي آيد تاكنون كارهاي علمي وتحقيقاتي در اين منطقه انجام نشده و براي اولين بار كار بررسي وشناسايي توسط اشتاين در سالهاي قبل از انقلاب اسلامي ودومين بار كار بررسي وشناسايي آثار منطقه در شهريورماه 1380 توسط مديريت ميراث فرهنگي استان به سرپرستي آقاي شيرازي انجام شد0
شرح خلاصه اي از آثار تاريخي وپيش از تاريخي منطقه:
§ تپه دمبيگان:
تپه دمبيگان در جنوب شرقي قصرقند درارتفاع 475 متري از سطح دريا بطول تقريبي 1000 متروعرض 700 متر با جهت شرقي – غربي واقع شده است سطح محوطه پوشيده از قطعات سفالي منقوش به نقوش برجسته ونقوش تزئيني نقاشي شده وساده مي باشد0
سفالهاي سطحي محوطه از نوع سفالهاي دست ساز خشن وچرخ ساز ميباشند از اين نوع سفالهاي ميتوان از خمره هايي نامبرد كه قطعات شكسته آنهادر سطح محوطه بوضوح قابل رويت ميباشند.
در قسمت جنوب غربي محوطه در حاشيه رودخانة پاسك تپة طبيعي از نوع رسوبي وجود دارد كه در قسمتهاي مختلف آن آثاري از قطعات سفالي ظروف شكسته به چشم مي خورد.ظروفي از قبيل كاسه،ليوان و..... كه مزين به نقوش تزئيني از جمله نقوش هندسي و نقش بز است.در سطح محوطه آثاري از معماري نيز به چشم مي خورد. كه به صورت ديوارهاي سنگ چين شده در ابعاد مربع مستطيل مي باشد تپه دمبيگان مربوط به دورة اشكاني بوده كه آثاري از دوران اسلامي نيز در سطح محوطه ديده مي شود .
§ تپه سياه بن:
تپه سياه بن در قسمت شمال شرقي قصرقند در ارتفاع 530 متري از سطح دريا واقع شده است درمسير جاده قصر قند هليچگان كوه سنگي سياه رنگي به ارتفاع تقريبي 20 متر در سمت غربي جاده بوده كه معروف به كوه سياه مي باشد و زمينهاي اطراف آن به سياه بن معروف اند.تپه سياه بن به صورت دوتپه مجزا ازهم غربي يا شرقي به فاصلة 200 مترا زيكديگر مي باشد.
§ سياه بن غربي :
اين محوطه دايره اي شكل با قطر 75 متر بصورت جزيره اي در ميان زمين هاي كشاورزي واقع شده است0 در سطح محوطه آثاري از معماري بچشم مي خورد كه در ساخت آن بيشتر از سنگهاي رودخانه اي استفاده كرده اند0 بيشترين آثار سطحي محوطه قطعات شكسته سفالي بوده كه از نوع سفالهاي قرمز رنگ وخاكستري كه هر دو دسته مزين به نقوش هندسي بوده وسفالهاي خاكستري علاوه بر نقوش هندسي به نقوش گياهي وحيواني از جمله نقش بز، صليب وگل هشت پر مزين مي باشند0 علاوه بر سفالهاي خاكستري وقرمز رنگ سفالهاي لعابدار وقرمز رنگ ، آبي – سبز و فيروزه اي نيز درسطح محوطه قابل مشاهده است0
§ سياه بن شرقي:
در قسمت شرقي جاده هليچگان به قصرقند واقع شده است وداراي قطعات سفالي سطحي از نوع سفالهاي خاكستري وقرمز منقوش به نقوش حيواني، گياهي وهندسي مي باشد0از جالبترين وبا اهميت ترين نقوش روي سفالهاي اين محوطه نقوش بزها به صورت جمعي در حال جست و خيز مي توان نام برد0 از انواع ظروف اين محوطه مي توان به كاسه، فنجان ، ليوان و000 اشاره كرد كه با ظرافت خاصي ساخته وتزئين شده اند0
§ محوطه چهل دختر:
محوطه چهل دختر ( جادختران) در قسمت غربي نيكشهر ورودخانه گنگ در ارتفاع 458 متري از سطح دريا واقع شده است0 اين محوطه مربوط به دوران اسلامي بوده، داراي آثار سطحي از نوع سفالهاي قرمزرنگ ساده ومنقوش مزين به نقوش هندسي مي باشد 0 علاوه بر سفالهاي قرمز رنگ ،مي توان به سفالهاي لعابدار دوران اسلامي اين محوطه اشاره نمود0 از آثار معماري مي توان به بناهاي مربع ومستطيل شكل وهشت ضلعي نام برد.
مصالح بكار رفته در آنها آجر سفال قرمز رنگ وساروج مي باشد0 اين محوطه براي اولين بار توسط اشتاين گمانه زني شد .برخي از اين محوطه به نام معبـــد گبرها ياد ميكنند0
باتوجه به آثار سطحي محوطه هاي شهرستان نيكشهر كه بيشتر از نوع سفالي قرمز رنگ وخاكستري منقوش به نقوش هندسي وحيواني وگياهي بوده اند مي توان گفت اين آثار مربوط به دوران پيش از تاريخ ودوارن تاريخي بوده وبا توجه به شباهتي كه ميان آثــــار محوطه هاي شهرستان نيكشهر وتپه هاي دامن وبمپور وجود دارد مي توان به ارتباط فرهنگي كه اين مناطق با همديگر داشته اند پي برد0
§ سنگ نگاره ها ( نقوش كنده ها):
نقوش كنده بيشتر در شهرهاي قصرقند، بنت و نيكشهرديده مي شودكه با توجه به نوع نقوش آنهارا مي توان به دو دسته نقوش حيواني و نقوش انساني تقسيم كرد0
الف- نقوش حيواني : از جمله اين نقوش نقش اسب مي باشد كه به صورت خلاصه شده ودر برخي موارد طبيعي تر نمايش داده شده اند 0 از نقوش اسب مي توان از نقشي كه در آن دو اسب كه ارابه اي به آنها بسته شده ومي كشند ياد كرد0 از نقش هاي ديگر اسبي است كه با سوار در حال تاختن مي باشد.
از نقوش حيواني ديگر مي توان از نقشهاي گاو، شتر دو كوهانه، ،گاو كوهاندار ، روباه ، سگ ، بزهاي كوهي وشير يا ببر نيز ياد كرد0 از نقشهاي شير مي توان به نقش شير در حال شكار وصحنه هاي شكار نام برد0
ب- نقوش ا نساني:
اين نقوش كنده كاري شده انسانها را در حال مبارزه با يكديگر شكار حيوانات از جمله بزكوهي وهمچنين درحال سوار كــاري نشان مي دهد0 اين نقوش كنده ها شبيه به نقاشيهاي غار ميرملاس دركوهدشت لرستان مي باشد.
قلاع ساخته شده در سطح شهرستان:
اين قلعه ها بعنوان مركز شهر در دوران اسلامي ساخته شده اند وتا اواسط حكومت پهلوي خانهاي منطقه در آنها سكونت داشته اند0 بيشتر اين قلعه ها بصورت بناهاي سه طبقه ساخته شده و داراي دو مسجد يكي در قسمت مركزي وديگري در قسمت شمالي خارج از حياط اصلي قلعه بوده اند0 بيشترين تزئينات اين بناها ، تزئينات دندان موشي و مثلثهاي زيگراكي وبرجسته كاري در اتاقهاي حاكم نشين بوده اند0
با توجه به اينكه مصالح بكار رفته در ساخت اين بناها خشت خام وگل بوده بعلت فرسايش عوامل طبيعي بصورت تلهايي از خاك درآمده اند0 وفقط در بخش لاشار واسپكه بعلت مسكوني بودن وباز سازي مكرر تاكنون سالم مانده اند0


پژوهشي در تاريخ معاصر ايران
در اين مجموعه شرح حال بلوح ساده دل و خانواده دوستی را خواهيد يافت که در اثر ظلم و ستم سردار قدرتمند منطقه و عوامل ژاندارمری ، سر به عظيان و شورش برداشته و تبديل به يکی از قسی القلب ترين جانيان تاريخ گرديد .
کتاب حاضر در ۳ فصل تنظيم شده است که در :
فصل اول :
۱ـ بيش گفتار نگارنده داستان .
۲ ـ شرايط سياسی واجتماعی کشور ايران بس ا ز جنگ جهانی دوم.
۳ ـ مو قعيت جغرافيايی و سوابق تاريخی ،اجتماعی ، فرهنگی ، طبيعی و سياسی منطقه بلوچستان محل وقوع حادثه دادشاه و شرايط حاکم بر آن .
فصل دوم :
۱ ـ داستان واقعی زندگی و عصيان دادشاه و لشکر کشی دولت مرکزی به منطقه بلوچستان بمنظور قلع و قمع دادشاه و همراهان .
فصل سوم :
۱ ـ آنچه ديگران در زمينه ی وقايع آن زمان بلوچستان ، خاصه در مورد دادشاه و لشکر کشی دولت به منطقه و قلع و قمع دادشاه و همراهان نگاشته و منتشر کرده اند .
۲ ـ نقشه های استان سيستان و بلوچستان ، مناطق عشايری و عملياتی دادشاه ، امير نشين قطر ، تصاوير شخصيت ها ، افراد و ....
فصل اول
پيش گفتار:
در اسفندماه سال ۱۳۴۵ خورشيدی ماموريت يافتم تا در سمت رئيس يكی از ادارات استان سيستان و بلوچستان به آن ديار كوچ كنم .
بلافاصله رخت سفر بستم و به محل خدمتی جديد عزيمت نمودم . پس از عزيمت به محل و انجام تحويل و تحول امور اداره و استقرار در شغل جديد ، بنا به اقتضای شغلی كه برعهده داشتم الزاما به منظور بازديد و سركشی امور محوله به نقاط مختلف استان از دشت و كوهستان گرفته تا دورترين و صعب العبورترين نقاط سفر می كردم .
در اين رابطه با مردم محل تنگاتنگ در ارتباط بودم و گهگاه در اين سفرها شبها پس از انجام بازديدهای روزانه پای صحبت افراد محلی و پيرمردان بلوچ می نشستم و آنان با اشتياق فراوان داستانها از اتفاقاتی كه در منطقه بوقوع پيوسته بود برايم می گفتند .
من هم كه پس از كار روزانه و نبودن سرگرمی ديگری در محل ، مشتاق شنيدن افسانه ها و اتفاقات و جنگ و ستيز های مردم محل بودم ، ساعت ها سرا پا گوش می شدم و به آنان فرصت می دادم تا آنچه را در خاطر دارند بازگو كنند .
بياد داشتم ، كه در زمان تحصيل در دبيرستان دارالفنون تهران ، بين سالهای ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۶ خورشيدی روزنامه ها و راديو تهران از اتفاقات عمده ای كه در بلوچستان رُخ داده بود چيزها مینوشتند ، از جمله اينكه شخصی بنام دادشاه بلوچ ياغی شده و عده ای را بقتل رسانيده است .
از جملة مقتولين نام دكتر كارول آمريكائی رئيس سازمان اصل چهار ترومن در ايران و همسر و همراهانش برده می شد كه دولت برای دستگيری و قلع و قمع دادشاه و دارو دسته اش قوای نظامی به محل اعزام داشته بود . از داستانهای محلی كه در آن شبهای تنهايی ، بارها و بارها بگوشم خوانده می شد ، يكی همين داستان شورش و عصيان دادشاه بلوچ بود . اين داستان هنوز در منطقه زبانزد مردم محل می بود و از افتخارات مردم بلوچ بشمار می آمد .
برای من جالب توجه بود و علاقمند بودم كه از كم و كيف آن ماجرا مطلع شوم ، زيرا در محل خدمتی قبلی ام ، استان فارس و بنادر كه به مدت ۵ سال در سمت مشابه انجام وظيفه نموده بودم ، با اينگونه مسائل و جريانهای مشابه برخورد فراوان داشتم .
بهر حال علاقمندی من برای اطلاع از واقعيت افسانه ی دادشاه مرا بر آن داشت تا در تماس و گفت و شنود رويا روی با مردم و سرداران محل كه با آنان آشنايی داشتم و در اين جريان نقشی داشتند ( سردار عيسی خان مباركی - سردار محمدخان لاشاری - موسی خان مباركی ) و همچنين آگاهان و پيرمردان بلوچ كه در اين باره خاطراتی داشتند ، مذاكره و كسب اطلاع نمايم .
بارها و بارها افسانه دادشاه را از زبان مردم شنيدم و بخاطر سپردم .
در اين زمينه قبل از نگارنده ، جوانی بنام سياكزار فيروزان كه سرپرستی دفتر تلفن شهر خاش را برعهده ميداشت ، تحقيقات وسيعی انجام داده بود كه در شبهای دراز و متوالی به شنيدن يافته های او نشستم و از مجموع گفت و شنود و نقل و قول ها آنچه دستگيرم گرديد ، مطالبی است كه در اين كتاب به آن پرداختم .
لازم است يادآور شوم با توجه به مدت طولانی خدمتی ام در استان سيستان و بلوچستان كه مجموعا بالغ بر ۱۰ سال می گردد و در اين مدت سمتهای مختلف و شغلهای جنبی ديگری را هم علاوه بر وظيفه اصلی ام برعهده داشتم ، امكان هرچه بيشتر ارتباط نزديك و گفت و شنود با مردم متنفذ محل برايم فراهم بود .
در اينجا نام سرداران ، متنفذين و نامداران محلی را كه با آنان آشنايی و دوستی و گاهی محرميت پيدا كرده بودم ذكر می نمايم .
افسانه دادشاه
طی سالهای ۱۳۲۶ تا ۱۳۳۶ خورشيدی نام دادشاه بعنوان يك سارق مسلح و قسی القلب در منطقه ی بلوچستان بر سر زبانها جاری بود و گهگاه در نشريات آن زمان انعكاسی كم رنگ می يافت .
دادشاه در قساوت ، خون ريزی و شقاوت تفاوتی چندان با ساير سارقين مسلح كشور نداشت و می توان او را با سارقين مسلح كُرد چون : اسماعيل آقا سيمتقو و يا همه رشيد مقايسه نمود .
تفاوت اسماعيل آقا سيمتقو و همه رشيد با دادشاه در آن بود كه آنان در طوايف و عشاير كُرد افرادی صاحب نام و با نفوذ و دارای ريشه و ياران بسيار و امكانات فراوان بودند ، در حالی كه دادشاه يك بلوچ ساده و معمولی و از طبقة پايئين اجتماع منطقه ی خود می بود . در آن زمان در نقاط مختلف كشورمان ايران از كوههای سر به فلك كشيده تا گستره ی دشتها همه جا از اينگونه افراد يافت می شد و گاه و بيگاه نامی از آنان برده می شد . برای نمونه در منطقه ی فيروز آباد و قير و كارزين استان فارس ، خُردُل ، حيدر ، بستان موصوللو و غلام رزمی و ... در منطقه ی كاشان ، نطنز و اردستان ، نايب حسين كاشی و فرزندش ماشالله خان كاشی ، در منطقه ی نيريز ، داراب ، فورگ و آبشور تا سرحد شهرستان سيرجان ، مرتضی خان صادقی و برادرش موسی خان و درمنطقه ی دشتستان ، شيخ چاه كوتاهی را می توان نام برد. در روز چهارم فروردينماه ۱۳۳۶ خورشيدی ، مطابق با ۲۴ مارس ۱۹۵۷ ميلادی دادشاه نه بعنوان يك سارق مسلح ، بلكه بنام يك ياغی مسلح و عصيانگر در نشريات مركز معرفی گرديد .
در صفحه ۸۸۱ گاهنامه ی پنجاه سال شاهنشاهی پهلوی
در تاريخ چهارم فروردينماه ۱۳۳۶ خورشيدی ثبت است :
( يك دسته از سارقين مسلح به سركردگی دادشاه ياغی و راهزن بلوچ ، در يكصد كيلومتری جنوب ايرانشهر در محلی بنام تنگ سرحه به اتومبيل حامل رؤسای آمريكايی اصل چهار كرمان و بلوچستان حمله كرده آنان را كشتند . در اين حادثه يك مهندس ايرانی و يك راننده نيز به قتل رسيدند . ژاندارمری كل كشور چندين دسته ژاندارم را برای دستگيری سارقين كه در نقاط صعب العبور مخفی شده بودند اعزام داشت ) .
با عنوان اين مطلب در نشريات مركز و انعكاس در راديو تهران و همچنين در نشريات خارجی ، دادشاه از معروفيت خاصی برخوردار شد و همطراز با افرادی چون : قاضی محمد ، ملامصطفی بارزانی ، و همه رشيد در كزردستان و صولت الدوله قشقايی و فرزندانش ناصرخانو ملك منصور خان ، محمدحسين خان و خسرو خان در استان فارس و فتح الله حيات داودی و شيخ خزعل در خوزستان و ناصرخان طاهری ، عبدالله خان ضرغامپور و خسرو خان بوير احمدی در كهكيلويه و بوير احمدی گرديد .
دادشاه ديگر يك سارق مسلح ساده و معمولی نبود زيرا دولت آمريكا كه بدنبال اجرای طرح كمك های عمرانی به كشورهای عقب افتاده با عنوان دكترين آيزنهاور كمك های فراوان عمرانی خود را به ايراندنبال می نمود ، با تهديد دولت ايران ، تاكيد كرده بود در صورتيكه دولت ايران قادر نباشد زنده يا كشته دادشاه را تحويل دهد ، كليه ی اعتبارات و كمكها قطع خواهد شد . با توجه به شرايط حكومتی ايران كه سالهای بسيار سختی را پشت سر گذاشته بود ، و خالی بودن خزانه ی دولت و مشكلات ديگری كه شرح آن بدنبال خواهد آمد ، دولت ايران موظف و مقيد گرديد تا كشته يا زنده دادشاه را به دولت آمريكا هديه كند .
فقر عمومی ، بيماری ، محروميت ، بيسوادی و گرسنگی زندگی رقت بار مردم بلوچ را تشكيل می داد .
سرداران محلی كه در واقع نمايندگان قانونی دولت مركزی در منطقه بودند و دولت مركزی هيچگونه نفوذی بر آنان نداشت ،كليه ی نيازهای خود را از همين مردم بلوچ بدبخت و بينوا تامين می كردند . و عملا پاسگاههای ژاندارمری بازوان مسلح سرداران بلوچ بودند كه به دستگيری و ضزب و شتم مردم بيچاره می پرداختند تا منافع سرداران را تامين نمايند .در واقع سرداران دارای دو نيروی مسلح موازی بودند ، يكی عناصر و افراد و نوكرهای سردار كه غالبا مسلح بودند و گروه شبه نظامی محلی را تشكيل می دادند و ديگری پاسگاههای ژاندارمری كه نمك گير و جيره خوار سرداران شده بودند .پاسگاه های ژاندارمری مراجعين و شاكيان و ستمديدگان را بعوض استمداد تنبيه ، زندانی و حتی شكنجه و آزار نموده و برايشان پرونده سازی می كردند .
افسانه ی دادشاه نه باين سادگی بود كه بنا به اقتضای سياست روز دررسانه های ارتباط جمعی منتشرمی شد و نه آنقدر مبهم و پيچيده كه نتوان براحتی به واقعيت آن راه يافت .
بمنظور شناخت علت ياغی شدن و عصيان و شورش دادشاه و آنچه بنام او اتفاق افتاد بايستی ابتداء تا حدودی با شرايط خاص كشور و خصوصا منطقه بلوچستان ، خصوصيات اخلاقی ، فرهنگی ، مذهبی مردم محل ، تعصبات مذهبی ، آداب و رسوم ، شرايط اجتماعی و سياسی حاكم در منطقه ، شكل هرم سازمانی حكومت محلی ، اقتدار دولت در محل ، نفوذ و قدرت فوق العاده سرداران بلوچ در آن زمان ، آب و هوا و نحوه ی معيشت مردم آن ديار آشنا شد ، سپس به اصل موضوع يعنی عصيان دادشاه آن مرد بلوچ ساده دل و درمانده ای پرداخت كه در هفت آسمان يك ستاره نداشت و بر پهنه ی گسترده ی زمين جز ستم مونسی نمی يافت .
اوضاع و احوال كشور در سالهای بين ۱۳۲۶ تا ۱۳۳۶ خورشيدی همزمان با طول مدت
عمليات دادشاه در منطقه ی بلوچستان
از شهريورماه ۱۳۲۰ خورشيدی و پس از سقوط رضاشاه كه با ورود نيروهای اشغالگر شوروی در شمال و انگليس در جنوب كشورمان ايران صورت گرفت و ارتش های مهاجم عملا كشورايران را به دو قسمت : مناطق اشغالی شوروی در شمال و انگليس در جنوب و غرب درآورده بودند .
قحطی ، فقرو بدبختی گريبانگير ملت ايران شده و دولت مركزی از هم پاشيده شده بود .
رضاشاه تحت فشار دولت های اشغالگر مجبور به ترك كشور گرديد تا محمد رضا پهلوی بجای او بر تخت سلطنت باقی بماند و سلطنت در خاندان پهلوی برقرار باشد . حكومت مركزی ايران هيچگونه توانايی برای اداره و كنترل مملكت حتی تهران پايتحت كشور را نداشت و عملا مجری اوامر دولت های اشغالگر بود .
با به سلطنت رسيدن محمدرضا پهلوی در شهريور ماه ۱۳۲۰ كه مورد توافق دو دولت شوروی و انگلستان قرار گرفته بود هيچگونه تغييری در شرايط حكومتی پديدار نگشت و عملا كشورهای شوروی و انگليس حاكم بر سر نوشت كشور ايران بودند .
پس از شكست ارتش آلمان نازی برطبق قرارداد تهران كه به امضای سران كشورهای آمريكا ، انگلستان ، شوروی رسيده بود می بايستی ارتش های اشغالگر خاك ايران را تخليه می كردند .
دولت شوروی از انجام تعهد خود مبنی بر تخليه خاك ايران سرباززده و دفع الوقت می كرد و عملا تا سال ۱۳۲۵ خورشيدی از خارج ساختن ارتش خود از خاك ايران خودداری نمود تا اينكه بالاخره ارتش شوروی با تهديد دولت آمريكا كه مجهز به نيروی اتمی شده و در آن زمان قويترين دولت جهان بود و ظاهر، تحت عنوان مذاكره و توافق ديپلماتيك با مقامات ايرانی خاك ايران را ترك گفت .
بازتاب آثار شوم نفوذ سياست كشورهای مهاجم در طول مدت زمان اشغال كشور توسط ارتشهای آنان و در نتيجه ضعف دولت مركزی ، بصورتهای گوناگون جلوه گر گرديد . از جمله : تشكيل فرقه دموكرات آذربايجان به رهبری جعفر پيشه وری و غلام يحيی - حزب كوموله كردستان برهبری قاضی محمد - شورش افسران ژاندارمری در خراسان برهبری سرهنگ نواءی - شورش فرزندان صولت الدوله قشقايی : ناصرخان ، ملك منصورخان ، محمدحسين خان و خسروخان در استان فارس - خسرو خان بويراحمدي، عبدالله خان ضرغامپور ، و ناصرخان طاهری در بوير احمدی - ولی خان بكش و حسينقلی خان رستم در نورآباد و ممسنی - فريدون جاويدی در جاويد ، تنگ خاص ، تنگ لله و دشمن زياری - حبيب شهبازی در كهمره سرخی - محمد خان ضرغامی با افراد ايل خمسه باصری در مرودشت ، بيضاو رامجرد - شيخ چاه كوتاهی در دشتستان و برازجان - شيخ عبدالله جاسب فرزند شيخ خزعل و فتح الله حيات داودی در جنوب - خوانين بختياری در مناطق اصفهان و چهارمحال بختياری تا مسجد سليمان - محمد رشيد قادرخانزاده معروف به همه رشيد در بانه و هرند - ملامصطفی بارزانی در كردستان - مرتضی خان و موسی خان صادقی در منطقه ی نيريز ، فورگ و آبشور تا سرحد شهرستان سيرجان - سارقين مسلح چهار راهی در مناطق نيريز و رونيز جنگل استان فارس - خردل ( خوردل ) ، حيدر و بستان موصوللو در مناطق لار و فيروز آباد استان فارس - تشكيل گروه های مسلح در جنگل های مازندران - شورش عشاير بجنورد و قوچان در استان خراسان - تجاوز اشرار مسلح طالقان به مردم منطقه - حمله گروه های مسلح تركمن به شهر گنبد كاوس به يكباره كشور را بآتش كشيد .
حزب توده كه از موقع خاص و تشكيلاتی منسجم برخوردار شده بود و در گسترش روز افزون می بود به مقابله با حكومت برخاسته و نفس حكومت را گرفته بود .
جمعيت فدائيان اسلام برهبری نواب صفوی كه با ترور احمد كسروی محقق و تاريخ نويس ايرانی موجوديت خود را اعلام داشت ، نيز به مقابله با حكومت پرداخته و مزيد بر علت شده بود .
هر روز از گوشه و كنار كشور اخبار بسيار شوم و وحشتناكی به مركز می رسيد كه حاكی از قتل و غارت مردم بی پناه ، سقوط و غارت پاسگاههای ژاندارمری و پادگانهای نظامی و خلع سلاح و قتل عام نظاميان و حتی سقوط شهرها بدست متجاسرين و متجاوزين مسلح بود .
اشتغال دولت به مشكلات داخلی بقدری زياد بود كه حكومت مركزی حتی قادر به نگهداری خود در مركز كشور نبود. هر روز مقامی ، وزيری و يا نخست وزيری ترور می شد و هرچند صباحی يكبار دولت سقوط می كرد و دولت جديدی م،مور تشكيل كابينه می گرديد .
دولت مركزی از برقراری امنيت در پايتخت كشور عاجز بود .
عشاير كشور در نقاط شمالی ، غربی و جنوبی كشور عملا در جنگ با دولت بودند و هزاران سرباز ، درجه دار ، افسر و افراد محلی در اين زد و خوردها جان خويش را از دست دادند .
ترور نافرجام شاه در پانزدهم بهمن ۱۳۲۷ خورشيدی يكی از آن نمونه ها می باشد . و از موارد ديگر می توان ترور : احمد دهقان ، نماينده مجلس و مدير مجله تهران مصور - عبدالحسين هژير نخست وزير - سپهبد حاج علی رزم آرا نخست وزير - دكتر زنگنه وزير فرهنگ - محمد مسعود مدير روزنامه مرد امروز - تروهای نا فرجام حسين علائ نخست وزير و دكتر حسين فاطمی وزير امورخارجه را نام برد .
با ملی ضدن ظنعت نفت . باز شدن پای دولت آمريكا به منطقه . انچام كودتای نظامی آمريكايی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به فرماندهی ظاهری سرلشكر زاهدی كه با عنوان قيام ملی ۲۸ مرداد در نشريات ورسانه های ارتباط چمعی عنوان می شد، سيل كمكهای مالی آمريكا بسوی ايران چاری گرديد و بسرعت واحدهای نظامی شكل مرتبی بخود پگرفتند. وامهای بلاعوض و بدون بهره ،كمكهای فنی ، عمرانی ، نظامی . اعزام كارشناسان در هر زمينه آغاز شد.
در نتيجه: ابتداء در استانهاي فارس و خوزستان به ائتلاف عشاير جنوب ( قيام سعادت ) برضد دولت خاتمه داده شد. سپس مناطق بويراحمدی و بختياری تحت انقياد دولت قرار گرفت و آنگاه مناطق كردستان ، لرستان ، آذربايجان ، گيلان و مازندران امنيت يافت .
در منطقه كردستان تا اين اواخر نيز درگيری های گاه بگاه با عشاير كُرد صورت می گرفت ، لكن دولت با تحت اختيار گرفتن كردهای بارزانی برهبری ملامصطفی بارزانی تا حدودی منطقه را آرام ساخت .
در چنين اوضاع و احوالی حزب توده ايران بزرگترين مزاحم حكومت مركزی بود و با كشف شبكه ی سازمان نظامی حزب توده و انهدام و دستگيری اعضاء آن كه قريب ۶۰۰ نفر از بهترين افسران ارتش و نيروهای نظامی انتظامی بودند و اعلام غيرقانونی بودن حزب توده و اعدام تعداد بسياری از دستگيرشدگان ، همچنين سرنگون ساختن حكومت ملی دكتر محمد مصدق و تحت تعقيب قرار دادن هواداران او كه پس از كودتای نظامی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ صورت گرفت ، عملا دولت مركزی توان و قدرت لازم برای آغاز عمليات عمرانی و گسترش و نفوذ نظامی در مناطق ديگر را يافت .
پس از كودتای ۲۸ مرداد كمكهای عمرانی و نظامی ووامهای بلاعوض دولت آمريكا گسترش يافت و طرح اصل چهار ترومن در زمينه ی كمك به كشورهای عقب افتاده در ايران تعقيب شد و به مطالعه و اجرای برنامه های عمرانی توجه خاص مبذول گرديد .
سازمان اصل چهار ترومن در ايران عملا دارای چنان سازمان وسيعی گرديد ، كه وسعت و قدرت اجرايی آن از هريك از وزارتخانه های موجود بيشتر بود و در استان از كشور واحد مستقلی بوجود آمد كه امور مربوطه را اداره می كرد .
در واقع اولين برنامه عمرانی كشور بر طبق دكترين آيزنهاور و زير پوشش سازمان اصل چهار ترومن صورت می گرفت .
اين برنامه از جمله شامل : مطالعات وسيع اجتماعی ، كشاورزی ، فرهنگی و بهداشتی می شد و كارشناسان خارجی در گوشه و كنار كشور پراكنده بودند ، كه همراه با عوامل و عناصر دولتی و با همكاری مردم محلی به بررسی و اجرای طرحهای كوچك و ضروری فوری اشتغال داشتند .
از جمله اين طرح ها ، يكی هم كمك های مالی به عشاير و زارعين محلی برای بازسازی و گسترش كشاورزی سنتی بود كه در منطقه ی بلوچستان صورت می گرفت .
بانك كشاورزی بعنوان بازوی مالی جای خود را باز كرده بود .
مبارزه با مالاريا و بيماريهای واگير ديگر مانند : تراخم - كچلی - سالك - سل - سوزاك - سفليس - پيوك - جُذام - تب مالت - آبله و غيره از جمله برنامه های مؤثر و مفيدی بودند كه در سرتاسر كشور آغاز شده بود .
بانك كشاورزی با پرداخت وامهای بدون بهره و يا با بهره ی بسيار كم و بلند مدت به كشاورزان در فراهم آوردن حد اقل شرايط زندگی آنان مفيد و كارساز بود و از اين نظر نقش مؤثری داشت .
دولت همزمان با اجرای طرح های عمرانی ، طرح خلع سلاح عمومی را در كليه ی روستاهای كشور و روی كليه ی عشاير اسكان يافته و كوچرو پياده نموده و عملا هيچكس مجاز به همراه داشتن و يا نگهداری و پنهان نمودن اسلحه عير مجاز نمی بود .
لكن عشاير كه با توجه به شرايط خاص زندگی و محيط زيست ، ادامه زندگی خود را بدون داشتن اسلحه غير ممكن می دانستند ، از تحويل دادن سلاحهای خود سر باز زدند و تعدادی اسلحه های قديمی و گاهی اجبارا سلاحهای اضافی برنياز را تحويل داده و بقيه را در نقاط امن، زير خاك ، شكاف كوهها و غارها پنهان می ساختند تا در موقع نياز از آن استفاده نمايند .با شرحی كه گذشت شرايط كشور در آن زمان تاحدودی روشن گرديد .
لذا بهمين مختصر بسنده می گردد و به منطقه ای می رويم كه منطقه عمليات دادشاه بوده است .
وضعيت جغرافيايي
استان سيستان و بلوچستان
استان سيستان و بلوچستان شامل دو قسمت بكلي متفاوت بنام سيستان و بلوچستان مي باشد .
اين استان از شمال به كشور افغانستان و شهرستان بيرجند از استان خراسان و كوير لوت و از طرف مشرق به كشورهاي افغانستان و پاكستان و از سوي جنوب به درياي عمان و از جانب مغرب به كوير لوت و استانهاي كرمان و ساحلي محدود مي گردد .
سيستان : شامل بخشهاي ‚ مركزي – ميانكنگي – ناروئي و شهركي – شيب آب و پشت آب و مركز آن شهر زابل و مي باشد .
بلوچستان : شامل شهرهاي : زاهدان – خاش – سراوان – ايرانشهر و چاه بهار بوده و شهر زاهدان مركز استان سيستان و بلوچستان است .
منطقه ي سيستان توسط يك رشته كوههاي شمالي جنوبي از منطقه ي كوير لوت جدا شده و در قسمت شرق اين رشته كوهها جلگه سيستان قرار دارد.
تنها يك برجستگي طبيعي سنگي كوچك در اين دشت وسيع موجود است و به نام كوه خواجه يا كوه رستم معروف مي باشد .
اين برجستگي سنگي كه آثار بسيار كهن در آن نهفته است در مغرب شهر زابل و حاشيه درياچه هامون واقع شده و از مواد آتشفشاني سخت مي باشد كه در مرور زمان مقابل فرسايش شديد بادهاي صحرايي مقاومت كرده است .
چون افسانه ي عصيان دادشاه ارتباطي به منطقه ي سيستان ندارد و مربوط به بخشي از منطقه ي بلوچستان مي باشد لذا بهمين مختصر اكتفا نموده به شرح و شناسايي بلوچستان پرداخته مي شود .
منطقه بلوچستان
۱ ـ وضعيت عمومي : حدود ‚ وسعت .
سر زمين بلوچستان با مساحتي حدود ۱۷۳۴۶۱ كيلومتر مربع در منتهي اليه مرز جنوب شرقي كشور و بين۲۵ الي ۳۲درجه عرض شمالي و۵۸ الي ۷۰ درجه طول شرقي از نصف النهار گرينويج قرار دارد .
از شمال به سيستان و افغانستان از مشرق به پاكستان و از جنوب به درياي عمان و از مغرب به استانهاي كرمان و ساحلي محدود است .
طول سر زمين بلوچستان از ملك سياه كوه در شمال زاهدان الي چاه بهار در جنوب ۶۰۰ كيلومتر و عرض آن از كوهك در مشرق شهرستان سراوان تا انتهاي شرقي درياچه جاز و موريان در مغرب۵۹۰ كيلومتر مي باشد .
۲ ـ ناهمواريها :
امتداد كوههاي شرقي ‚ جنوبي و مركزي ايران به سر زمين بلوچستان مي پيوندند و ارتفاعات اين منطقه را تشكيل مي دهند .
كوههاي بلوچستان متعلق به دورانهاي دوم و سوم زمين شناسي و سنگهاي آن گچي و آهكي است . دانشمندان زمين شناسي معتقدند كه بعضي از كوههاي بلوچستان همانند كوه آتشفشان تفتان متعلق به اواخر عهد سوم و اوايل دوران چهارم مي باشند .
سر زمين بلوچستان در مناطق شرقي ‚ غربي و ناحيه مركزي كوهستاني ولي در قسمت شمال غربي تا حوالي گودزره بيابان و شن زار است .
مهمترين ارتفاعات بلوچستان از اين قرارند :
الف ـ سلسله جبال پير شوران : اين كوه در مغرب بلوچستان ‚ از شمال به جنوب كشيده شده و ارتفاع آن از سطح دريا ۲۲۳۳ متر است و كوير لوت را از بلوچستان جدا مي سازد .
ب ـ ملك سياه كوه و كوه ميرجاوه : اين كوهها در شمال و مشرق شهرستان زاهدان واقع شده و خط الراس آنها مرز ايران و پاكستان را تشكيل مي دهد .
ج ـ سلسله جبال تفتان : اين رشته كوه در شمال شرقي بلوچستان در فاصله ۴۸ كيلومتري شمال شهر خاش قرار دارد و در جهت شمال غربي به جنوب شرقي كشيده شده و داراي چهار قله است كه بلند ترين آن ۳۹۷۲ متر ارتفاع دارد .
د ـ سلسله جبال بزمان : جبال بزمان در شمال غربي دهستان بزمان و در شمال درياچه جاز و موريان و با ارتفاع ۳۴۹۷ متر از سطح دريا قرار گرفته است .
و امتداد آن از سمت مغرب به رشته جبال بارز در استان كرمان متصل مي گردد .
اين كوهها چاله لوت را از چاله جاز و موريان ( درياچه جاز و موريان ) جدا مي كند .
ه ـ كوه بم پُشت : اين كوه در حد فاصل سراوان‚ چاه بهار و سلسله جبال آهوران كه شهرستنان ايرانشهر و چاه بهار را از هم جدا مي سازد قرار دارد . تنگه معروف سَرحه (محل وقوع قتل دكتر كارول و همراهان ) نيز بين آنها واقع گرديده است .
اين كوه به بلندي ۲۷۴۳ متر در شمال بخش زابلي واقع است.: BIRG و ـ كوه بيرگ
كوههاي ديگر بلوچستان عبارتند از : گوهر كوه ‚ سياه بند ‚ سورپيش ‚ پنج انگشت ‚ كلهر ‚ اسپيتك ‚ تخشك و ...
۳ ـ آب و هوا ‚ درجه حرارت ‚ بارندگي :
الف ـ آب و هوا : آب و هواي نواحي مختلف بلوچستان با توجه به ارتفاع و موقعيت جغرافيايي و فاصله اين نواحي از دريا‚ متفاوت و متضاد بوده و تنوع آب و هوا جالب و شگفت انگيز است .
بلوچستان را از نظر آب و هوا مي توان به چهار منطقه تقسيم نمود :
۱ ـ منطقه خوش آب و هوا شامل: دره هاي تفتان كه هوا در آنجا معتدل و لطيف است و داراي چشمه هاي آب گوارا نيز مي باشد .( منطقه سكونت سردار مهرالله خان ريگي و طايفه او ).
۲ ـ منطقه معتدل با اختلاف شديد درجه حرارت شب و روز شامل : شهرستانهاي زاهدان – خاش و روستاهاي ميان اين دو شهر.
۳ ـ منطقه گرمسيري با هواي خفقان آور و گرماي شديد در شبانه روز : اين منطقه از ايرانشهر به سمت جنوب ادامه دارد و محل مناسبي براي رشد و نمو انواع و اقسام نباتات گرمسيري ميباشد ( منطقه اي كه محل زندگي و عمليات دادشاه بوده است ).
۴ ـ منطقه ساحلي با هواي گرم و مرطوب شامل : بنادر طيس – چاه بهار و كُنارك مي شود .
ب ـ درجه حرارت ( دما ) : در بيشتر شهرهاي بلوچستان حد اكثر درجه حرارت بالاي۴۰ درجه سانتيگراد است ‚ اين ميزان در تيرماه در ايرانشهر به ۵۱ درجه بالاي صفر مي رسد حد اقل دماي بلوچستان در ماههاي آذر و دي مي باشد . سرد ترين شهرستانهاي بلوچستان زاهدان و گرم ترين آن ايرانشهر است .
ج ـ بارندگي : ميزان بارندگي سالانه شهرستانهاي ايرانشهر – چاه بهار ـ زاهدان و سراوان در سال ۱۳۵۳ خورشيدي بترتيب ۱۰۳ – ۲۱۰– ۸۳ و ۱۸۵ ميليمتر بوده است .
۴ - بادهاي بلوچستان :
سرزمين بلوچستا ن در اثر مجاورت با كوير لوت بادخيز ميباشد و در معرض وزش چندين باد به شرح زير قراردارد:
الف ـ باد شمالي : اين باد ‚ معمولا در بهار و پاييز مي وزد و در مسير خود از درياچه هاي سيستان كسب رطوبت كرده باعث سردي و اعتدال هوا مي گردد . ولي همين باد در فصل تابستان بر خشكي هوا مي افزايد ‚ بطوريكه تحمل آن براي افراد غير بومي دشوار است . چنانچه وزش باد شمالي مقارن با فصل زمستان باشد ممكن است درجه حرارت هوارا به حدي كاهش دهد كه سبب يخ بندان و بارش برف و بروز سرماي شديد گردد ‚ علاوه بر آن موجب طوفانهاي شن ميشود كه هوا را تيره و تار مي سازد .
ب ـ باد غربي : اين باد را به گويش محلي كرمان كوريج مي نامند كه موجب افزايش درجه حرارت شده و اغلب شدت وزش آن سبب بروز طوفانهاي سهمگين و سخت مي گردد و در بيابانه براي مردم و كاروانيان خطرناك است .
ج ـ باد شرقي : باد شرقي معمولا در فصل پائيز و زمستان و اغلب در هنگام عصر مي وزد ‚ اين باد برخلاف بادهاي ديگر نسبتآ ملايم بوده خطري ايجاد نمي كند ‚ به اصطلاح محلي آن را كلان دپو مي نامند .
د ـ باد جنوب غربي : اين باد به گويش محلي گرو يا ايوامبي مي نامند . باد جنوب غربي همانند بادهاي شمالي ‚ غربي و شرقي باعث ايجاد طوفان و دگرگوني هوا مي گردد .مردم بلوچستان بر اين باورند كه اين باد باعث گرمي آب مشكها ( حيكها ) و كوزه ها مي گردد .
ه – باد جنوبي : اين باد به اصطلاح محلي ونمبي يا شرجي ناميده مي شود ‚ رطوبت دريا را به همراه آورده و سبب ريزش بارانهاي شديد و جريان سيلابهاي عظيم مي گردد . اما براي مراتع ‚ مزارع و نخلستانها مفيد بوده و موجب سر سبزي اشجار و گياهان مي شود .
و ـ باد روز : اين باد باعث ريزش باران مي گردد و از آنجه كه وزش آن ملايم بوده و خطري در بر ندارد به نام باد روز معروف شده است .
۵ ـ آبهاي بلوچستان :
۱ ـ رود سرباز ( باهوكلات ) : اين رودخانه تا بخش راسك موسوم به سرباز و از اين منطقه تا باهوكلات به نام مزن كور ( رودخانه بزرگ ) و از باهوكلات تا مصب خود به اسم باهو ناميده ميشود و در تمام فصول داراي آب است.اين رود پس از مشروب ساختن نواحي سرباز – باهو كلات – پيشين و دشتياري به خليج گواتر در درياي عمان ميريزد . رودخانه سرباز تاثير بسياري در عمران و آباداني اراضي پيرامون خود داشته و حاصلخيزي زمينهاي مذكور مديون بركت آبها و مواد رسوبي نافع آن است . ناحيه اي كه از آب اين رودخانه استفاده بيشتري مي برد باهوكلات است كه با احداث سد بر روي آن بيش از ۳۶۰ روستا از آبهاي آن در كشاورزي و دامداري بهره مي برند . ( اين سد در سالهاي اخير و اواخر سلطنت محمدرضاشاه پهلوي ايجاد گرديد ) اين رودخانه در فاصله ي بين باهوكلات و پيشين ايجاد حوضچه هايي نموده كه در آنها كروكوديل وجود دارد . ( اولين بار در حدود سال ۱۳۵۰ خورشيدي نگارنده از وجود كروكوديل و شكار دائمي آنها توسط افراد حرفه اي كه به منظور شكار از پاكستان به آن منطقه سفر ميكردند آگاه گرديد و شخصآ يك كروكوديل شكار نموده و پوست لانرا با گزارش مشروحي از طريق دفتر حفاظت محيط زيست استان كه بتازگي تشكيل شده بود به مركز ارسال داشته كه اكنون آن پوست بصورت آمپايه در موزه سازمان حفاظت محيط زيست كشور نگهداري مي گردد ) .
۲ ـ رود نيك شهر : اين رود از ارتفاعات شمالي نيكشهر سرچشمه مي گيرد و پس از دريافت چند شاخه ي فرعي به نامهاي : كشيك ـ شكيم و كُناردان ـ بنت و راپج – نسپران – سورك و ساديچ به درياي عمان مي زيزد .( قسمتي از منطقه عمليات دادشاه ) .
۳ ـ رودخانه بمپور : دشت بمپور كه بين بلوچستان و شهرستان رودبار از استان كرمان قرار گرفته است از سمت شمال توسط ارتفاعات جبال بارز و بزمان – از سمت جنوب ‚ ارتفاعات بشاگرد ـ فنوج و چانف ـ از سوي مغرب كوههاي اسفندقه كرمان ـ و از سمت مشرق ارتفاعات زرد كوه ـ اسپيدان و سياه بند احاطه گرديده است .( قسمتي از منطقه عمليات دادشاه ) . سيلابهاي ارتفاعات مذكور جلگه بمپور را طي نموده و در انتهاي مسير خود بنام رودخانه بمپور به درياچه فصلي جاز و موريان مي ريزد . سيلهاي مذكور از نظر آبياري مزارع بمپور بسيار حائز اهميت هستند و با بستن سد هايي بر روي آنها به اهميتشان افزوده مي شود . يك سد سيماني در نزديكي بمپور بر روي اين رودخانه بسته شده كه در توسعه كشاورزي منطقه تآثير بسزايي داشته است . در سال ۱۳۳۱ خورشيدي عمليات ساختماني سد بمپور آغاز گرديد . اين سد از نوع سدهاي بتني با آبريز ‚ روي رودخانه بمپور در۱۲ كيلومتري مغرب ايرانشهر ساخته شده است . طول اين سد۸۰ متر و عرض آن۵۰/ ۳ متر و ارتفاع آن۵۰/ ۵ متر مي باشد . در سمت راست اين رودخانه نهري بطول ۲۳۰۰ متر حفر گرديده كه به وسيله آن تا حدود۲ متر مكعب در ثانيه آب از رودخانه به روستاهاي بمپور جريان مي يابد .
۴ ـ رودخانه ماشگل ( ماشكيد ) : اين رودخانه در قسمتي از جنوب كوهك در امتداد خط مرزي ايران و پاكستان جريان دارد و در خاك پاكستان به رودخانه سيلابي رخشان كه از ناحيه پنج گور سرچشمه مي گيرد ملحق شده و پس از عبور از تنگه ذرني ‚ گراوك و جلگه خاران به سمت غرب تغيير مسير داده و اراضي ديم زار شرقي لانگشت را مشروب نموده و سپس داخل ماشكيد مي شود .
ب ـ درياچه ها :
۱ ـ درياچه جاز و موريان : اين درياچه در مغرب بلوچستان قرار دارد و نيمي از آن در استان كرمان واقع است . در قسمت عميق اين درياچه و در فصول باراني آب مشاهده مي شود اما در ساير مواقع بشكل مرداب و باتلاق در آمده و مراتع پيرامون آن براي چراي دامها مفيد است . مساحت حوضچه جاز و موريان به ۳۰۰ كيلومتر مربع ميرسد و مقدار متوسط آب آن ۲/ ۱۰ ميليارد متر مكعب مي باشد .
۲ ـ درياچه چاه غيبي ( چاه گابي ) : اين درياچه در جنوب غربي خاش قرار گرفته و مركزتجمع سيلابهاي دجنگ و پيگل مي باشد و همانند ساير هامونها در بهار داراي آب و در ساير فصول بصورت مرداب درآمده و چراگاه منسبي براي دامهاي ناحيه است .
۳ ـ درياچه سردريا : سردريا از سه درياچه كوچك در قلل كوه تفتان تشكيل شده كه دو درياچه قسمت شمالي عمقشان كم و اغلب داراي آب گوارا مي باشند ‚ درياچه ديگر كه نسبتاَ بزرگ است ( ۲۵۰ ×۳۵۰ متر ) و عمق آن تاكنون مشخص نگرديده ‚ آب آن دائمي و شور است .
پ – آبهاي زير زميني : با توجه به ميزان بارندگي و شدت تبخير در بلوچستان ‚ ذخيره آبهاي زير زميني محدود است و عموماَ اين منابع از طريق چشمه ها و حفر چاههاي عميق و نيمه عميق و قنوات بهره برداري مي شود .
ت ـ آبهاي معدني : از آنجا كه كوههاي بلوچستان نتيجه چين خوردگيهاي دوران سوم زمين شناسي هستند ‚ آثار فعاليتهاي آتشفشاني در آنها بطور نسبتاَ وسيعي مشاهده مي شود . اين پديده در حال حاضر كه آتشفشانها نيمه خاموش بوده و فعاليت كمي دارند به صورت چشمه هاي آب معدني گرم و سرد در پيرامون كوه تفتان ‚ خاش ( دره سنگان ) دوازده كيلومتري شمال نصرت آباد ‚ كوه بزمان ‚ ناحيه سفيدابه ( مسير زاهدان – بيرجند ) ‚ روستاي يوسف آباد (مسير زاهدان – خاش ) ديده ميشود.
۶ ـ پوشش گياهي : پوشش گياهي بلوچستان تُنُك و محدود است . در بعضي نقاط حتي حداقل شرايط گياهان بياباني و كويري نيز وجود ندارد ‚ با اين حال در پوشش گياهي اين سر زمين ‚ تنوع گياهي مشاهده ميشود . بطور كلي در كنار مسيل ها ‚ رودخانه ها و دامنه ارتفاعات به علت وجود رطوبت بيشتر و درجه حرارت كمتر ‚ جنگلها و نباتات طبيعي متنوع و متراكم تري وجود دارد . پوشش گياهي سر زمين بلوچستان با توجه به شرايط و موقعيت جغرافيايي منطقه در نواحي سرحد و ساحلي از اين قراراست .
الف ـ مناطق سرحدي : در منطقه معروف به سرحَد كه سلسله كوههاي تفتان ‚ پنج انگشت و مورپيش را در بر مي گيرد شرايط جنگلي پديد آمده است و در آن استعداد پوشش گياهي و علف زارهاي مناسب و كافي وجود دارد . در اين منطقه درختاني بوجود آمده كه گرچه به انبوهي و شكوه جنگلهاي شمال كشور نمي رسند اما داراي درختان مفيد بسياري مي باشند كه ميوه آنها مورد استفاده اهالي قرار مي گيرد . از جمله : بَنِه يا پسته كوهي ‚ بادام كوهي ‚ ارژن ‚ سياه چوب ‚ گز ‚ تاگز و .... درختان آنرا تشكيل مي دهند .
ب ـ مناطق ساحلي : در اين منطقه انواع نباتات و درختان گرمسيري مناطق مرطوب به عمل مي آيد مانند درختان : كهور ‚ كُنار ‚ چش ‚ كلير ‚ پيش يا نخل خزنده ‚ گز ‚ تاگز ‚ خرزهره ‚ پير ‚ توج ‚ چگرد ‚ جگر ‚ زهر عقرب ‚ انواع ني ها ‚ انجير هندي و تمبر .
۷ ـ معادن بلوچستان : منطقه بلوچستان از نظر منابع زير زميني بسيار غني است . كروميت در نواحي خاش و ايرانشهر و آثار منابع نفتي در ناحيه هريدوك نزديك اسپكه ديده شده است . بر اساس مطالعات محدودي كه توسط شركت ايتال كنسولت ( ايتاليايي ) و سازمان زمين شناسي و تحقيقات معدني كشور و گروه اكتشافات وزارت نفت در اين منطقه صورت گرفته تا كنون معادني بشرح زير كشف گرديده است :
الف ـ معادن مس : در شمال زاهدان با ذخيره اي متجاوز از ۱۵ ميليون تن .
ب ـ معدن كروميت : در پيرامون خاش .
پ ـ معادن منگنز : در ناحيه كوتيج .
ت ـ معادن گرانيت : در نزديكي زاهدان ‚ اين معدن از مرغوب ترين سنگهاي جهان است كه در صورت استخراج مي تواند منبع ارزي مؤثري براي كشور باشد .
معادن ديگر منطقه عبارتند از : سنگ مرمر ‚ سنگ آهك ‚ تراورتن ‚ شن و ماسه سيليسي . ضمناَ استخراج نمك از آب دريا در روستاهاي ساحلي درياي عمان معمول است .
( تذكر نگارنده : در سالهاي ۱۳۴۵ تا۱۳۵۵ خورشيدي مطالعات و عكس برداري هاي هوايي وسيعي براي شناسايي و كشف منابع «اورانيوم » درمنطقه كوير و بلوچستان صورت گرفت كه نتايج مطالعات بطور محرمانه باقي ماند و نظارت بر انجام عمليات بر عهدة ادارة دوم و سازمان ضداطلاعات ارتش شاهنشاهي ايران بود. به احتمال بسيار‚منابع اورانيوم در بلوچستان و منطقه كوير كشف گرديده است.)
۸ ـ جمعيت بلوچستان :
در سال ۱۳۵۵ خورشيدي جمعيت بلوچستان ۴۸۹۹۹۰ نفر بوده كه از اين تعداد ۲۵۳۱۶۶ نفر مرد و ۲۳۶۸۲۸ نفر زن بوده اند .
جمعيت بلوچستان در سال۱۳۶۰ خورشيدي ، حدود ۶۰۶۰۰۰ نفر و در سال۱۳۶۳ حدود ۶۳۲۱۷۲ نفر برآورد گرديده است كه باحتمال فراوان تعداد زيادي از مردم بلوچ كه در شيخ نشينهاي خليج فارس اقامت داشته اند به منطقه مراجعت كرده اند .
۹ – نظام مالكيت ارضي :
در بلوچستان ، تاريخ املاك خالصه به دوره سلطنت ناصرالدين شاه قاجار ( سالهاي ۱۲۶۴ تا ۱۳۱۳ هجري قمري مطابق با ۱۸۴۸ تا ۱۸۹۶ ميلادي مطابق با ۱۲۲۱ تا ۱۲۷۵ خورشيدي ) باز مي گردد .
پس از مرگ نادرشاه افشار ( ۱۱۶۰ هجري قمري مطابق با ۱۷۴۷ ميلادي مطابق با ۱۱۲۶ خورشيدي ) بلوچستان تا مدتي تحت نظر خوانين و سرداران محلي اداره مي شد و دوباره در سال ۱۲۶۵ هجري قمري مطابق با ۱۸۴۹ ميلادي مطابق با ۱۲۲۸ خورشيدي در زمان صدارت ميرزا تقي خان اميركبير تحت قدرت دولت مركزي ايران درآمد و چندي بعد قسمت اعظم بلوچستان خالصه شد .
زمينهاي خالصه بلوچستان عبارت بوده است از بعضي املاك و قنوات در شهر خاش و زاهدان و بيش از ۲۰ روستا در پيرامون بمپور و ايرانشهر .
اين اراضي را غالباَ به مردم غير محلي اجاره مي دادند و در اجاره نامه ذكر مي شد كه روابط مستاَجر با رهايا موافق با معمول محل خواهد بود . بيشتر املاك بلوچستان از آن سرداران بوده و در اين منطقه خرده مالك كمتر وجود دارد ، تعدادي روستا در اطراف ايرانشهر است كه به خرده مالكان تعلق دارد .
مناطق عشايري بلوچستان داراي ضوابط و مقررات خاص خود بوده و در حاليكه عده اي اسكان يافته اند و گروهي نيمه كوچرو هستند ، ولي تشكيلات اجتماعي آنان از نوع تشكيلات ايلي است . خوانين يا سرداران بلوچ داراي نفوذ زيادي بوده و املاك وسيعي را در اختيار داشته اند .
سرداران ۱۰% كل محصول را به اعتبار سردار بودن از عشاير مطالبه و وصول مي كرده اند . با اينكه وصول اين ماليات توسط سرداران از سوي مقامات دولتي ممنوع گرديده ، معهذا اين ماليات وصول مي شد .
در مواردي كه سردار و افراد طايفه اش داراي يك نياي مشترك بودند ۱۰% مذكور در حكم پاداش بوده است كه در قبال خدمات سردار باو مي دادند . زيرا سردار از منافع آنان در برابر دخالت ماَموران دولت و غارتگري عشاير و طوايف ديگر دفاع مي كرده است . با اين حال پس از تسلط دولت مركزي با برچيده شدن بساط سرداران ، مالكان بزرگ ، كشاورزي منطقه نيز سير نزولي داشته است ، زيرا مردم بلوچ براي كسب در آمد بيشتر به شيخ نشينهاي خليج فارس مهاجرت مي كنند .
۱۰ – مسكن : مردم بلوچ مساكن خود را با گل و خشت مي سازند و مساكن موقتي آنان به دو شكل يكي لوك LUK است كه از ني بصورت نيم كره ساخته و با حصير پوشانده مي شو و ديگري كپر KAPAR است كه براي ساختن آن از چوب استفاده مي شود و روي آنرا با حصير و شاخ و برگ درخت خرما ميپوشانند . اين نوع مسكن در نواحي قصر قند ، نيكشهر و راسك بيش از ساير نقاط رايج است .
بلوچان كوچرو و دامدار همانند مردم ساير ايلهاي ايران از سياه چادرهايي كه خودشان از موي بز مي بافند و بآن پلاس مي گويند براي سكونت استفاده مي كنند .
الف – كشاورزي : سر زمين بلوچستان داراي اراضي وسيع و حاصلخيزي مي باشد ولي بعلت نداشتن آب از كليه اراضي استفاده نمي شود . شرايط اقليمي مناسب جهت رشد نباتات و آب و هواي متنوع ، امكان بعمل آمدن همه نوع نباتات سدسيري و گرمسيري را فراهم نموده است .
بلوچستان بر خلاف آنچه شايع شده نه تنها منطقه اي گويري و بي آب و علف نمي باشد بلكه منطقه اي است كوهستاني با ارتفاعات بسيار و جز در بمپور و يكي دو نقطه ديگر كه آبياري آن بوسيله رودخانه تاَمين مي گردد ، در ساير مناطق كشاورزان اراضي خود را با آب قنات و چاه آبياري مي كنند . بعلت فراواني آبهاي زير زميني در مناطق دلگان و ايرانشهر مي توان با استفاده از حفر چاههاي عميق و نيمه عميق هزاران هكتار از اراضي مستعد و حاصلخيز را زير كشت در آورد . حدود ۵۱% سطح كل كشت مربوط به گندم و حدود ۱۸% به جو اختصاص دارد .
درخت خرما در بيشتر نقاط رشد كرده و بيش از چهار ميليون اصله درخت خرما در منطقه بلوچستان وجود دارد كه بيشتر محصول آن بمصرف اهالي ميرسد.
محصولات كشاورزي بلوچستان عبارتند :
۱ – گندم : بصورت آبي و ديم كشت مي شود ، در بعضي از نواحي ديم زارها توسط سيلابهاي بهاري آبياري مي گردد ، سطح توليد اين نوع كشت در هكتار برابر با ۱۲۵۰ كيلوگرم مي باشد كه در مقايسه با عملكرد سطح توليد كل كشور ( ۴۵۸ كيلوگرم در هكتار ) از بازدهي قابل توجهي برخوردار است .
۲– جو : جو بصورت آبي در بيشتر نقاط و بصورت ديم در شهرستانهاي چاه بهار ، ايرانشهر و سراوان در سطح محدود كشت مي شود .
۳ ـ برنج : برنج در اراضي كوهپايه ها و مسير رودخانه ها كشت مي شود و توليد آن در هكتار حدود ۱۶۳۰ كيلوگرم است .
برنج بلوچستان چهار نوع است كه عبارتند از :
الف ـ برنج صدري كه محصول آن كم بوده و گران قيمت مي باشد .
ب ـ برنج سپيد گنك يا برنج سفيد كه بيشتر در نيكشهر بدست مي آيد .
پ ـ برنج چمپا كه شبيه برنج صدري است ولي اندكي درشت تر و برنگ قرمز كم رنگ .
ج ـ برنج سياه كه از همه خوشمزه تر و فراوان تر است .
در بعضي مناطق كه دوبار در سال محصول برداشت مي شود ، محصول دوم برنج است .
بلوچستان داراي محصولات ديگري از قبيل : يونجه ، جاليزي ، پياز و گوجه فرنگي مي باشد و عمده ترين محصول باغهاي آن خرما ، مركبات ، موز ، اَنبه ، خربُزِه درختي ، نارگيل و گوادا( زيتون ) مي باشد .
ب – دامداري .
دامداري اصلي ترين توليد و مهم ترين منبع درآمد عشاير بلوچستان است .
اما بعلت نامساعد بودن شرايط طبيعي و خشكسالي و كمي بارندگي ‚ عقب افتادن زمان بارندگي سالهاي اخير ‚ شيوع انواع بيماريهاي دامي ‚ استفاده بي رويه از مراتع ‚ خطراتي است كه دامداري اين منطقه را تهديد مي كند . زيرايكي از خصوصيات بارز جوامعي كه داراي سيستمهاي اقتصادي ابتدايي تري هستند وابستگي شديد آنان به طبيعت است . در چنين شرايطي نگاهداري تعداد دام مستلزم مراقبت دائمي و امكانات مالي بهتر است كه بتوان در سالهايي كه بارندگي عقب مي افتد و زمستان طولاني تر مي شود ‚ باخريد جو و علوفه دامها را از گرسنگي نجات داد و تا شروع بهار و بارندگي نگاهداري نمود . ميتوان گفت كه دامداري در بلوچستان روبه زوال است و زندگي عشايري كه به دامداري بسته است در شرف از هم پاشيدن مي باشد .
دامهاي اين منطقه عبارتند از :
۱ – گوسفند : گوسفندان منطقه بلوچستان از نوع بلوچي و افغاني مي باشند . بلوچستان در گذشته از مراكزعمده پرورش گوسفند بلوچي بوده است . گوسفند بلوچي در مقابل مراتع ضعيف ‚ مقاومت خوبي دارند و از نژادهاي بسيار خوب در ايران هستند . ميزان توليد پشم براي ميش حدود يك كيلوگرم و براي قوچ حدود ۵/۱ كيلوگرم است . ميزان شير آنها كم ميباشد ‚ وزن ميش درزمان بلوغ حدود ۳۵ تا ۴۰ كيلوگرم و وزن قوچ حدود ۴۵ تا ۴۷ كيلوگرم ميباشد.
۲ ـ بز : بز ‚ مهمترين و بيشترين دامي است كه در اين منطقه توليد و پرورش داده مي شود زيرا در شرايط
خشكي و بي علفي و كم آبي بلوچستان كه از ويژه گيها و اختصاصات عمومي اين سر زمين است ‚ تاب وتوان بيشتري براي ادامه حيات دارد.بزهاي بلوچستان از نوع بزهاي پاكستاني‚ بز سراواني و بز دشتياري ميباشند .
۳ – گاو : گاوهاي بلوچستان از نژاد گاو سيستاني و گاو دشتياري هستند .
۴ – شتر : شتر ‚ در بين عشاير بلوچستان داراي اهميت ويژه اي است زيرا نه تنها از گوشت و شير آن استفاده ميكنند بلكه باركشي و حمل و نقل كالا با شتر صورت مي گيرد . در بلوچستان علاوه بر دامهاي فوق الاغ نيز وجود دارد كه بمنظور باركشي در مزارع و غيره نگاهداري مي شود.
ج ـ شكاردر بلوچستان :
بلوچستان از لحاظ شكار سرزميني بِكر مي باشد و مي توان آن را از بهترين شكارگاههاي جهان بشمار آورد . چنانچه به نقاط دور افتاده و نواحي خالي از سكنه بلوچستان سفر كنيد به شكارگاهها و حيوانات بي نظيري برخورد مي نمائيد .در زير برخي از آنها نام برده مي شود :
۱ – پرندگان : از انواع مختلف پرندگان موجود در بلوچستان مي توان تيهو ‚ دُراج ‚ هوبَرِه ‚ باقِرقِرِه‚ جيرُفتي ‚ بِلدِرچين ‚ انواع مرغابي و غاز ‚ مينا و سبزقبا را نام برد .
۲ ـ حيوانات وحشي : حيوانات شكاري كه در ساير نقاط ايران كمتر ديده مي شوند در اين منطقه به حد وفور موجود است و عبارتند از : آهو ‚ قوچ ‚ ميش ‚ بُز ‚ پازَن ‚ خرس ‚ پلنگ ‚ گرگ ‚ روباه ‚ كَفتار ‚ شغال ‚ خوك ( گراز وحشي ) ‚ سگ وحشي يا سگ كوهستان و حيوان عجيب ديگري بنام بخشوشك كه همانند گربه وحشي بوده و چشم كوچك و درخشاني دارد و علاقمند به ربودن كودكان است و اگر والدين كودك غفلت نمايند بچه را از ناحيه سر بدهان گرفته و بسرعت پنهان مي شود .
خرس : در ارتفاعات بَزمان خرسهايي مشاهده شده كه با خرسهاي معمولي ايران تفاوت زيادي دارند و شايد از نوع خرسهاي هلندي باشند . خرسهاي اين ناحيه داراي رنگ براق سياهي بوده و جلوي سينه آنها را پشم سفيد رنگي پوشانده است .
كروكوديل ( تمساح ) : كه به اصطلاح بلوچي گاندو ناميده مي شود . كه در بركه هاي رودخانه پيشين تا باهوكلات زندگي مي كنند و طول آنها به دو متر مي رسد ‚ اين حيوان غالباَ انسان ‚ گاو و ساير حيوانات اهلي را شكار كرده و آنها را با خود به داخل رودخانه مي برد .
مار : در بلوچستان مارهاي سمي و كشنده زيادي وجود دارد ‚ يك نوع مار در كوهستانهاي بم پُشت ‚ سرباز‚ چانف ‚ سَرحِه و جنوب فنوج تا بشاگرد ديده مي شود كه بنام مار سياه معروف است . پشت اين مار سياه رنگ به بنفش زرد يا سفيد و زير شكم آن سفيد و داراي نيروي قوي و سم بسيار مهلكي است. ( منطقه عملياتي دادشاه )
د – ماهيگيري : ماهيگيري يكي از منابع مهم تغذيه مردم بلوچ ساكن در سواحل درياي عمان مي باشد . مركز ماهيگيري بلوچستان بنادر چاه بهار ‚ كُنارَك ‚ بريس ‚ پَسابَندَر مي باشد .
برخي از انواع ماهيهاي درياي عمان عبارتند از : ماهي حلوا ‚ ماهي قُباد ‚يا شيرماهي ‚ ماهي دخ

















